ثروت از ديدگاه قرآن

ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٢٠

آنان روزى دهيد و لباس بر اندامشان بپوشانيد و با آنها سخن شايسته بگوييد.
از آيه استفاده مى‌شود هر چند مال متعلق به شخص سفيه است ولى وقتى به رشد كامل نرسيده باشد حق جامعه نسبت به ثروت ايجاب مى‌كند كه مال را مستقيماً به دست او ندهند، زيرا خداوند مال را براى حفظ قوام جامعه داده است. سهمى كه جامعه نسبت به اموال به طور مطلق دارد تا حدّى است كه هرگاه در تصرفات مالكيّت خصوصى نسبت به حفظ و بهره‌ورى و رشد اقتصادى آن، تأمين كافى وجود نداشته باشد و نتوان تدبير و سياست معقول در هزينه آن را تضمين كرد، وظيفه مسؤولان ايجاب مى‌كند كه نگذارند حق تصرف آن، در اختيار افراد سفيه قرار گيرد تا مبادا بر اثر مصارف بى‌مورد حقّى از فرد جامعه تضييع گردد و نيز بر آنهاست كه افراد غير رشيد را از نظر خوراك و پوشاك و نيازهاى ديگر در مضيقه نگذارند و مصارفش را از همان مال تأمين كنند. سياق آيه و جمله «و ارزقوهم فيها» حامل اين پيام است؛ زيرا تعبير «فيها» به جاى «منها» اشاره به اين مفهوم است كه به كار گرفتن اموال آنها بايد زندگى آنها در درجه اوّل از درآمد سرمايه خودشان تأمين شود نه از اصل سرمايه تا پس از مدتى تهيدست گردند و چون ديگر مستمندان از اموال ديگران ارتزاق كنند به دليل اين كه اموال افراد علاوه بر رابطه‌اى كه با مالكان خصوصى و حقيقى دارد به جامعه نيز مربوط است؛ يعنى جامعه در برابر اموال حكم شخصيّت واحد حقوقى را دارد و حق عموم مقدم بر حق خصوصى است و هيچ كس مجاز نيست در اموال شخصى خود هرگونه تصرف نامعقول و زيانبارى را بكند تا چه رسد به تصرف خسران‌آور در اموال عمومى. اين مفهوم عميق از مال و ثروت از آنجا به دست مى‌آيد كه كلمه «اموال» در آيه به «كُم» اضافه شده است. «١» قابل دقت اين كه قرآن در اين آيه اموال شخصى را عامل قوام زندگى دانسته است:
«... الَّتى‌ جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً» يعنى قوام امور اجتماعى شما به اين اموال بستگى دارد و