ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - بنى كلب كيستند؟
زمان نزديك به ظهور بازى مىكنند.
مطابق روايات، بنىكلب گروهى از اشرار آخرالزمان هستند كه سفيانى (يكى از دشمنان بزرگ حضرت مهدى (ع)) را در نبرد با حضرت قائم (ع) يارى مىنمايد.[١] روايات بسيارى هستند كه خبر از بيعت و همكارى تعداد زيادى از افراد قبيله «بنىكلب» با سفيانى ملعون مىدهند. در زير به چند نمونه از اين روايات و احاديث اشاره مىگردد:
پيامبراكرم (ص) فرمودند: سفيانى با ٣٦٠ سوار شورش مىكند تا اينكه به دمشق مىرسد و در ماه رمضان هم ٣٠٠٠٠ نفر از قبيله بنىكَلب با او بيعت مىكنند.[٢]
اميرمؤمنان (ع) ضمن روايتى طولانى نقل شده است: «و آن را نشانهها و علامتهايى است و خروج سفيانى با درفش سرخ همراه است و فرمانده آن مردى از قبيله بنىكلب است.[٣]
اصبغ بن نباته از حضرت على (ع) روايت مىكند كه فرمودند: ... و شورش سفيانى، پرچمى قرمز رنگ، فرماندهاش مردى از قبيله كلب است و دوازده هزار نفر از سپاهيانش رو به مكه و مدينه مىكنند كه فرمانده آنها مردى از بنىاميه است كه به او «خزيمه» مىگويند: چشم چپش نابيناست و سفيدى ضخيمى روى مردمك چشمش را پوشانده است. خود را شبيه مردان مىكند، پرچم خويش را برنمىگرداند تا اينكه در مدينه در خانه شخصى به نام ابوالحسن اموى منزل كند. وى گردانى را به دنبال مردى از خاندان پيامبر (ص) كه شيعيان به دور او جمع شدهاند مىفرستد؛ سپاهيان به فرماندهى مردى غطفانى رو به مكه مىكنند. در ميانه راه به بيابان سفيدى كه مىرسند، در كام زمين فرو مىروند و جز دو نفر كه بناست نشانه [و عبرتى] براى ديگران باشند، كسى باقى نمىماند كه خداوند صورت آن دو را به پشت برگردانده است.»[٤]
همانگونه كه ملاحظه شد، تعداد زيادى از روايات مربوط به آخرالزمان، به بنىكلب اشاره و نقش مخرّب آنان را در آخرالزمان بيان نمودهاند.
بنىكلب كيستند؟
بنىكلب قبيلهاى بودند كه در عصر معاويه نصرانى بوده و بعدها ظاهراً به يكى از فرق اسلامى گرويدند. معاويه با زنى از اين قبيله وصلت كرد كه حاصل اين ازدواج، تولد يزيد- عليه اللعنة- بود. اين طايفه، قرنها بعد از ازدواج معاويه با مادر يزيد، به فرقه «دروزى» گرويدند.[٥] گرچه اين فرقه ادعا مىكند كه يكى از فرق اسلامى است، امّا عقايدى كاملًا انحرافى دارد. افراد اين فرقه، پيرو شخصى به نام «درزى» هستند و عنوان طريقت خود را موحّدون ناميدهاند كه اساس عقيدهشان بر حلول و تناسخ روح است. (مسئله اى كه از نظر اسلام كاملًا مطرود است.)[٦]
اين طايفه مدت زمانى پيرو خلفاى فاطمى مصر بودند تا اينكه در ايام خليفه ششم فاطمى به دعوت «نشتگين دروزى» به باطنيه ملحق شدند. «دروزيه» در اعتقاد خود به «الحاكم بامر الله» (كه به عقيده ديگران كشته شده است)، متوقف گشته و مىگويند كه وى غيبت كرده و به آسمان بالا رفته و دوباره به ميان مردم باز خواهد گشت.[٧]
عمده طوايف دروزى كه اكثراً منتسب به قبيله بنىكلب هستند، در منطقه رمله (بيابان شرقى فلسطين)، بيابان غربى اردن، جنوب غربى سوريه و بخشهايى از لبنان سكنا گزيدهاند.[٨] البته تعداد زيادى از دروزىها نيز به كشورهاى اروپايى، آمريكا و استراليا مهاجرت كردهاند. به طور كلى تخمين زده مىشود كه حدود يك ميليون دروزى در سراسر جهان زندگى مىكنند؛[٩] امّا هسته اصلى اين طايفه در مناطق مرزى مابين چهار كشور اردن، سوريه، لبنان و فلسطين اشغالى مىباشد. لازم به ذكر است كه تعداد دروزىهاى كشورهاى سوريه و لبنان بيش از بقيه مناطق است.
با توجه به اين مطلب، به طور خلاصه مىتوان گفت كه افرادى كه امروزه با نام دروزىها شناخته مىشوند، همان كسانى هستند كه در روايات از آنها با عنوان بنىكلب ياد شده است.
بنابراين رواياتى كه درباره تحركات بنىكلب يا داييان سفيانى در آخرالزمان بيان شده است، مربوط