ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ١١٢
فتنه و فساد مجوى.
نتيجه اينكه:
١- اموال، دادههاى خدا به انسان است، نه دستاوردهاى بشر با توان شخصى و بدون استفاده از منابع و قدرتهاى خدادادى.
٢- ثروت وسيله طلب آخرت است، پس استفاده از آن بايد در جهت كسب آخرت باشد، نه ابزارى جهت زيادهطلبى و دنياپرستى.
٣- در پى آخرت بودن، به معناى فراموش كردن نصيب دنيايى نيست، بلكه بايد سهم خود را از دنيا گرفت.
٤- ثروتهايى كه به دست بشر رسيده است احسان خداست، نه حاصل استحقاق بشر، بنابراين بايد همانگونه كه خدا به انسان ثروتمند احسان كرده، او نيز به ديگران احسان كند.
٥- ثروت بدون كنترل روحىِ ثروتمند، وسيله ناامنى و گسترش فساد مىشود.
ديدگاه غيرمؤمن ديدگاه غيرمؤمن به ثروت، از پاسخ قارون به دست مىآيد:
«قالَ انَّما اوتيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدى» «١» گفت: همانا به خاطر علمى كه دارم اينها را به من دادهاند.
قارون (انسان غيرمؤمن) ثروت را داده خدا و احسان او نمىداند، بلكه آن را نتيجه علم و عمل خود دانسته خود را در خرج و صرف دلخواهِ ثروت آزاد مىبيند.
منابع تأمين ثروتمندان متديّن از نظر كيفيت جمع مال با افراد بىقيد و بند، فرق اساسى دارند كه برخى از آنها چنين است:
١- در فعاليت اقتصادى و كار و معامله، تكيهگاه اصلى و اميدشان خداست و از او