ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ١٤
درس اوّل ثروت در بينش اسلامى مسائل اقتصادى در تمام عصرها و در ميان همه نسلها مطرح بوده و مورد توجّه اديان آسمانى قرار گرفته است. در مكتب اسلام نيز با نظر به جامعيّت و خاتميّت آن، اين موضوع در سطح گسترده و با مبانى قوىترى عنوان شده است.
يك نگاه كلّى به اقتصاد اسلامى نشان مىدهد كه اين مكتب، چه اندازه عميق و پوياست كه از هيچ امرى در اين مورد فروگذار نيست. اقتصاد اسلامى، از سلسله مسائل اقتصادى، ملاكهاى اخلاقى و قوانين الزامى، تركيب يافته و جامعترين و عادلانهترين نظام اقتصادى را براى بشريّت فراهم ساخته است.
پيوند اسلام با اقتصاد اسلام با مسائل اقتصادى دو نوع رابطه دارد:
١- پيوند مستقيم: همانند پيوندى كه با عقود و معاملات شرعى دارد، بدين بيان كه انواع تجارت و بازرگانى را آزاد گذاشته و در مورد قراردادها و عقدهايى چون شركت، اجاره، جعاله، رهن، مساقات، كفّارات، ديات و موقوفات احكام مستقلى جعل كرده است و همچنين در مورد منابع طبيعى، احياى اراضى، حيازت، معادن، منابع آبى، گياهان، جنگهاى طبيعى، مراتع، ثروتهاى دريايى، زراعى و دامى بطور مستقيم و بدون واسطه نظر داده و مسائل مربوطه هر كدام را عنوان نموده است.
٢- پيوند غيرمستقيم: پيوند غيرمستقيم اسلام با اقتصاد از طريق اخلاق است. مكتب