ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٧٢
ملك زياد دانسته به مردم مصر مىگفت: چون موسى فقير است، نمىتواند پيامبر باشد:
«فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِن ذَهَبٍ ...» «١» (اگر موسى عليه السلام براستى پيامبر است) چرا دستبندهاى طلا به او داده نشده است.
د- اختلال در توازن اقتصادى و عدالت اجتماعى از راه احتكار، انحصار واردات و صادرات، كم فروشى و گران فروشى.
ه. سوء استفاده از استعداد و امكانات ديگران و استخدام آنان به نفع خود.
و- ترك انفاقهاى واجب و مستحب و گرايش به كارهاى لغو و بيهوده.
ز- فتنهگرى و فسادانگيزى: ايجاد فتنه در شكلهاى مختلف، دائر كردن قمارخانه و گسترش بساط شرابخوارى و رهيابى به ميكدهها، رباخوارى قساوت قلب و بىرحمى، پايمال كردن حقوق ديگران، غش و اختلاس، كلاهبردارى، ايجاد تورّم، عياشى و شهوترانى از ديگر نشانههاى طغيانگرى ثروتمند غيرمكتبى است.
مبارزه با طغيانگرى از نظر قرآن راههايى وجود دارد كه مىتوان با استفاده از آنها با طغيانگرىهاى ناشى از ثروت اندوزى و استغنا مبارزه كرد، از جمله:
الف- مطالعه در آغاز و انجام آفرينش: قرآن در مقام مطرح كردن طغيانگرى انسان به اين دو اصل توجه مىدهد؛ نخست مىفرمايد:
«خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ» «٢» (خداوند) انسان را از لخته خون آفريده است.
سپس مىفرمايد:
«إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى» «٣»