ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - ١ نبرد قرقيسيا در روايت هاى اسلامى
١. نبرد قرقيسيا در روايت هاى اسلامى
١. ١. منابع شيعى: روايت هاى شيعه و اهل سنّت به نبرد قرقيسيا اشاره كرده، از بزرگى و بىنظير بودن اين رويداد سخن گفتهاند. امام باقر (ع) در روايتى خطاب به «ميسر» ضمن پرسش از فاصله محلّ اقامت او تا قرقيسيا به بزرگى و بىسابقه بودن نبردى كه در اين منطقه رخ خواهد داد اشاره كرده، مىفرمايند: «اى ميسر! از اينجا تا قرقيسا [قرقيسيا] چقدر راه است؟ عرض كردم: همين نزديكى ها است، در ساحل فرات قرار دارد. پس فرمودند: اما در اين ناحيه واقعهاى رخ خواهد داد كه مانند آن از زمانى كه خداوند تبارك و تعالى، آسمان ها و زمين را آفريده اتّفاق نيفتاده و تا زمانى هم كه آسمانها و زمين برپا هستند مانند آن اتفاق نخواهد افتاد. سفرهاى است كه درندگان زمين و پرندگان آسمان از آن سير مىشوند».[١] و نيز از ايشان نقل شده است كه: «همانا واقعهاى براى فرزندان عباس و مروانى در قرقيسيا روى خواهد داد كه پسر نوجوان در آن پيشامد پير گردد و خداوند هرگونه يارى را از ايشان برگيرد و به پرندگان آسمان و درندگان زمين الهام كند كه از گوشت تن ستمگران خود را سير كنيد. سپس سفيانى خروج خواهد كرد».[٢] امام باقر (ع) در روايت ديگرى به ارتباط نبرد قرقيسيا و خروج سفيانى اشاره كرده، مىفرمايند: «سپاهيان سفيانى از قرقيسيا عبور خواهند كرد و در آنجا به نبرد خواهند پرداخت، پس صد هزار نفر از ستمگران [در آنجا] به قتل خواهند رسيد. آنگاه سفيانى سپاهى را به سوى كوفه روانه مىسازد كه تعداد آنها به هفتاد هزار نفر مىرسد».[٣] آن حضرت همچنين به شمار كشته شدگان در اين نبرد اشاره كرده، مىفرمايند: «شهرى در طرف شرق ساخته مىشود كه در آن حوادثى روى مىدهد كه هرگز مردم آن زمان نظير آن را نشنيدهاند. آنگاه آن حادثه و يك حادثه ديگر كه در شام روى مىدهد مجموعاً چهار صد هزار كشته برجاى مىگذارد و به دنبال آن حضرت مهدى ظاهر مىشود و هرگز سپاهش شكست نمىخورد».[٤]
امام صادق (ع) نيز در روايتى، در مورد نبرد قرقيسيا چنين مىفرمايند: «همانا براى خداوند در قرقيسيا سفرهاى است كه سروش آسمانى از آن خبر مىدهد؛ پس ندا مىكند اى پرندگان آسمان و اى درندگان زمين! براى سير گشتن از گوشت ستمكاران شتاب كنيد».[٥] يكى از محقّقان معاصر در كتاب خود به اين حديث اشاره كرده، ذيل آن مىنويسد: «چنان كه روايت اشاره مىكند، عرصه نبرد، بيابان خشك و بى آب و گياه است و آنها