ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - سرداب غيبت
سرداب سامرا
مصطفى قبادى
از بررسى كاربردهاى گوناگون واژه سرداب در لغت و عرف عامه مردم به خوبى معلوم مىشود كه اين كلمه در كتابهاى لغت و اصطلاح رايج در زبان اغلب مردم در طول تاريخ به يك معنى به كار مىرود. توضيح آنكه سرداب و سردابه به خانهاى گفته مىشود كه آن را در زمانهاى سابق- به ويژه در مناطق گرمسير- در آن موقع كه هنوز وسايلى چون كولر، پنكه، يخچال و ... ساخته نشده بود، در زمين مىساختند تا در ايام بسيار گرم تابستان از طريق سكونت در آنجا از گزند گرما در امان باشند و به وسيله قرار دادن اغذيه و اشربه فاسد شدنى در اين مكان، از فاسد شدن آنها جلوگيرى نمايند. مرحوم دهخدا دراينباره مىنويسد:
سرداب خانهاى را گويند كه در زمين سازند، خانهاى كه در زيرزمين سازند تا در گرما به آن پناه برند و آب در آنجا نگاه دارند تا سرد بماند ...[١]
سرداب غيبت
متوكل عباسى نسبت به شيعيان و دوستداران اهلبيت (ع) بسيار سختگيرى مىكرد. تاريخنگاران نقل مىكنند كه هيچكس مثل متوكل به گماردن جاسوس و جمعآورى اخبار مناطق گوناگون اهتمام نداشت. وقتى جاسوسان وى و فرماندار نظامى مدينه، عبدالله بن محمد هاشمى، در مورد فعاليتهاى سياسى امام هادى (ع) و نفوذ معنوى او در بين مردم و به ويژه شيعيان گزارشهايى به متوكل دادند او بسيار نگران شد؛ زيرا شرايط به گونهاى نبود كه بتواند آن حضرت را به زور به زندان يا تبعيد بفرستد يا جلوى فعاليتهاى او را بگيرد؛ از اين رو به حيله و نيرنگ متوسل شد و به ظاهر نامه محبتآميزى به امام هادى (ع) نوشت و او را به سامرا دعوت كرد.
آنگاه بدون معطلى يحيى بن هرثمه را با سيصد سرباز مأمور كرد كه امام هادى (ع) را به همراه خانواده به سامرا، مركز خلافت عباسى، منتقل نمايد تا در سامرا از هر جهت بتواند آن حضرت را زير نظر داشته باشد. به اين