ثروت از ديدگاه قرآن

ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٥٦

در ادامه آيه، اشاره شده است كه قمار و شراب، بذر دشمنى در ميان مؤمنان مى‌افكند و سدّ راه خدا و انجام عبادت مى‌شود. پس خداوند، گرچه افراد بشر را به كسب، تجارت، كار و تلاش فرا مى‌خواند؛ ولى از تحصيل مال نامشروع و انجام كارى كه به حرامخوارى مى‌انجامد، نهى كرده است.
ج- احتكار و انحصار: احتكار و ذخيره سازى مال زيانبارترين ضربه را به اقتصاد جوامع بشرى وارد مى‌كند و در هر زمان از مشكلات اقتصادى و اجتماعى محسوب مى‌شود. سابقه احتكار به پيش از اسلام برمى‌گردد و اكنون نيز پابه پاى گسترش مبادلات تجارى پيش مى‌رود و در تحولّات سياسى نيز مؤثر است در حدى كه حكومت‌ها و ابرقدرت‌ها هنگام استيلا بر سياست و فرهنگ خاص يك ملت از آن به عنوان اهرمى قوى استفاده مى‌كنند و به وسيله آن مردم را عليه حكومت تحريك كرده بهانه ملموسى براى ايجاد شورش به دست آنان مى‌دهند.
با توجه به پيامدهاى مذموم و آفات زيانبارى كه احتكار به دنبال دارد و قرآن كريم آن را ممنوع اعلام كرده است:
«وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ» «١» و كسانى كه طلا و نقره را گنجينه (و ذخيره و پنهان) مى‌سازند و در راه خدا انفاق نمى‌كنند، ايشان را از مجازات دردناكى خبر بده! هر چند واژه «طلا و نقره» خاص و محدود به دو فلزّ قيمتى است، ولى در اينجا جنبه عمومى دارد و شامل هر نوع مال و ثروت حتى زمين، ساختمان، معادن، ماشين و كارخانجات مى‌شود. زيرا آنهايى را كه خداوند در اين آيه تهديدشان مى‌كند، همه سرمايه‌داران ثروت‌اندوز هستند، نه تنها كسانى كه طلا و نقره در اختيار دارند. «٢» پس با توجه به بافت آيه و دقت در تفسير آن، احتكار و ذخيره‌سازى مال در هر شكلى كه باشد به عدالت اجتماعى و اقتصادى زيان سختى وارد مى‌كند، پيكره‌