ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - يهوديان و گسترش بابى گرى و بهايى گرى
اسحاق خان متحده (يهوديان بهائى شده) متنفذان سران جامعه بهائى تهران بودند.[١]
گروش يهوديان به بهائيت و تلاش براى تبديل اين فرقه به يك دين متنفذ جهانى به ايران محدود نيست و در ساير كشورها، به ويژه در اروپا و ايالات متحده آمريكا، نيز يهوديان و يهوديان مخفى (به ظاهر مسيحى) به اين فرقه پيوستند. نامدارترين ايشان هيپولت دريفوس است. دريفوس نقش مهمى در گسترش و تقويت بهائيت ايفا نمود. او در حوالى سال ١٣١٧ ق. بهائى شد و در سال ١٣١٨ ق. در ٧٠ سالگى در پاريس در گذشت. دريفوس در سال ١٣١٨ ق. به عكا رفت و مدتى با عباس افندى بود.[٢] شناخت نامهاى به ظاهر مسيحى اروپاييان و آمريكاييان بهائى شده دشوار است ولى خانم پولاك را نيز مىشناسيم كه بهائى شد و آسيه نام گرفت.[٣] اين خانم نيز، چنانكه نام او نشان مىدهد، به يكى از خاندانهاى زرسالار يهودى (خاندان پولاك) تعلق داشت.[٤]
براساس چنين بستر و با اتكا بر چنين حمايتهايى است كه بهائىگرى در طول بيش از يك قرن فعاليت خود در ايالات متحده آمريكا[٥] به سازمانى بسيار متنفذ هم از نظر كمى و هم از نظر كيفى، در اين كشور بدل شد. مركز بهائيان جهان در آوريل ١٩٨٥ تعداد اعضاى اين فرقه در كل قاره آمريكا را ٨٥٧ هزار نفر اعلام كرده است.[٦] بخش مهمى از اين گروه بهائيان ايرانى مهاجر در سالهاى پس از انقلاب اسلامى هستند و بخشى بهائيان ايرانى كه در طول يكصد سال اخير به تدريج به ايالات متحده و ساير كشورهاى قاره آمريكا مهاجرت كردند. صرف نظر از جمعيت كثير بهائيان آمريكا، به نفوذ اين فرقه در نهادهاى دانشگاهى و پژوهشى ايالات متحده آمريكا، كه به حاكميت ايشان بر حوزه مطالعات ايرانى در ايالات متحده آمريكا انجاميده است، نيز بايد توجه كرد.
پىنوشتها:
[١]. تاريخ ظهور الحق، ج ٨، ق ٢، ص ٨٩٤.
[٢]. حبيب لوى، تاريخ يهود ايران، تهران، ج ٣، ص ٦٣٤.
[٣]. ميرزا جانى كاشانى، صص ١٠١ و ٢٠٣، مهدى بامداد. شرح حال رجال ايران، ج ١، ص ٣٨٢.
[٤]. بنگريد به: تاريخ ظهور الحق، ج ٨، ق ١، صص ٢٥١- ٢٥٢.
[٥].
Thomas A. Timberg] ed [. Jews in India, India, Vikas publishing House, ٦٨٩١. pp. ٥٠٢. ٩٢٢
. (٦). بنگريد به: تاريخ ظهورالحق، ج ٨، ق ١، صص ٢٥١- ٢٥٢.
[٧].Judaica ,vol .٥ ,p .٦٤١١
در يهوديت مرتد به يهودى اطلاق مىشود كه واقعاً از يهوديت روى گردانيده است. احكام مجازات اسپينوزا. يهودى مخفى به يهودى اطلاق مىشود كه براى انجام مأموريت دينى- سياسى يا از سر اجبار و تقيه به دين ديگر گرويده است مانند مارانوهاى اسپانيا و پرتغال و دونمههاى عثمانى و آنوسىهاى ايران. براى مثال، ناتان غزهاى اعلام مسلمانى از سوى شابتاى زوى، بنيادگذار فرقه دونمه، را انجام دادن يك مأموريت جديد عنوان مىكند كه با هدف برافروختن اخگر مقدس در ميان كفار [مسلمانان] او مىنويسد. شابتاى در حال انجام دادن واپسين و دشوارترين بخش مأموريت خود است و آن تسخير خليفه [حكومت عثمانى] از درون است. او براى انجام دادن اين مأموريت مانند يك جاسوس عمل مىكند كه به درون سپاه دشمن اعزام شده بنابراين، مسلمان شدن شابتاى به معنى ارتداد نيست بلكه بغرنجترين چهره مأموريت مسيحايى اوست. (بنگريد به: زرسالاران، ج ٢، صص ٣٤٤- ٣٤٥) در دايرة المعارف يهود يك مقاله مستقل به يهوديان مخفى اختصاص دارد و مقاله مستقل ديگر به مرتدان.
[٨].ibid .vol .٢ .p .١١٢ .
[٩].
Walter j. Fischel." Seeret Jews of Persia", Commentary, No. ٧, ٩٤٩١, pp. ٨٢- ٣٣
. (١٠).Timberg ,ibid .p .٥٧٢ .
[١١].Judaica ,vol .٨ ,p .٧٥٣١ .
[١٢].ibid ,vol .٢١ .pp .٤٥٨ -٥٥٨ .
[١٣]. درباره گروش گروهى از زرتشتيان ايران به بهائيت و علل آن در صفحات توضيح خواهم داد.
[١٤]. رائين. انشعاب در بهائيت، ص ٣٠٢.
[١٥]. آيتى، كشف الحيل، ج ٢، ص ١٤٤.
[١٦]. انشعاب در بهائيت، ص ١٧١.
[١٧]. فلسفه نيكو، ج ١، صص ٨١- ٨٢.
[١٨]. خاطرات صبحى، ص ١٢٨.
[١٩]. فضل الله صبحى مهتدى، پيام پدر، ص ٢٢٤.
[٢٠]. بنگريد به: حبيب لوى، تاريخ يهود ايران، ج ٣، صص ٧٤٣- ٧٥٣.
[٢١]. تاريخ ظهور الحق، ج ٩، ق ٢، صص ٧٠٠- ٧١٦.
[٢٢]. فلسفه نيكو، ج ١، ص ١٩.
[٢٣].
Houman Sarshar] ed [. Eathers Children: A Portrait Pf Iranian Jews. USA. CA. The Conter For Iranian Jewish Oral History, ٢٠٠٢. p. ١٠٢
. (٢٤). همان، ج ٨، ق ١، ص ٢٧٣.
[٢٥]. همان، ص ٢٤٢.
[٢٦]. همان، ج ٨، ق ٢، ص ٧٦٥.
[٢٧]. ميرزا يحيى، ميرزا خليل و آقاخان اسرائيلى سياهكلى. (همان، ص ٧٧٥).
[٢٨]. انشعاب در بهائيت، صص ٢٦٦- ٢٦٧.
[٢٩]. تاريخ ظهور الحق، ج ٨، ق ٢، صص ١١٨٤- ١١٨٥.
[٣٠]. همان، ص ١١٩٩.
[٣١]. براى آشنايى با خاندان پولاك بنگريد به: زرسالاران، ج ٢، صص ١٣٣- ١٣٥.
[٣٢]. فعاليت بهائيان در ايالات متحده آمريكا از سال ١٨٩٢ و با شركت در نمايشگاه جهانى كلمبيا (شيكاگو) آغاز شد. (گوهر يكتا، ص ٢٧٥).
[٣٣].Iranica ,vol .٣ ,p .٠٥٤ .