ماهنامه موعود
(١)
شماره نود و نهم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
عاقل و يك اشاره
٤ ص
(٤)
نشانه هاى پايان
٦ ص
(٥)
گسترش چادرنشينى در آمريكا
٦ ص
(٦)
سوء استفاده از 200 هزار كودك انگليسى
٦ ص
(٧)
بازداشت 1000 عضو يك باند سوء استفاده پورنو از كودكان در اتريش
٦ ص
(٨)
طرح اجاره پدربزرگ و مادربزرگ در لهستان
٦ ص
(٩)
فروپاشى تجارت جهانى در سال 2009
٦ ص
(١٠)
گزيده اى از اخبار جهان اسلام
٧ ص
(١١)
يك ميليون و 500 هزار تانزانيايى شيعه شده اند
٧ ص
(١٢)
ممنوعيت حجاب در مدارس بلغارستان
٧ ص
(١٣)
وزير مسلمان دولت فرانسه بركنار مى شود
٧ ص
(١٤)
دستگيرى گسترده شيعيان عربستان، حتى كودكان!
٧ ص
(١٥)
جهان در آستانه ظهور
٨ ص
(١٦)
گفت وگو با حجت الاسلام و المسلمين شيخ على كورانى محقق و نويسنده
٨ ص
(١٧)
سوريه؛ ديروز، امروز و آخرالزمان
١٢ ص
(١٨)
تاريخ شامات
١٢ ص
(١٩)
موقعيت جغرافيايى
١٣ ص
(٢٠)
استان هاى سوريه
١٣ ص
(٢١)
مذاهب و فرقه هاى مذهبى در سوريه
١٥ ص
(٢٢)
احزاب فعال در سوريه
١٥ ص
(٢٣)
اوضاع اقتصادى
١٦ ص
(٢٤)
ارزش هاى فرهنگى
١٦ ص
(٢٥)
طيف جمعيتى سوريه
١٦ ص
(٢٦)
شام و تحولّات آخرالزّمان
١٧ ص
(٢٧)
شام در آستانه خروج سفيانى
١٧ ص
(٢٨)
شام خرابه هايى از جنس رنج و افتخار
١٨ ص
(٢٩)
آشنايى با موقعيت شام
١٨ ص
(٣٠)
شام كنونى؛ سوريه
١٩ ص
(٣١)
دمشق در آخرالزمان
٢٠ ص
(٣٢)
عبرت از گذشتگان
٢١ ص
(٣٣)
حلب، شهر شورش
٢٢ ص
(٣٤)
مراتب صبر، سخنرانى آيت الله ميانجى
٢٣ ص
(٣٥)
نبرد قرقيسيا
٢٤ ص
(٣٦)
1 نبرد قرقيسيا در روايت هاى اسلامى
٢٥ ص
(٣٧)
2 موقعيت جغرافيايى قرقيسيا
٢٦ ص
(٣٨)
3 دلايل و زمينه هاى نبرد قرقيسيا
٢٦ ص
(٣٩)
4 نيروهاى درگير در نبرد قرقيسيا
٢٧ ص
(٤٠)
5 زمان نبرد قرقيسيا
٢٧ ص
(٤١)
تطبيق نبرد قرقيسيا و واقعه آرمگدون
