ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - ٥ بهره گيرى از ارسال كتاب و اعطاى جايزه
تعطيلى حركت تبشيرى مىگردد؛ دليل ما در اين تعليل و استدلال نيز اين سخن آنهاست: «... حتى هنگامى كه فرد مسلمان مىپذيرد كه مسيح، تنها نجاتدهنده است، براى او دشوار است كه آشكارا ايمان خود را برملا سازد و روابطش را با جامعه قبلى بگسلد». ١٧ و بدين ترتيب، پنهان شدن با نامهاى اسلامى از سوى مبلغان تبشيرى و حفظ نامهاى اسلامى از سوى مسيحى شدگان، ضامن برداشتن اين مشكل از سر راه است.
در عين حال، اين شگرد، در آميختگى آنان با جامعه اسلامى را تشويق مىكند و از آنجا فعاليتهاى تبليغى و روضهخوانىهاى مسيحى را روانتر و آسانتر مىسازد. دليل ما، در اين خصوص نيز اين سخن آنهاست: «... اسقف كليساى انجيلى، نام اسلامى خود را حفظ مىكند تا ثابت كند كه در ايران مىشود يك مسلمان علناً از ايمان خود به مسيح سخن به ميان آورد و با شجاعت و شهامت، [به مسيح] خدمت كند» ١٨ و اين همان هدف دومى است كه آنها در چنين اقدامى دنبال مىكنند.
آنها از عرف اجتماعى اعراب و مسلمانان و ويژگىهاى آن، به منظور اعمال گفتمان مسيحى خود بهرهگيرى مىكنند و البته بر جنبههاى منفى اين عرف و زشتىهاى تحقيرآميزى كه در نظر هر مسلمان عاقلى نفرتانگيز است، انگشت مىگذارند؛ زيرا گفتمان مستقيم و انتساب همه زشتىها به اسلام و نه به مسلمانان نادان- كه اسلام از آنها برى است- مسلماً منجر به برخوردى بىحاصل مىگردد. مثال اين برخورد، رمانى به زبان فرانسه است كه از سوى مبشران مسيحى در مغرب عربى و ميان مغربىهاى مقيم فرانسه، پخش مىشود؛ عنوان» Ourane «نوشته» Samuel Grandjean «؛ يك درام حقيقى و بيانگر زندگى كودك نابيناى رانده و بيچارهاى به نام» Ourane «در جامعة الجزاير است كه به دليل نابينايى و فقر شديد، به شدت مورد آزار و ستم جامعه و تحقير مردم قرار گرفته تا اينكه بشارت مبلغان تبشيرى به دادش مىرسد و با پذيرش دين آنان [مسيحيت]، از اين بدبختى نجات مىيابد و در شمار مبلغان مخلص آن در مىآيد.
٤. ايجاد شك و ترديد در آيات قرآنى
گامهاى پيش گفته مبلغان تبشيرى مسيحى، آنان را به ايجاد شك و شبهه خطرناكى رهنمون مىسازد. چه در مهمترين كتاب مقدس مسلمانان يعنى «قرآن كريم» البته به شيوه بسيار هوشمندانه و زيركانه و با اجتناب از روشهاى مستقيمى كه ممكن است منجر به برخوردهاى بىحاصل شود، ايجاد شكّ و شبهه مىكنند.
براى ايراد مثالى در اين خصوص، به آنچه كه در كتاب «اخوان من كردستان» (برادرانى از كردستان) نوشته كشيشى انگليسى اشاره مىكنيم كه در آن، به اصطلاح اقتباسهاى اسلام از تورات و نوشتههاى بدعتآميز مسيحى و كتاب زرتشتيان و جز آن، توضيح داده شده است. ١٩ با اين حال مىبينيم آنها در كتابهاى تبشيرى خود [با رياكارى] در سخن از قرآن، آن را «قرآن كريم» توصيف مىكنند و آنچه را كه خود مايلند و آموزههايشان مىطلبد، متكلّفانه از آن استنباط و برداشت مىنمايند. ولى ما در ردّ اين ادّعاها، آنان را به نوشتههاى پژوهشگران جدى كتابهاى آسمانى حوالت مىدهيم كه با دلايل علمى، ناممكنى بشرى بودن قرآن را ثابت كرده و در برابر،- و باز با دلايل علمى- از خطاهاى فراوان وارده در كتاب مقدس، پرده برگرفتهاند. به طورى كه مىتوان از وقوع تحريف در آنها سخن به ميان آورد؛ زيرا صدور خطا از سوى خداوند متعال، محال عقلى است. از جمله اين كتابها، كتاب انديشمند فرانسوى «دكتر موريس بوكاى» با عنوان زير است:
»Lhomme dou vient- il: Les veponses de La Science et des ecritures Saintos«
٥. بهرهگيرى از ارسال كتاب و اعطاى جايزه
مبشران مسيحى در تأسيس كتابفروشىهاى تبشيرى در كشورهاى مغرب عربى به منظور پخش و فروش كتابهاى خود با ناكامى مواجه شدند، زيرا دولت اين كشورها، با برنامههايى با هدف تبشيرى، مخالفت مىكنند. به همين دليل آنها اقدام به تأسيس كتابخانهها يا كتابفروشىهايى به ظاهر با رويكرد فرهنگى- فكرى و در واقع با اهداف صرفاً تبشيرى، كردند. به عنوان مثال در كشورم (مراكش)، كتابفروشى «كليله و دمنه» در خيابان «محمد پنجم» در شهر رباط از همين قماش كتابفروشىهاست؛ اين كتابفروشى را به دليل موقعيت شاخص آن در خيابان ياد شده، همگان از كوچك و بزرگ مىشناسند، زيرا براى انبوه عابران روزمره اين خيالان، كاملًا چشمگير است. دلايل من در چنين نگاهى به اين كتابفروشى عبارتند از:
١. در گزارش ارائه شده به كنفرانسى كه «كميته تبشيرى لوزان» با همكارى «سازمان تبشيرى بينالمللى» در پاييز سال ١٩٧٨ م. در شهر «گلين آيرى» در ايالت كولورادوى ايالت متحده امريكا برگزار كرد، آمده است: «طى اندك سالهاى گذشته، پخش كتاب مقدس و مطبوعات مسيحى بسيار كم و تنها به نسخههاى اعطايى مبشران مسيحى به دست ديگران، محدود بوده است و كتابفروشىهاى «انجمن كتاب مقدس»، يا بسته بوده يا در صورت داير بودن، شمار كمى از مردم از آنها بازديد مىكردند و تنها كتابفروشى موجود در مراكش و ديگرى در تونس، حاوى كتابهاى بسيار كمى، آن هم در كنار مجموعه بسيار بزرگى از كتابهاى لائيك به منظور امكان تداوم فعاليت به صورت قانونى است. ٢١
٢. نامهاى به يك مركز تبشيرى به نام» Service Biblipue au Maroc «در شهر كازابلانكا نوشته بودم و يك