ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - تبعيد رهبران؛ شگرد كهنه طاغوتيان
فيها ليالى و اياماً آمنين» چيست؟». ابوحنيفه گفت: گويا مراد، پيمودن فاصله ميان مكه و مدينه باشد.
امام (ع) در پاسخى نقض به او، فرمودند: «پس راهزنىهايى كه ميان مكه و مدينه صورت مىگيرد، چيست؟» ابوحنيفه، عاجزانه ساكت شد.
آنگاه امام (ع) فرمود: «مراد خداوند از «وَمَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً» كدام نقطه از زمين است؟» ابوحنيفه گفت: مراد، كعبه است.
امام (ع) فرمودند: «پس چگونه براى ابن زبير كه در كعبه متحصن شده بود، آنگاه كه حجاج كعبه را به منجنيق بست و ويران كرد و او را گرفت و كشت، امن نبود؟» او ساكت مانده بود.
آنگاه ابوبكر حضرمى به امام صادق (ع) عرض كرد: جواب اين دو سوال چيست؟ آن حضرت فرمودند: «هنگامى كه قائم آل محمد (ع) ظهور كند، همه اين راهها امن خواهد شد و هر كس با او بيعت كند و در جمع سپاهيان او در آيد، در امان خواهد بود».[١]
كلام آخر
مرحوم آيتالله سيد محمدتقى موسوى اصفهانى، در بيان وظايف انسانها نسبت به امام زمان (ع) مىنويسد:
«حج رفتن به نيابت از آن حضرت، فرستادن نائبى كه از طرف آن جناب حج انجام بدهد، طواف بيت الله الحرام به نيابت از او و نائب ساختن ديگرى تا از طرف آن حضرت طواف كند، در روزگار قديم، ميان شيعيان متداول و مرسوم بود، و چندين روايت در استحباب اين امر وارد شده است. نيز زيارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصوم (ع) به نيابت از مولايمان صاحب الزمان (ع) و گرفتن نائب به اين جهت، علاوه بر استحباب، از وظايف منتظران است».[٢]
پىنوشتها:
[١]. اشاره به آيه «إِنَّأَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً». سوره آل عمران (٣)، آيه ٩٦.
[٢]. دلائل الامامة، ص ٢٩٦؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٩.
[٣]. ديدار با امام زمان (ع) در مكّه و مدينه، ص ٩٨.
[٤]. ارشاد، ص ٦٨٠؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٦٠.
[٥]. سوره زمر (٣٩)، آيه ٧٤.
[٦]. الزام الناصب، ج ٢، ص ٢٥٦؛ بشارةالاسلام، ص ٢٦٨.
[٧]. الغيبة نعمانى، ص ١٢١؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٢٣.
[٨]. در اين باره ر. ك: روزگار رهايى، ج ٢، فتنههاى آخرالزمان؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٧٤.
[٩]. كافى، ج ٤، ص ٤٢٧؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٧٤.
[١٠]. ارشاد، ص ٧٠٥؛ الغيبة طوسى، ص ٢٩٧.
[١١]. كافى، ج ٤، ص ٢١٠، باب فضل الصلاة فى المسجد الحرام.
[١٢]. علل الشرايع، ج ١، ص ٢١٩؛ عيون اخبار الرضا، ج ١، ص ٢٧٣.
[١٣]. بحارالانوار، ج ٢، ص ٢٩٢.
[١٤]. مكيال المكارم فى فوائد الدعاء للقائم (ع)، ج ٢، صص ٣١٠- ٣١٨ (با تلخيص).
تبعيد رهبران؛ شگرد كهنه طاغوتيان
تلاوت آيات روحبخش قرآن كريم، آنچنان اثر بخش بود كه حتى دلهاى زنگار گرفته مشركان نيز شيفته آن مىشد. به همين دليل، كمكم، از شدت دشمنى با پيامبر كاسته مىشد و بسيارى با درك آيين اسلام به خود مىآمدند و پنهانى به اين دين مىپيوستند. روند فزاينده گرايش به اسلام، براى مشركان تحملپذير نبود و آنان براى اسلامخواهى مردم، به هر كارى دست مىزدند. البته اين سختگيرىها، سودى در بر نداشت و مسلمانان را بيش از پيش در تداوم راهشان راسختر مىساخت.
مشركان در آخرين گام، بر آن شدند تا بدون برانگيختن احساسات بنىهاشم، پيامبر را از مكه دور كنند. آنان تصميم گرفتند بر شكنجه و آزار پيامبر بيفزايند و با شوراندن تودههاى مردم بر ضدّ ايشان، پيامبر را به بيرون از مكه تبعيد كنند. در اين صورت، آنان مىتوانستند، اوضاع مكه را كنترل كنند و با زير نظر گرفتن حركتهاى بعدى مسلمانان، هرگونه ناآرامى را سركوب سازند. با اين حال چون به قدرت برتر الهى نينديشيده بودند، در اجراى تصميم خود ناكام شدند.
در همين زمان، آيات ٧٦ و ٧٧ سوره اسراء نازل شد و از عقيم ماندن اين توطئه شوم و كيفرى كه در انتظار توطئهگران بود، خبر داد:
«و چيزى نمانده بود كه تو را از اين سرزمين بيرون كنند، تا تو را از آنجا بيرون سازند و در آن صورت آنان (هم) پس از تو جز (زمان) اندكى نمىماندند؛ سنتى كه همواره در ميان (امتهاى) فرستادگانى كه پيش از تو گسيل داشتهايم (جارى) بوده است و براى سنت و (قانون) ما تغييرى نخواهى يافت».[٣]
پىنوشت:
[١]. تفسير نمونه، ج ١٢، ص ٢١٦؛ نمونه بينات، ص ٥٠٨؛ شأن نزول آيات، ٣٦٨؛ مجمعالبيان، ج ١٤، ص ١٨٨.