ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ١١٤
١- حقوق شرعى چون خمس و زكات و ... را ادا مىكنند و آن را بسان نماز باارزش و واجب مىشمرند.
«وَالَّذينَ هُمْ لِلزَّكوةِ فَاعِلُونَ» «١» و آنان (مؤمنان) كسانى هستند كه زكات را مىپردازند.
آنها علاوه بر حقوق واجب، سهمى از مال خود را نيز به مستمندان اختصاص مىدهند:
«وَالَّذينَ فى امْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومُ* لِلسَّائِلِ وَ الَمحْرُومِ» «٢» و آنان كه در اموالشان حقّى معين براى سائل و محروم است.
٢- خود را مالك اصلى اموال خود نمىدانند، بلكه آن را موهبت الهى دانسته، از انفاق و هزينه آن در راه خدا دريغ نمىورزند:
«الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُم يُنْفِقُونَ» «٣» (مؤمنان) كسانى هستند كه به غيب ايمان مىآورند و نماز مىخوانند و از آنچه ما روزىشان كرديم، انفاق مىكنند.
حضرت على عليه السلام فرمود:
«... رَحِمَ اللَّهُ امْرَءاً قَدَّمَ خَيْراً وَ انْفَقَ قَصْداً» «٤» رحمت خدا بر كسى باد كه كار خيرى انجام دهد و با ميانهروى انفاق كند.
غالب مساجد، حسينيّهها، تكيهها، مدارس و مراكز فرهنگى و علمى با ثروت و همّت مؤمنان تأسيس شده است.
٣- بخيل نيستند؛ علاوه بر اداى حقوق واجب خود و نيز اضافه بر انفاق و خيرات، مردمان محروم و كم درآمد را در ثروت خود شريك مىسازند، يعنى برنامه اقتصادى خود را چنان تنظيم مىكنند كه ديگران نيز از آن سود ببرند، برخلاف