ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - فرهنگ كودك سالارى، بيمارى نازپروردگى
ناز و نعمت به سر برده است، چنانچه با شرايط بد اقتصادى روبرو شود، قادر نخواهد بود در مقابل آن ايستادگى كند و از اين روست كه موارد بىشمارى را مىبينيم كه حتى از پذيرفتن شغل نيز سر باز مىزنند.
هيچكس، با كسانى كه به بيمارى نازپروردگى و عادت به آن در بزرگسالى روبرو هستند، احساس همدردى نمىكند، بلكه چنين افرادى تنها موجبات خنده ديگران را فراهم مىآورند. يكى از خوانندگان معروف، حتى به هنگام شستشوى اتومبيل، دختر سه سالهاش را به كار مىگيرد. زيرا او به اين امر پى برده است كه چه خطراتى در خانوادههاى متمول در كمين كودكان است. از اين رو او مىخواهد دخترش را با گوشههايى از زندگى واقعى آشنا سازد.
همچنين همسر يكى از غولهاى معروف رسانهاى جهان كه يك پزشك است و مدتى در هر سال در يك ايستگاه پزشكى در شهر كلكته به ارائه خدمات بهداشتى و پزشكى به تهىدستان مىپردازد، كودكانش را به همراه خود مىبرد. او مىگويد: «من بايد به فرزندان خود نشان دهم كه ما بايد گاهى اوقات، انتظارات خود را محدود كنيم».
البته اين كار بسيار سادهاى است كه نازپروردگى را تنها مشكل خانوادههاى ثروتمند و سرشناس قلمداد كرده و از دست كودكان نازپرورده كه قادر نيستند خود را با شرايط اجتماعى در ميان همسالان خود، وفق دهند، عصبانى شويم، ولى اين چاره مشكل نيست.
در ساعات آرام شبانگاهى، هنگامى كه كودكان بزرگ و كوچك در بستر خفتهاند، هيچ چيز در نظر والدين بديهىتر از اين نيست كه بايد براى فرزندان خود حد و مرزى قائل شده و در عين حال به آنها توجه نمايند و همچنين آنها را با واقعيات زندگى آشنا سازند، امّا واقعيت به گونهاى ديگر است. ترويج دهندگان مد، تلويزيون و صنايع اسباببازىسازى، همواره به دنبال جذب مشتريان كوچولوى خود هستند. اين كار آنقدر زود هنگام صورت مىگيرد كه هيچكس قادر نيست پيش از آن فرزندانش را آماده سازد.
چاره چيست، هنگامى كه انواع گوناگون اسباببازىها، برنامههاى تلويزيونى و برنامههاى تفريحى با اوّلين زبان جهانى دوران كودكى- يعنى همان اصطلاحات شناخته شده در ميان كودكان نظير اه يا اوه- فرزندان كوچولوى ما را در مقابل صفحههاى تلويزيون ميخكوب مىكنند؟
آلبرت وونش كارشناس امور تربيتى و مدير اداره جوانان كاتوليك در شهر نويس، اخيراً كتابى تحت عنوان «دامهاى نازپروردگى» به رشته تحرير درآورده است. به اعتقاد نويسنده، والدين و كودكان با هم، در اين دام گرفتار مىآيند. رفاه اجتماعى، پيشرفت سريع تكنولوژىهاى جديد و فرهنگ كودكپرستى، همه و همه از جمله عواملى است كه موجبات نگرانى والدين را فراهم كرده است. عده بسيارى از دستاندركاران تعليم و تربيت خود را در برخورد با مشكلات كنونى در ارتباط با تربيت نسل جديد ناتوان مىبينند. آنها اين احساس را دارند كه همواره مرتكب اشتباه مىشوند، حتى اگر درستترين كار را در راستاى تربيت كودكان انجام دهند.
دو عامل فشار ناشى از مصرفگرايى و تروريسم بازار، بيش از هر چيز ديگرى والدين و كودكان را تحت فشار قرار داده است. ميشاييل گرونر و فولكار ماليتسكى، دو روانشناس هامبورگى، بر اين اعتقاد هستند كه امروزه اجبار به همرنگ شدن با جامعه از هر زمان ديگرى بيشتر است. بنابراين كودكان و نوجوانان مىبينند اگر تلفن همراه مناسبى نداشته باشند يا لباسهايشان برازنده نباشد، ممكن است از سوى همسالان خود طرد شوند. براى همين است كه آنها پدران و مادران خود را تحت فشار قرار مىدهند تا تمام امكانات لازم براى حضور در جامعه امروزى را برايشان فراهم آورند.
براساس تحقيقات و نظرسنجىهايى كه در آلمان صورت گرفته است، روز به روز بر تمايل كودكان و نوجوانان به مصرف هر چه بيشتر افزوده مىشود. به طورى كه ٥٦ درصد از سؤالشوندگان اظهار داشتهاند كه از خريد لذت مىبرند و به راحتى پول خرج مىكنند. در سال جارى، مجموع پول توجيبى بچههاى شش تا چهارده سال آلمانى بالغ بر ٥/ ٢ ميليارد مارك بوده است.
اين در حالى است كه كودكان امروزى در مقايسه با قبل، خيلى بيشتر از مظاهر تكنولوژىهاى جديد و پيشرفتهاى رايانهاى استفاده مىكنند. از حدود ٣/ ٧ ميليون نوجوان چهارده تا هفده ساله آلمانى ٦٢ درصد داراى يك دستگاه تلويزيون، بيش از نيمى از آنها يك دستگاه «هاى فاى» و بيش از يك سوم آنها ضبط و پخش ويديويى دارند. يك پنجم از نوجوانان ده تا سيزده ساله آلمانى داراى رايانه شخصى هستند. كودكانى كه از چنين امكاناتى برخوردار هستند، بيش از ديگران در خطر گرفتار شدن در دام «نازپروردگى» قرار دارند. ظاهراً والدين نمىدانند كه با اين كارها چه آينده خطرناكى براى فرزندان خود رقم مىزنند. آنها تصور مىكنند كه بايد تمام امكانات مورد نياز كوچولوهايشان را فراهم كنند و به جنبههاى ديگر قضيه كارى ندارند.
آقاى گرونر مىگويد: كودكانى كه از تمام مواهب زندگى برخودار بودهاند، از نظر روانى شخصيت تكامليافتهاى ندارند و قادر به غلبه بر مشكلات در آينده نخواهند بود. برخى از كودكان و نوجوانان نيز به سبب آنكه مدت زيادى از وقت خود را پاى رايانههاى خود سپرى مىكنند، از نظر رفتارى، شخصيت ناقصى دارند. در واقع، به زحمت مىتوان تفاوت ميان نازپروردن كودكان با تأمين نيازهاى واقعى آنها را درك كرد. در اين شرايط، كودكان و نوجوانان به دنبال داشتن امكاناتى خاص براى حفظ ظاهر در جامعه هستند.
به گفته روانشناسان سطحىنگرى و نگاه به ظاهر افراد، به فرهنگى فراگير در ميان نوجوانان تبديل شده است. جامعه ما ديگر جامعهاى نيست كه در آن مهارتها و لياقت افراد در درجه اوّل اهميت قرار داشته باشد، بلكه آنچه مهمتر مىنمايد، ظاهر افراد است. بىدليل نيست كه تفاوتهاى عمدهاى را در آرزوهاى نوجوانان در مورد شغل آينده در مقايسه با نسلهاى قبلى شاهد هستيم. امروزه بسيارى از كودكان و نوجوانان