ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٧١
خداوندش از سپاسشان محروم كرد و دوستيشان را معطوف ديگرى ساخت، چنان كه اگر روزى پايش بلغزيد و به يارى و همراهيشان نيازمند شد، آنها را بدترين ياران و پستترين دوستان خود يافت! «١» ج- مخالفت با انبيا: ثروتمندان طغيانگر، صلاحيتهاى اجتماعى و سياسى را با زراندوزى مىسنجند و به كسى كه فاقد مال و ثروت است، اهميّت نمىدهند. از اينرو، بينش انبيا را قبول نمىكنند و با آنان به مخالفت برمىخيزند و تبعيت از نياكان خود را بر پيامبران ترجيح مىدهند.
«وَكَذلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِن نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُقْتَدُونَ» «٢» و بدين سان، پيش از تو به هيچ قريهاى بيم دهندهاى نفرستاديم، مگر آنكه متنعمّانش گفتند:
پدرانمان را بر آيينى يافتيم و ما به آثار آنها اقتدا مىكنيم.
«مترفان» ثروتمندان و مرفّهانِ فزون طلبند، كسانى كه مست و مغرور نعمت گشته و طغيان مىورزند. «٣» نعمت زدگانِ سركش، نه تنها با خود پيامبران مخالفت مىكردند، بلكه با پيروان و طرفداران آنان نيز به مخالفت برمىخاستند. در قرآن به نمونههاى زيادى از آن برمىخوريم، همانند قوم نوح عليه السلام است كه در برابر او به مخالفت برخاستند و گفتند:
... ما تو را جز انسانى همانند خود نمىبينيم و كسانى را كه از تو پيروى كردهاند، جز گروهى اراذل سادهلوح نمىيابيم و براى شما برترى نسبت به خودمان نمىبينيم؛ بلكه شما را دروغگو تصوّر مىكنيم. «٤» برخورد فرعون با حضرت موسى عليه السلام نمونه ديگرى از سركشى ثروتمندان عليه پيامبران است؛ او خود را برتر از موسى عليه السلام مىپنداشت و دليل آن را داشتن مال و