ثروت از ديدگاه قرآن

ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ١١٩

«نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَاداً وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ» «١» اموال و اولاد ما (از همه) بيشتر است و ما مجازات نخواهيم شد.
و مى‌پندارد در آن جهان نيز از نعمت‌هاى الهى برخوردار خواهد بود:
«وَلَئِن رُجِعْتُ إِلَى‌ رَبِّي إِنَّ لِي عِندَهُ لَلْحُسْنَى‌» «٢» و اگر من به سوى پروردگارم بازگردانده شوم، براى من نزد او پاداش‌هاى نيك است.
سرانجام، ثروتمندى كه تكيه‌گاه مذهبى و ايمان قلبى ندارد، بر اثر غرور مالى به مرتبه‌اى مى‌رسد كه غناى خود را با غنا و بى‌نيازى خدا مقايسه مى‌كند و با جسارت تمام، خود را بالاتر از خدا پنداشته، مى‌گويد:
«إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ» «٣» خدا فقير است و ما بى‌نيازيم.
نمونه‌هايى از ثروتمندان بى‌ايمان‌ قرآن مجيد در مواردى انديشه و عمل مُترفان و ثروتمندان مستكبر و بى‌ايمان را در مقابل انبيا و دستورات الهى ترسيم مى‌كند كه به سه نمونه آن اشاره مى‌كنيم:
١- باغداران بخيل‌ آنان چند برادر بودند كه باغ پردرخت و پربارى داشتند و از محصولات و ميوه‌هاى آن استفاده فراوانى مى‌بردند. روزى سوگند ياد كردند كه از آن پس مستمندى را يارى نداده و صدقه ندهند. با اين تصميم شب را به خواب رفتند، خداوند نيز در همان شب به وسيله آفت آسمانى باغ را بكلّى از بين برد. آنان صبحگاهان آهسته و پنهانى به سوى باغ حركت كردند؛ اما نگران بودند كه مبادا با مستمندى روبه‌رو شوند! هنگامى كه باغ را چون ذغال سوخته يافتند، به اشتباه خود پى بردند و با خود گفتند:
«... إِنَّا لَضَالُّونَ* بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ» «٤»