ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - هرى پاتر و مرگ خدا
مرگ» مىباشد. شش جلد قبلى اين كتاب تا كنون به ٦٦ زبان ترجمه شده و نزديك به چهارصد ميليون نسخه فروش داشته است و اين رقم تا زمانى كه دنياى هرى پاتر تكميل شود، افزايش خواهد يافت. ويرايشهاى جديد اين كتاب؛ مثل ويرايش مخصوص با جلد چرمى، ويرايش جعبهاى، كتابهاى صوتى و ويرايش ديجيتال مصور و ... نيز در حال انتشار است. علاوه بر اين، در يازدهم جولاى، پنجمين فيلم هرى پاتر پخش شد و بىشك دو فيلم ديگر (و شايد دنبالههاى ديگرى از اين فيلمها) نيز پخش خواهند شد. روى هم رفته، اين حادثهاى فراملى، در زمينه حماسى و رزمى تاريخ است كه تنها كتاب «بابل» مىتواند با آن رقابت كند.
من به چند دليل از كلمه رقابت استفاده كردم؛ اوّل، به خاطر تأثيرى كه اين مجموعه بر دنياى مدرن دارد و بعد، به دليل جهانبينىاى كه نيرومندانه به طرفداران خود القا مىكند. در كل، اين مجموعه نوعى بيانيه ضد مسيح درام، در مورد اخلاق و ايمان مىباشد كه توسط شخصيتهاى دوستداشتنى، ستودنى و تخيلى آن تجسم يافته است؛ شخصيتهايى كه ويژگىهاى امروزى بشر دوستى را به آخرين حدّ خود رساندهاند. سراسر اين مجموعه در مورد ما انسانها است. در مورد تمايلات اخير غرب به «هموساپينس» و انسان به عنوان آگاه و داناى كل؛ به طور دقيقتر، درباره «هموسين دئو» يا انسان بدون خدا. انسانى كه براى پيدا كردن هويت خود در پهنه گيتى، بايستى به هر قيمتى به دنبال قدرت و دانش باشد تا مبادا به واسطه نفرين مرگبار به نابودى فرستاده شود. او احساس مىكند كه تنها و رها شده است و از اين رو بايد به خودش متكى باشد و تا حدّ زيادى، به كسانى كه او را در آشكارسازى و پيشرفت هويت نهانش يارى مىكنند، متعهد و ملتزم شود. وقتى او براى دستيابى به هدف نهايىاش تلاش مىكند، در بالاترين حدّ خطر قرار دارد و براى زندگى فانىاش مخاطرات بسيارى را پيش رو دارد. در اين راه، مرگهاى بسيار زياد و به گونههاى مختلف، وجود دارد.
لوگراسمن در ٢٣ جولاى سال ٢٠٠٧ در مقالهاى در «مجله تايم» مىنويسد: «اگر مىخواهيد بدانيد در هرى پاتر چه كسى مىميرد، پاسخ آن آسان است: خدا». او در اين مقاله، هدف اصلى و ريشهاى مجموعه هرى پاتر را بيان كرده است. مسائل زيادى در مورد موضوعات خاصّ اين مجموعه براى نوشتن وجود دارد و نوشته شده است. اين نكته كه يك داستان خوب نبايد كاملًا مذهبى يا مسيحى باشد، قابل انكار نيست؛ امّا بايد در مورد اين حقيقت كوچك تعمّق كنيم كه استعاره كلى و طرح اصلى اين مجموعه (جادو و سحر)، فعاليتهايى مىباشند كه به طور مطلق از سوى خداوند حرام گرديده است. اشباع [ذهن] نسلى از خوانندگان جوان با اخلاقيات و باورهاى ظلمانى كه به صورت داستانى جذاب در آمده است، آثار طولانى مدتى خواهد داشت. كمترين اين آثار، ترويج نسبيتگرايى اخلاقى است كه در اقسام فرهنگى، نه تنها به ديكتاتورى نسبيتگرايى اخلاقى تبديل شده است بلكه در حال تبديل شدن به اعتياد نسبيتگرايى اخلاقى است. مانند تمامى اعتيادها، زندگى بدون اعتياد براى معتاد سخت مىباشد و در واقع، مادهاى كه به آن معتاد است، به زندگى معتاد تبديل مىشود.
طبيعت «پروميتوسى» جادو و آتش دزديده شده از خدايان، بر سطحى اساسى از هويت، تثبيت شده است و ميل به اين تصور روانشناختى را در اذهان جوانهاى ما ايجاد مىكند كه مىتوانند «مانند خدايان» باشند، با تمامى حدود و مرزهاى اخلاقى كه خودشان تعريف مىكنند و مكانيسمهاى پاداشى كه به هيچ قدرت بالاتر از ميل و خواست خودشان پاسخگو نيست. بسيارى از مسيحيان اين مطلب را به واسطه مجموعه هرى پاتر پذيرفتهاند؛ زيرا شخصيت محورى داستان، اين فريب و اغواى هميشگى را در حالتى سانسور شده تجسم بخشيده است كه: «شما بايد همچون خدايان نجيب و نازنين باشيد». با اين حال، اگر اين داستان را با كمى توجه به روابطى كه در سطوح عميقتر شخصيتها و طرحهاى فريبنده آن وجود دارد مطالعه كنيد، در مىيابيد كه هرى كاملًا هم نجيب و نازنين نيست. در اوج داستان جلد هفتم، شخصيت هرى به عنوان