٢٩ ص
(٤٢)
1 پيشگويى ها درباره آرمگدون
٢٩ ص
(٤٣)
2 نبرد بزرگ آرمگدون
٢٩ ص
(٤٤)
3 انگيزه درگيرى و رويارويى
٢٩ ص
(٤٥)
4 زمان وقوع نبرد آرمگدون
٢٩ ص
(٤٦)
5 طرفين درگير در آرمگدون
٣٠ ص
(٤٧)
6 پيروز ميدان آرمگدون
٣٠ ص
(٤٨)
7 زمينه سازى براى آرمگدون
٣٠ ص
(٤٩)
8 عوارض اعتقاد به آرمگدون
٣٠ ص
(٥٠)
تكليف عاشقان
٣١ ص
(٥١)
اصهب كيست؟
٣٢ ص
(٥٢)
ابقع
٣٣ ص
(٥٣)
نقش و تاريخ زنان در بقيع
٣٤ ص
(٥٤)
حضور هميشگى در بقيع
٣٤ ص
(٥٥)
چرا خبرم نكرديد؟
٣٤ ص
(٥٦)
گريه فاطمه (س) كنار قبر خواهر
٣٤ ص
(٥٧)
جايگاه نماز فاطمه (س) در بقيع
٣٤ ص
(٥٨)
بيت الاحزان
٣٤ ص
(٥٩)
چهل صورت قبر
٣٥ ص
(٦٠)
برخى از زنان مدفون در قبرستان بقيع
٣٥ ص
(٦١)
ام البنين در بقيع
٣٥ ص
(٦٢)
زينب صغرى در بقيع
٣٥ ص
(٦٣)
گنبدهاى مزار زنان نامى
٣٥ ص
(٦٤)
ميهمان ماه
٣٦ ص
(٦٥)
پاشا صميمى خلخالى
٣٦ ص
(٦٦)
صفاى قدم يار
٣٦ ص
(٦٧)
بهار سبز در جمكران
٣٦ ص
(٦٨)
تشنه نگاه
٣٧ ص
(٦٩)
تو بيا
٣٧ ص
(٧٠)
روزنه اى به حيات طيبه
٣٨ ص
(٧١)
معرفى ميراث مكتوب مهدوى
٤٢ ص
(٧٢)
معناى يارى امام زمان (ع)
٤٢ ص
(٧٣)
انگيزه نگارش كتاب
٤٣ ص
(٧٤)
گزارشى از كتاب
٤٣ ص
(٧٥)
علل مقاومت در برابر امام مهدى
٤٨ ص
(٧٦)
1 ارائه اسلام جديد
٤٩ ص
(٧٧)
2 مبارزه سخت با باطل
٥٠ ص
(٧٨)
3 راحت طلبى و عافيت گرايى
٥١ ص
(٧٩)
4 گناه و نافرمانى
٥٢ ص
(٨٠)
در هجران فاطمه
٥٣ ص
(٨١)
در مسير مصير ظهور
٥٤ ص
(٨٢)
آموخته هاى يك معلم
٥٦ ص
(٨٣)
پرسش شما و پاسخ موعود
٥٨ ص
(٨٤)
بداء
٥٨ ص
(٨٥)
بهايى گرى، سرويس اطلاعاتى بريتانيا و نهضت جنگل
٦٠ ص
(٨٦)
بهايى گرى و سازمان هاى اطلاعاتى و امنيتى شوروى
٦١ ص
(٨٧)
ماهيت بلواهاى ضدّ بهائى
٦٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - روزنه اى به حيات طيبه

