ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٥٧
اقتصادى جامعه را مختلّ و اركان آن را متزلزل مىسازد. آنها كه بخشى از اموال خود را به انتظار افزايش قيمت اندوخته مىكنند، بر منافع و مصالح جامعه لطمه وارد كرده و افزون بر آن، به خدا و رسولش خيانت مىورزند؛ زيرا اگر آنها ثروت خود را از حاكم پنهان نمىكردند و در جامعه به جريان مىانداختند در موقع حساسى كه پول تنها وسيله حل مشكلات مالى مردم است، زمامدار آن را مىگرفت و نيازهاى جامعه را برطرف مىكرد. «١» كسى كه خيرخواه جامعه باشد هرگز كالاهاى مورد نياز مردم را ذخيره نمىسازد، زيرا كه آن نوعى سوءاستفاده از موقعيتهاى استثنايى و نوعى سرقت تلقّى مىشود، چنانكه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
اگر خداوند بندهاى را در حال دزدى ملاقات كند، براى من بهتر است تا او را در حالى ملاقات كند كه (بخشى از مواد) غذايى را به مدت چهل روز احتكار نموده باشد. «٢» مسلمانان بر حرمت و ممنوعيت احتكار [بويژه در موادغذايى] اتفاق نظر دارند چرا كه آن عملى قبيح و فسادانگيز، زيانبار ثروت از ديدگاه قرآن ٦٩ هشدار به طغيانگران ص : ٦٩ ، مخالف رقت قلب، عقل سليم و جوانمردى است. خسارت و ضرر وارد كردن به مسلمانان در هر شكل و شرايط، نهى شده است و پيشوايان دينى توصيه كردهاند كه دفع مفاسد از فرد و جامعه بالاتر از جلب منفعت است. مخصوصاً در آنجا كه مفسده بُعد عمومى و اجتماعى، و مصلحت بُعد شخصى و انفرادى داشته باشد. «٣» با توجه به آثار منفى اين پديده است كه مبارزه با آن براى افراد جامعه و حكومت واجب است. بخصوص اگر احتكار در امور حياتى و مواد ضرورى و غذايى باشد. شهيد ثانى در اين باره مىنويسد:
هنگام احتكار، كسى كه براى تهيه موادغذايى مضطرّ است، اگر بتواند، بايد با محتكر به مقاتله برخيزد و چنانچه كشته شد، مظلومانه كشته شده است و اگر محتكر كشته شد، مهدور الدم