عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج1) - تقي زاده اکبري، علي - الصفحة ٧٨ - ١ مفهوم باورهاى دينى
هم قلب در برابر آن تسليم و خاضع مىگردد و بدان دلبستگى پيدا مىكند. در مرحلۀ پذيرش قلبى است كه ايمان و باور شكل مىگيرد.
نشان و علامت باور داشتن يك حقيقت دينى، داشتن التزام عملى به مفاد و لوازم آن است. به سخن ديگر، باور و ايمان مرحلهاى از پذيرش و تصديق است كه عمل و پايبندى به لوازم يك حقيقت را به دنبال دارد. سخن گفتن از باور و ايمان منهاى عمل و التزام عملى، صرف ادعاى باور و ايمان است و مجرد زبان گشودن و آگاهى شخص به اين كه چيزى حق است، نشان تصديق قلبى و باور او نيست؛ چنين شخصى هرگاه به مقتضاى آن حقيقت ملتزم گرديد و رفتار و عملش از آن تأثير پذيرفت، مىتوان او را در ادعاى ايمان و باورش صادق دانست. [١]براى مثال، كسى كه مىداند خدايى جز خداى يگانه نيست و زبان به تصديق آن مىگشايد، امّا عمل و رفتارش نشانگر عبوديّت و بندگى او نيست، در حقيقت، خداوند متعال را باور نكرده و به سرزمين ايمان گام ننهاده است. بنابراين، باور دينى آميزهاى از معرفت و آگاهى، تصديق و پذيرش قلبى و اقرار زبانى [٢]و التزام عملى است. به سخن ديگر، مؤمن به يك حقيقت دينى انسانى است كه نسبت به آن شناخت و آگاهى دارد، قلباً آن را پذيرفته است، زبان به تصديق آن گشوده است و به مقتضاى آن عمل مىكند.
قرآن كريم انسانها را در برخورد با حقايق دينى و پذيرش و تصديق آنها چهار دسته مىداند:
يك-منافقان؛ كه بهظاهر زبان به تصديق آن گشودهاند و گاه به لوازم آن
[١] . ر. ك: الميزان، علاّمۀ طباطبايى، ج ١٥، ص ٦ و ج ١٨، ص ١٥٨ و ٢٥٩.
[٢] . ايمان در برخى روايات اينگونه تعريف شده است: «معرفةٌ بالقلب و اقرارٌ باللسان و عملٌبالأركان» ر. ك: وسائل الشيعه، شيخ حرّ عاملى، ج ١١، ص ٢٦٠.