عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج1) - تقي زاده اکبري، علي - الصفحة ٢٢٠ - ٢-٣ باران
وضعيّت سؤال كردند. فرماندهى پاسخ داد: شما به تكليفتان عمل كنيد، مسأله آنطور كه بايد بشود مىشود. شما نگران اين مسائل نباشيد. سرانجام با عنايت خداوند و ريزش شديد باران و تگرگ، حركت دشمن متوقف شد. [١]
سردار فضلى، فرمانده لشكر ١٠ سيدالشهدا در عمليات والفجر٨ در بارۀ امداد الهى در اين عمليات مىگويد:
مورد ديگر از امدادهاى غيبى خدا را كه بايد بيان كنم، اين بود كه دو يا بيشتر از دو لشكر پيادۀ دشمن در جادۀ امالقصر آماده بود تا پاتك كند. بچّهها كه همهشان متوجه اين امر مىشوند، به دعا مىنشينند و فرمانده يكى از لشكرها همۀ گردانها را آماده مىكند و مىگويد: همه بايد شهيد شويم تا دشمن موفّق نشود به جادۀ امالقصر بيايد و جناح راست درياچۀ نمك را بگيرد.
از ساعت ٨ صبح كه پاتك دشمن شروع مىشود، تا ظهر ادامه پيدا مىكند. يك يا دو بعدازظهر بود، دشمن كاملاً قواى خود را تجهيز مىكند و به ستون مىآورد و بچّهها بدون دوربين و چشم مسلّح حركات دشمن را مىديدند كه جاده را پر از نفربر و زرهى كرده [است]. برادران توسّل به ائمه (ع) پيدا مىكنند خاصه فاطمةالزهرا (س) تا اين كه ساعت ٥/٢ بعدازظهر مىشود.
اينجا بود كه عنايات خاصۀ الهى نازل مىشود و در روز و آفتاب داغ، مه غليظى منطقه را مىپوشاند. بعد از اين كه مه غليظ مىآيد، بچّهها مىگويند: ديگر بين ما و دشمن مه غليظ آمد و منطقۀ عمليات را پوشاند و اين كه دشمن ديگر بعيد به نظر مىرسد پاتكى انجام دهد. چند دقيقهاى نمىگذرد كه باران رحمت خدا هم مىبارد و دشمن كه قصد داشت از جادۀ امالقصر به
[١] . گزارش راوى تيپ ٣٣ المهدى از عمليات والفجر ٨، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، ص ٣٥-٣٦.