ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - عاقل و يك اشاره
لازم براى دريافت پيام را داشته باشند.
در جهانى كه جماعتى خلاف آنچه مىنمايند در سر سودايى ديگر مىپرورند، نمادها و نشانهها راهى براى پردهبردارى از اهداف و مقاصد پنهان نگاه داشته شده، مىگشايند.
در جهانى كه جماعتى در تلاشند تا از تيررس سؤال و نگاه دور بمانند، نمادها و آرمها، نقش مهمّى در كشف گرايشها و افشاى وابستگىها و تعلّقات خاطر ايفا مىكنند.
در جهانى آكنده از سمبلها و نشانهها، نمىتوان با سطحىنگرى از كنار همه چيز و همه كس گذشت و با سادگى يك روستايى دل صاف با خود نجوا كرد كه: إن شاء الله بز است!
آنها مىخواهند كه ما از كنار همه چيز بگذريم، قسمها را باور بياوريم و دُم خروس را نديده بگيريم. ما را عادت مىدهند كه در گيرودار ظواهر و شلوغى از سؤال درباره آنچه كه مىرود، خوددارى كنيم تا بتوانند بىسؤال و پرسش، همه چيز را اتّفاقى و بىبرنامهريزى قبلى جلوه دهند و به حيات مزوّرانه خود ادامه دهند. در پايان، جان و روح و معانى نهفته در پشت ظاهر را در كالبد حيات مادّى و فرهنگى ما بدمند و صورت و سيرت مادى و فرهنگى ما را در تصرف و تملك تامّ خود وارد آورند. درست به همان صورتى كه كودكان ما، بىپرسش و ترديد به تماشاى كارتونهاى موش و گربه (تام و جرى)، فرار جوجهاى و امثال اينها مىنشينند و از نمادها، نشانهها و مفاهيم القاء شده برنامهسازان و عروسك گردانان پشت صحنه، بىخبرند.
تفسيرپذيرى نمادها اين امكان را ايجاد مىكند تا هماره جماعتى مجال ماندن و در امان ماندن بيابند.
آن زمان كه معماران اروپايى، در پناه آل سعود، بهسازى و بازسازى مساجد مقدّس مسلمانان را عهدهدار شدند، به خوبى مىدانستند كه چگونه مىتوان همه نشانههاى فرهنگ ولايى و دينى مسلمانان گذشته را كه در لابهلاى همه ستونها، ديوارها و پنجرهها نشسته بود و در پيوند با سنّتها و باورها هماهنگىاى دلپذير، ماورايى و نورانى ميان آسمان و زمين سبب شده بود، از بين برد و به جاى آن صورتى از ابنيه و نمادهاى وابسته به باور معماران فراماسونر را در لابهلاى نردهها، چراغدانها و راه پلهها كاشت و از سؤال و پرسش در امان ماند.
نشانههاى نشسته بر آثار و محصول دستان تربيت يافتگان مكاتب معمارى اروپايى با زبان بىزبانى اعلام مىدارند: «ما هستيم» حتّى اگر رخصت ورود به بلد امن و حرم خدا و مسجد پيامبر (ص) را به ما ندهيد.
در جهان آرمها و نشانهها؛ خوراك، پوشاك، نوشابه، تنها خوراكى و نوشيدنى نيستند. آنگاه كه بازار كشورى را تسخير مىكنند، پيش از آنكه مردم آن ديار، نوشابهاى بر صحن سفره بگذارند يا كفشى را پاى كنند و شادمانه با اتومبيلى به تفريح و سير و سفر مشغول شوند، سايه صاحبان پنهان كمپانىها را با خطّ مشى اجتماعى، سياسى و فرهنگى ويژه به صحن خانه و شهر و ديار خود بردهاند، چنان كه ديگر، كوكا كولا يك نوشابه معمولى نيست.
حضور گسترده هر آرم، اعلام حضور جريانى خاص بر پهنه حيات مادى و فرهنگى يك ملّت است. مثل ستاره شش گوش منقوش بر دلارهاى آمريكايى، مثل علامت دست شيطان كه توسط مردان نامآور سياسى آمريكايى و اروپايى به نمايش در مىآيد تا وابستگى آنها به كليساى شيطان به همقطارانشان اعلام شده باشد.
عرقچين چسبيده بر فرق سر بنىاسرائيل همان اندازه تعلّق خاطر صاحبش را به آموزهها و عهدهاى بنىاسرائيل مىنماياند كه هرم منقوش بر دلار آمريكايى يا نماد ماسونى ابليسك[١] در شهر واشينگتن، فلسطين اشغالى و برخى كشورهاى ديگر دو نماد شيطانى و ماسونى كه پرده از تمايل و گرايش سران پنهان ايالات متحده آمريكا و ديگران به طريقتهاى شيطانى برمىدارد.
امروزه در برخى از كشورهاى اسلامى، بر كشيده شدن نمادها در هيئت ساختمانها، تنديسهاى تزيين كننده ميادين شهرى در گوشه گوشه شهرها، پرده از نفوذ وابستگان فرقههاى ماسونى و شيطانى در برخى سازمانهاى رسمى آنها نيز برمىدارد. اين واقعه در كشور ما حاكى از بىاطّلاعى و غفلت امضا كنندگان و صادر كنندگان پروانهها از دسيسه و شيطنت صاحبان سرمايه و وابستگان فرق سابق الذّكر و آرمانها و مقاصد آنهاست. هم آنان كه در تلاشند تا در سيرى تدريجى سايه خود را بر سر شهر و ديار مردم مسلمان بيفكنند و مسير را براى فرزندخواندگان سياهى هموار نمايند.[٢]
نزد صاحبان انديشه و چشمهاى باز، نمادها راز هواداران خود را برملا مىسازند و راز پوشيده وابستگان سازمانهاى سرّى و مخفى را كه هماره عليه خداوند، شريعت محمّدى و آيين و مرام مردان اهل ولايت و امامت مشغول توطئهاند، آشكار مىنمايند.
آيا ظهور و بروز علائم و نمادهاى شناخته شده فرقههاى ماسونى و شيطانپرستان را در گوشه گوشه اين سرزمين بايد اتفاقى ساده انگاشت و چشم را بر آن همه بست؟ يا از كنار بناهاى رفيع و بر كشيده شده در شهرهاى مهمّ فرهنگى مذهبى مثل مشهد، اصفهان، شيراز و تهران كه تمام قد نمادهاى شناخته شده ماسونى و شيطانى را به رخ ساكنان مسلمان اين سرزمين مىكشند، گذشت و آن همه را اتّفاقى ساده انگاشت؟ و يا از آنان پرسش نمود؟
نمادها حرفهاى بسيارى براى گفتن دارند، اگر گوشهايى مهيّاى شنيدن باشند.
پىنوشت:
[١].Obelisk نماد معروف ماسونى است. نشانه دخول شيطان در كالبد انسان يا تسليم روح به شيطان.
[٢]. جناب عبدالله شهبازى، پژوهشگر و مورّخ ارجمند در «يادداشتهاى پراكنده» خود با ارائه مستنداتى از ظهور و بروز نمادهاى ماسونى و شيطانى در برخى شهرهاى ايران پرده برداشتند.