عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج1) - تقي زاده اکبري، علي - الصفحة ١٢٧ - ٢-١ شباهتجويى و تأسّى
شهيدان، فى سبيلاللّه مىباشند و نقطه و نكتهاى كه رزمندگان ما را چنين بىباك كرده، همين مىباشد. [١]
اگر توانستيم اهلبيت را بشناسيم و پيرو خط و گيرنده از آنان باشيم، پيروز و در فرداى قيامت خوشحاليم. . . ما بايد مانند آنان زندگى كنيم و مانند آنان بميريم كه جز مرگ در راه خدا [چيزى] براى آنان معنى نداشت و بدانيد سعادت در اين است. [٢]
از ميان خاطرات نيز به ذكر يك نمونه اكتفا مىكنيم كه خود، آينۀ تمامنماى تأسّى رزمندگان به اهلبيت (ع) است. يكى از رزمندگان عشاير از تيپ فتح مىگويد:
در عمليات والفجر ٨، يك برادر شجاع و مقاومى در ميان بچّهها حضور داشت كه از روحيۀ بسيار بالايى برخوردار بود. در حالى كه درگيرى بهسختى ادامه داشت، بر اثر تركش توپ يك دستش از بدن جدا شد، امّا او همچنان پشت تيربار بود و با يك دستش به سوى دشمن هدفگيرى مىكرد. بچّهها داد زدند كه دستت را از روى ماشه بردار، تو يك دست بيشتر ندارى و بيا تا تو را به بيمارستان بفرستيم، مىگفت: دست من از دست حضرت ابوالفضل (ع) كه بالاتر نيست و همانطور كه او بدون دست با يزيدىها جنگيد، من هم بايد همين كار را بكنم و خلاصه بچّهها بهزور او را از پشت تيربار كنار كشيدند. [٣]
در پايان اين بحث بيان اين نكتۀ مهم نيز شايسته است كه حضرت امام خمينى (ره) هم خود، سخت بر اين باور بود كه بايد به سيرۀ پيامبر (ص) وامامان معصوم (ع) اقتدا كرد و هم رزمندگان اسلام را مكرّر به اين مهمّ سفارش
[١] . سفيران نور (گزيدهاى از وصيّتنامۀ شهيدان دفاع مقدّس) ، ج ١، ص ٥٣٠.
[٢] . همان، ص ٥٣٢.
[٣] . جمهورى اسلامى،١٩/١٢/٦٥، ص ١٠.