ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٧٩
بودن آن است. همچنانكه كسب اموال حرام، ممنوع است استفاده كردن از آنها نيز ممنوع است.
راههاى تعديل ثروت ممكن است گفته شود كسى كه فعاليت اقتصادى زيادى داشته باشد، بطور طبيعى ثروت زيادى هم خواهد داشت، پس چگونه مىتوان خود را در حد «كفاف» نگه داشت و به «تكاثر» آلوده نگشت.
در نظام اقتصادى اسلام، راههايى براى اين منظور پيشبينى شده است؛ از جمله آنها واجب بودن زكات، خمس و ديگر حقوق مالى است كه ثروت را از حال ركود و ازدياد بىرويه خارج مىسازد و يا عباداتى كه زيربناى مالى دارد، همانند حج، شخص را از افزونطلبى باز مىدارد. علاوه بر آنها اگر كسى به انجام برخى از كارهاى شايسته و مستحبّ، چون وقف، صدقات و خيرات و كارهاى عام المنفعه اقدام نمايد، چنين كسى هر چند فعاليت اقتصادى زيادى هم داشته باشد، باز هم ثروتش به حدّ «تكاثر» نخواهد رسيد و در حدّ كفاف و اعتدال ثابت خواهد ماند؛ زيرا كار زياد گرچه ثروت زياد مىآورد، ولى حقوق مالى زيادى هم به دنبال خواهد داشت.
به همين جهت در روايات اسلامى اينگونه آمده است:
«مال و ثروت زياد و بيش از حدّ هيچ وقت از راه حلال جمع نمىشود». «١» فلسفه تعديل ثروت اسلام از طرفى با سرمايه كلان و ثروت اندوزى مبارزه مىكند، زيرا ثروت انبوه و بىحساب انسان را به اسراف، زيادهروى، معصيت، احتكار، استعمار و استخدام ظالمانه وامىدارد و توازن و تعادل جامعه را بر هم مىزند و سبب طغيان و استكبار و فتنه و فساد و استدراج و هلاكت مىگردد. «٢» از طرف ديگر با فقر هم بشدّت مخالفت مىكند، بدليل اين كه فقر سبب كفر و الحاد و پيامدهاى ناگوار مىگردد و