مى‌دهند. زيرا عالم غيب هم خيلى وسعت دارد و رخ دادن اين كارها در عالم غيب، خيلى آسان است. در روايتى آمده است كه زنى از حضرت صديقه طاهره (ع) سؤالى پرسيد و حضرت جواب دادند. سؤال‌هاى ديگرى پرسيد و پاسخ آن را گرفت؛ تا اينكه گفت ديگر خجالت مى‌كشم بپرسم. حضرت فرمودند: باز هم بپرس؛ چون براى هر يك سؤالى كه جواب مى‌گويم، بيشتر از جواهراتى كه فاصله ميان زمين و آسمان را پر كنند، به من اجر و پاداش عنايت مى‌كنند. چنين جزايى براى پاسخ به يك سؤال نيم دقيقه‌اى، به خاطر اخلاص و پشتوانه عمل است. گاهى صدقه دادن يك دانه خرما تبديل به يك نخلستان مى‌شود چون پشتوانه دارد و گاهى عبادت فراوان، چون بدون پشتوانه است به اندازه يك خرماى خشك است؛ خلاصه اين تبديل، اخلاص و حيات قلب و شرايط ديگرى را مى‌طلبد.

امّا در اين بين، كانال هوشمندى هست كه با عامل و عمل ربط دارد. به مجرد صدور عمل، اين كانال هوشمند مى‌داند كه اگر اين براى اموات بود، چگونه آن را بر حسب نياز ميّت، به برزخ او برساند. رسول خدا (ص) نقل فرموده‌اند كه «در شب معراج ملائكه‌اى را در حال ساخت ديوار ديدم، ولى گاهى متوقّف مى‌شدند. از جبرئيل پرسيدم چرا متوقّف مى شوند. عرض كرد: مادامى كه مؤمنان روى زمين ذاكرند، اينها هم مشغول ساختن هستند، ولى وقتى آنها از ذكر متوقّف مى‌شوند، اينها از ساختن دست برمى‌دارند». آن كانال هوشمند است كه مى‌فهمد، اين ذكر تبديل به ديوار شود يا نخل. پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «هر ذكر لا إله إلّا الله نخلى در بهشت مى‌شود. شخصى پرسيد: پس ما نخلستان‌ها داريم؟ حضرت فرمودند: اگر آن را آتش نزنيد». اين نابودى اعمال هم قاعده‌مند است. ممكن است انسان اعمالى را انجام دهد و در بهشت و عالم غيب و در برزخ، چيزهايى را درست كند، ولى انسان مأمون و در امان از استدراج نيست و به همين جهت، شايد كارهايش به هم بريزد. مؤمن بايد صدق را همراه خودش ببرد و بداند تا دم مرگ از كيد نفس ايمن نيست. بايد به ايمان و عمل صالح ملتزم بود. حاصل اين نشيب و فراز و قبض و بسطهاى روحى، درصد ثابتى از ايمان است كه مؤمن پيدا مى‌كند و همان مى‌شود ايمان ثابتى كه در دل او است و اين را با عمل صالح بايد مرتب ارتقا داد. بايد به طور پيوسته مؤيد براى اين حيات بياوريم. هر چه درصد و درجه حيات بالاتر مى‌رود، ايمان هم بالاتر مى‌رود. از طرف ديگر، با انجام عمل صالح، مراتبى از حيات نصيبش مى‌شود. وقتى حيات جديد و نو بيشتر نصيبش شد، موفق به اعمال گوناگون ديگرى مى‌شود با درصد بهتر. از اين به بعد، حيات طيّبه و عمل صالح، بر يكديگر تأثير متقابل مى‌گذارند و هر كدام پر و بال پيدا مى‌كند و درصدش بالاتر مى‌رود و حيات طيّبه جديدى نصيب مى‌كند. مجموع همه اينها، شاكله‌اى را براى انسان تشكيل مى‌دهد كه شاكله و ساختار نهايى او است و مهر سعادت بر آن مى‌خورد.

به هر حال، بدون حيات، قلب انسان كور است. اگر مى‌بينيد كه بعد از چهل سال مطالعه و درس خواندن، شخص حتّى در اعتقادات خودش تزتزل دارد و در اجتماع هم در اعتقادات مردم مشكل ايجاد مى‌كند، به اين علت است كه درسش را خوانده و حتّى به واجباتش هم چه بسا ملتزم بوده، ولى به حيات و حقيقت نرسيده است. روح ايمان لازم است، بايد پشتوانه‌اى از حيات داشت. بايد انسان به سمت خودشناسى حركت كند. بايد ديد كه چگونه قلبمان حيات پيدا مى‌كند و اين حيات ثابت مى‌شود و ارتقا مى‌يابد. محور همه ارزش‌ها، حيات قلب است. ذكرى كه با پشتوانه حيات قلب است، مانند غذاى جبرائيل است و آنگاه هر ذكر، اثر مى‌كند.

حيات، مراتب دارد و آثارش روى توجهات پيدا مى‌شود. يعنى هر چه مرتبه حيات قلب بيشتر باشد توجه انسان در نماز و غير نماز بيشتر است. هنگامى كه انسان مشغول عبادات و عمل صالح باشد، متوجه مى‌شود كه چقدر از حيات نصيبش شده است، به حسب اينكه در چه مقدار از عباداتش توجه به حق تعالى دارد ما بايد سراغ توجهات باطنى برويم. بايد اشتغال به ذكر الهى داشت، مخصوصاً در سجده، بدون اشتغالات نفسانى خيالى. اگر از ٢٤ ساعت، مقدارى را به توجهات باطنى اختصاص دهيم، حتماً نتيجه‌اش حيات خواهد بود و هر يك سبحان‌الله يك غذاى معنوى است. ذكر خدا قوّت مى‌آورد و بعد از مشغول شدن به ذكر، تازه متوجّه مى‌شود كه ضعف و قوت چيست. خيلى مسائل و ابواب معارف از اينجا شروع مى‌شود.

رسيدن به حيات، سحرخيزى و توجه مى‌خواهد، بيدارى و نماز و ذكر مى‌خواهد. ممكن است كسى بگويد ذكر يونسيه را شش ماه گفتم، ولى به حيات قلب نرسيدم. امّا بايد توجه داشت كه شروع و ادامه اين اذكار، شرايط خاص مى‌خواهد تا به نتيجه برسد و اين طور نيست كه زود به نتيجه برسد. مرحوم ملّاحسينقلى همدانى (ره) تازه به نجف رفته بود و خيلى به اين معانى علاقه داشت. با اينكه ايشان از شاگردان آقا سيّد على‌