ثروت از ديدگاه قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ١٠٥
درس سيزدهم غناى نفس قرآن كريم به آزادى معنوى انسان ارج مىنهد و پيروان خود را توصيه مىكند كه سيادت و عزّت نفس خود را حفظ كنند، اسير مال و ثروت نشوند، بنده غير خدا نگردند و به دنيا وابسته نباشند تا روح بلندشان از مسير تكامل باز نماند.
برخى با اين كه در ظاهر از ثروت اندوزى، دورى مىجويند، ولى به علّت «ضعف نفس» به مال اندكِ خود وابسته مىشوند و با از دست رفتن آن جزع و بىتابى مىكنند و ضعف درونى خود را آشكار مىسازند، اما داشتن ثروت بسيار و اشتغال به كسب مال و تجارت، مؤمنان را وابسته نمىكند. آنان همچنين از دست رفتن مال را نوعى امتحان الهى و از جانب خدا مىدانند:
«رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» «١» مردانى كه هيچ تجارت و داد و ستدى از ياد خدا بازشان نمىدارد.
مؤمنان با وجود فقر و نداشتن مال، از خدا دور نمىشوند، نياز خود را به افراد مختلف باز نمىگويند و تن به ذلّت خويش نمىدهند. قرآن، «اهل صفّه» را نمونهاى از مردان الهى معرفى مىكند. آنان با وجود فقر مالى و محروميت از امكانات زندگى در اوج غناى نفس مىزيستند، سنگ و طلا در نظرشان يكسان مىنمود و شمشير همواره در دستشان بود. هدف قرآن از بيان اين نمونه آن است كه ديگر مستمندان آزاد انديش، آنان را الگوى خود قرار دهند: