ثروت از ديدگاه قرآن

ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٩٤

او را به هلاكت مى‌رساند.
حضرت على عليه السلام در نامه‌اى خطاب به معاويه، اين‌گونه نوشت:
«امَّا بَعْدُ فَانَّ الدُّنْيا مَشْغَلَةٌ عَنْ غَيْرِها وَ لَمْ يُصِبْ صاحِبُها مِنْها شَيْئاً الّا فَتَحَتْ لَهُ حِرْصاً عَلَيْها وَ لَهَجاً بِها» «١» دنيا آدمى را به خود مشغول مى‌كند و از غير خود بيگانه مى‌سازد. دنياپرست به چيزى از دنيا نمى‌رسد، مگر اين كه درى از حرص و طمع و شيفتگى بيشتر، به رويش باز مى‌شود.
ب- آرزوهاى طولانى‌ تلقين به نفس، بتدريج به عمل مى‌انجامد. كسى كه به آرزوهاى طولانى گرفتار آيد، به آزمندى و حرص شديد و همه جانبه مى‌افتد. امام كاظم عليه السلام فرمود:
«لاتُحَدِّثُوا انْفُسَكُمْ بِفَقْرٍ وَ لابِطُولِ عُمْرٍ فَانَّهُ مَنْ حَدَّثَ نَفْسَهُ بِالْفَقْرِ بَخِلَ وَ مَنْ حَدَّثَها بِطُولِ الْعُمْرِ يَحْرِصُ» «٢» درباره فقر و طول عمر با خود سخن مگوييد؛ زيرا كسى كه در مورد فقر با خود حديث نفس كند، [هنگام انفال مال‌]، بُخل مى‌ورزد و كسى كه در مورد طول عمر با خود حديث نفس كند، حريص و آزمند مى‌گردد.
پيامدهاى آزمندى‌ حرص شديد به مظاهر دنيا و ثروت اندوزى، آثارى منفى دارد كه در زير به برخى از آنها اشاره مى‌شود:
الف- ذلّت و خوارى: آزمندى، آزادى را از آدمى مى‌ستاند و زبانش را در اعتراض به ثروتمندان «مترف» و «متكاثر» كوتاه مى‌كند و خواسته يا ناخواسته، او را اسير و طفيلى ديگران مى‌سازد؛ زيرا آن كه حلقه طمع بر گردن آويزد، بنده حلقه به گوش مالداران مى‌شود و در نظرها بى‌ارزش مى‌گردد. حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد: