ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - يهوديان و گسترش بابى گرى و بهايى گرى
مسلمان شدند بىآنكه هيچ فشارى بر ايشان باشد و كدخداى ايشان، به نام ملامشايخ، به ملامهدى و خاخام ايشان، به نام ملا بنيامين يزدى، به ملا امين تغيير نام داد. گروهى از جديد الاسلامهاى مشهد در سلك اهل تصوف بودند و به ترويج افكار ميرزا ابوالقاسم سكوت شيرازى به عنوان مرشد خود مىپرداختند.[١] گروهى از آنان به بابىگرى پيوستند و بعدها نقش فعالانهاى در گسترش بهايىگرى بر عهده گرفتند.[٢]
گروش اين يهوديان به اسلام واقعى نبود و ايشان بهطور پنهان يهودى بودند. «دايرةالمعارف يهود» پديده جديدالاسلامهاى مشهد را در ذيل مدخل «يهوديان مخفى» مطرح كرده نه در مدخل «مرتدين»[٣] و در جاى ديگر تصريح مىكند كه آنان به عنوان «يهوديانى در لباس اسلام» به حيات خود ادامه دادند.[٤] والتر فيشل، محقق يهودى، مىنويسد كه اين جديدالاسلامها همچنان مخفيانه به دين يهود پايبند بوده و هستند.[٥] فيشل اين مطلب را در سال ١٣٢٨ عنوان مىكند. به عبارت ديگر، در طى دوران طولانى ١١٠ سالهاى (١٨٣٩- ١٩٤٩) كه از مسلمان شدن اين يهوديان مىگذشت، اينان همچنان در خفا يهودى بودند.
از جمله اين يهوديان مشهدى فردى به نام ملا ابراهيم ناتان را مىشناسيم كه رهبرى يك شبكه فعال اطلاعاتى انگليس را در منطقه بر عهده داشت و در سال ١٨٤٤ (سال آغازين دعوى باب) به بمبئى مهاجرت كرد. توماس تيمبرگ مىنويسد: ملا ابراهيم ناتان، به سان يهوديان بغدادى (ساسونها و بستگان و كارگزاران ايشان) «داراى پيوندهاى قوى» با جامعه يهودى خراسان بود و نيز داراى پيوندهاى قوى با حكومت بريتانيا.[٦] «دايرة المعارف يهود» تصريح مىكند كه ملا ابراهيم ناتان رهبرى يهوديان بخارايى، افغانى و ايرانى مقيم بمبئى را بر عهده داشت و «نقش مهمى در جنگ اوّل انگليس و افغان ايفا نمود».[٧] اين مأخذ، در جاى ديگر، از ملا ابراهيم ناتان به صراحت به عنوان «مأمور اطلاعاتى بريتانيا» ياد كرده است.[٨]
صرف نظر از انوسىها (يهوديان مخفى)، نقش يهوديان علنى در ترويج و گسترش كمى و كيفى بابىگرى و بهائىگرى نيز چشمگير است. اسماعيل رائين در واپسين كتابش، كه در اوايل پيروزى انقلاب اسلامى ايران منتشر شد، مىنويسد: «بيشتر بهائيان ايران يهوديان و زردشتيان[٩] هستند و مسلمانانى كه به اين فرقه گرويدهاند در اقليت مىباشند. اكنون سالهاست كه كمتر شده مسلمانى به آنها پيوسته باشد ...»[١٠] سالها پيش از رائين، در اوايل حكومت رضا شاه، آيتى نظر مشابهى ابراز داشت و به سلطه يهوديان بر جامعه بهائى ايران اشاره كرد: «اين بشارتى است براى مسلمين كه بساط بهائيت به طورى خالى از اهل علم و قلم شده كه زمام خامه را به دست مثل حكيم رحيم و اسحاق يهودى و امثال او دادهاند.»[١١] رائين مىنويسد:
بهائيان از بدو پيدايش تا به امروزه همواره از جهودان ممالك استفاده كرده آنها را بهائى كردهاند. مىدانيم كه ذات يهودى با پول و ازدياد سرمايه عجين شده است، يهوديان ممالك مسلمان، كه عده كثيرى از آنها دشمن مسلمانان هستند و همه جا در پى آزار رسانيدن و دشمنى با مسلمين مىباشند، خيلى زودتر از مسلمان به بهائيت گرويدهاندو از امتيازهاى مالى بهره فراوان برده و مىبرند و مقدارى نيز به مركز بهائيت (عكا) مىفرستند.[١٢]
حسن نيكو، مبلغ پيشين بهائى، نظرى مشابه دارد و مىنويسد:
طبقه ديگر [بهائيان] يهودى هستند كه با چه بغض عناد به اسلام معروفاند ... در چنين صورتى اگر كسى علمى بلند كند كه با عث تفريق و تشتّت جمعيت اسلام شود و سبب تفريق مسلمين گردد، البته دشمن ... دلشاد گرديده وى را استقبال مىكند ... [يهوديان] در دخول در مجامع و محافل بهائيان سه فايده مسلم براى خود تصور داشته: اول آنكه لااقل سياهى لشگر دشمنى مىشود كه بر ضدّ اسلام قيام كرده و رايت تشتّت و تفريق را بلند نموده است؛ دوم آنكه از مسئله اجتناب و دورى كه در مسلمين شيهخ نسبت به يهود بود مستخلص مىشوند و با آنها معاشرت مىكنند، بلكه وصلت مىنمايند؛ سوم آنكه اگر غلبه و قدرت با بهائيان گردد عجالتاً خودى در حزب آنان وارد كرده باشند ...[١٣]
فضل الله مهتدى معروف به صبحى، مبلغ پيشين بهائى، كه سالها منشى مخصوص عباس افندى بود، مىنويسد:
«به نظر اين بنده بيشتر از آنان براى فرار از يهوديت بهائى شدهاند تا گذشته از اينكه اسم جهود از روى آنها برداشته شود، در فسق و فجور نيز فىالجمله آزادى داشته باشند. و من از اين قبيل يهوديان نه در همدان بلكه در طهران نيز سراغ دارم و بر اعمال آنان واقفم».[١٤]
صبحى مهتدى اشاراتى به عملكرد يهوديان بهائى شده دارد. از جمله مىنويسد:
از چند سال پيش من آگهى پيدا كردم كه شوقى همه خويشاوندان و پدر و مادر و برادرها و خواهرها و دائى زادهها و فرزندانشان را رانده و ميان آنها تيرگى پديد شده و اكنون همه كارها در دست بيگانگان است و بزرگ و سر بهائيان آنجا هم يك بيگانه است و هيچ ايرانى دستاندكار نيست جز لطفالله حكيم كه از جهودان بهائى است و كارش آوردن و گرداندن بهائيان است بر سر گور سروان اين كشيش كه در ايران به اين كار «زيارتنامه خوانى» مىگويند: ...
خاندان حكيم از بيخ و بن يهودى هستند و آئين و روش