عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج1) - تقي زاده اکبري، علي - الصفحة ١٣٢ - ٣-١ التجا و توسّل
انجام شناسايىهاى لازم برمىگردند، امّا وقتى به كنار آب مىرسند، هرچه مىگردند، قايق را نمىيابند. چند ساعتى در ميان نىها و پوشش گياهى كنارۀ آب به جستوجو مىپردازند، امّا اثرى از قايق ديده نمىشود. تاريكى شب هم ساعات آخر خود را مىگذراند و آنها ترديدى نداشتند كه با فرارسيدن صبح، آن هم در قلب دشمن، اسارتشان حتمى است.
از طرفى هشت كيلومتر آب آن هم با لباسهاى مخصوص، وسائل و ابزارى كه همراهشان بود، گذشتن از آب را با شناكردن غيرممكن مىساخت. تازه اگر هم مىشد شنا كرد، محدوديت زمانى اين اجازه را نمىداد. خلاصه، همۀ اين عوامل دست به دست هم مىدهند و بچّهها از اتّخاذ هرگونه تدبير و تلاشى نااميد مىشوند.
در اين حين يكى از آنان رو به بقيّه كرده، مىگويد: برادران! در اينجا از فكر ما و كلّاً تصميمات بشرى كارى ساخته نيست، پس بياييم توسّل به حضرت اباعبداللّه الحسين (ع) پيدا كنيم و از آقا طلب يارى كنيم. اين كلام وجود آنان را آكنده از اميد مىكند؛ نورى به قلب آنان مىتابد. يكى از بچّهها ابياتى را در مناقب و مصائب امام حسين (ع) مىخواند و آنان توسّلى به حضرتش پيدا مىكنند. دقايقى نمىگذرد كه در همين شور و حال يكى از بچّهها حركتى مىكند و احساس مىكند پايش در زير آب به يك شيئى تماس پيدا كرده است. دستش را درون آب مىكند و در برابر چشمان حيرتزدۀ آنان، يك بَلَمى را از آب بيرون مىكشد. عجيبتر اين كه در داخل اين بَلَم دو پارو نيز وجود داشت. اين بلم در يكى از عملياتهاى گذشته به زير آب رفته بود و حالا پس از مدتها، امدادهاى الهى اينچنين آن را در خدمت بچّههاى رزمنده درآورده بود. [١]
[١] . جمهورى اسلامى،٢٧/١/٦٦، ص ٨.