ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - طليعه
يأس و نوميدى چرا؟
|
خوش بُوَد گر آبرويى نزد جانان داشتن |
در گلستان وصالش روى خندان داشتن |
|
|
همچو شبنم بوسه بر گلبرگ رخسارش زدن |
بوسهها بر عارض آن گل فراوان داشتن |
|
|
صاف چون آيينه بودن از همه زنگارها |
همچو مورى از سليمان، مهر و احسان داشتن |
|
|
عمر، باطل مگذران در بستر وهم و خيال |
ايده را در فهم معنى مهر تابان داشتن |
|
|
در فريب غمزه بازان خويش را پنهان مكن |
آه حسرتبار در جان پشيمان داشتن |
|
|
چون زلال آب روشن باش در بزم حضور |
تا به كى آيينه را تاريك بهتان داشتن؟! |
|
|
تيرگى را از دل مهتابى خود دور كن |
يأس و نوميدى چرا، چاك گريبان داشتن؟! |
|
|
آبرو در نزد جانان يك ورق فرزانگىاست |
همچو بوذر با پيمبر عهد و پيمان داشتن |
|
|
بگذر از دنيا ذليلان، سرفرازى پيشه كن |
خوش بُوَد در بزم جانان روى خندان داشتن |
|
|
فرصتى باقى است از عمر دو روزه پاس دار |
بىتدبّر تا به كى خود را «پريشان» داشتن؟ |