ماهنامه موعود
(١)
شماره نود و سوم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
هواى گرگ و ميش، رنگ هاى خاكسترى
٢ ص
(٤)
از ميان خبرها
٤ ص
(٥)
بازداشت سخنران كنفرانس ايران درباره هولوكاست
٤ ص
(٦)
فكس نيوز به ايران آمد
٤ ص
(٧)
راز اظهارات تند قرضاوى
٤ ص
(٨)
87 ميليارد دلار براى نشر انديشه افراطى
٤ ص
(٩)
هشدار كشيش افراطى نسبت به وقوع جنگ جهانى
٤ ص
(١٠)
بلك واتر؛ سازمان خطرناك و سرّى جهان
٤ ص
(١١)
جاسوسان اسراييل در كشورهاى خليج فارس
٤ ص
(١٢)
شيطان پرستان چند نوجوان را خوردند
٥ ص
(١٣)
نمايندگى محصولات آمريكايى- صهيونيستى در ايران
٥ ص
(١٤)
كاهش تقاضاى خريد انجيل در سطح جهان
٥ ص
(١٥)
فعاليت بيش از 70 فرقه شيطان پرستى در كشور
٥ ص
(١٦)
تحركات داييان سفيانى در آخرالزمان
٦ ص
(١٧)
تحركات داييان سفيانى در آخرالزمان
٦ ص
(١٨)
بنى كلب كيستند؟
٧ ص
(١٩)
دروزى ها در سوريه
٨ ص
(٢٠)
دروزى ها در اردن
٨ ص
(٢١)
دروزى ها در لبنان
٨ ص
(٢٢)
دروزى ها در اسرائيل
١٠ ص
(٢٣)
يهوديان و گسترش بابى گرى و بهايى گرى
١٢ ص
(٢٤)
ابزارهاى امروزين تبليغ مسيحيت
١٦ ص
(٢٥)
1 بهره گيرى از اصول اسلامى در تبشير
١٧ ص
(٢٦)
2 استدلال مبلّغان تبشيرى به قرآن كريم
١٨ ص
(٢٧)
3 پنهان شدن با نام هاى اسلامى
١٩ ص
(٢٨)
4 ايجاد شك و ترديد در آيات قرآنى
٢٠ ص
(٢٩)
5 بهره گيرى از ارسال كتاب و اعطاى جايزه
٢٠ ص
(٣٠)
6 دعوت به بازديد و ديدارهاى حضورى
٢١ ص
(٣١)
7 پافشارى در نامه نگارى
٢١ ص
(٣٢)
هرى پاتر و مرگ خدا
٢٢ ص
(٣٣)
فرهنگ كودك سالارى، بيمارى نازپروردگى
٢٧ ص
(٣٤)
درآمدى بر تربيت نسل منتظر
٣١ ص
(٣٥)
1 اهميت تربيت از ديدگاه معصومان (ع) و بزرگان دين
٣٢ ص
(٣٦)
2 اجر اخروى و ثواب تعليم و تربيت
٣٢ ص
(٣٧)
3 وظيفه منتظران امام عصر (ع) در تربيت نسل حاضر و آينده
٣٣ ص
(٣٨)
4 اهداف تربيت
٣٣ ص
(٣٩)
ستاره فروزان عالم اسلام
٣٤ ص
(٤٠)
مرورى بر زندگى آيت الله العظمى بروجردى (ره)
٣٤ ص
(٤١)
شعر و ادب
٣٦ ص
(٤٢)
شاهد انتظار
٣٦ ص
(٤٣)
فصل غزلخوانى
٣٦ ص
(٤٤)
عرصه جولانگه خورشيد جهان آرايى ست
٣٦ ص
(٤٥)
يأس و نوميدى چرا؟
٣٧ ص
(٤٦)
بوى بهشت از نفس پاك توست
٣٧ ص
(٤٧)
طليعه
٣٧ ص
(٤٨)
ميهمان ماه
٣٨ ص
(٤٩)
اميد منتظران
٣٨ ص
(٥٠)
عشق يار
٣٨ ص
(٥١)
لبخند آشنايى
٣٨ ص
(٥٢)
1 محل هاى دور دست و ناآشنا
٣٩ ص
(٥٣)
2 محل هاى خاص و شناخته شده
٤٠ ص
(٥٤)
الف) مدينه
٤٠ ص
(٥٥)
ب) كوه رضوى
٤٠ ص
(٥٦)
ج) ذى طوى
٤٠ ص
(٥٧)
3 در ميان مردم
٤٠ ص
(٥٨)
كعبه؛ ميعادگاه ظهور
٤٢ ص
(٥٩)
حج ميعاد تشرف
٤٣ ص
(٦٠)
ظهور امام مهدى (ع)
٤٣ ص
(٦١)
اصلاحات مهدوى در مكه
٤٣ ص
(٦٢)
كلام آخر
٤٤ ص
(٦٣)
تبعيد رهبران؛ شگرد كهنه طاغوتيان
٤٤ ص
(٦٤)
پايتخت بزرگ ترين دولت جهان
٤٥ ص
(٦٥)
كوفه در آخرالزمان
٤٥ ص
(٦٦)
گستره مكانى كوفه پس از ظهور
٤٦ ص
(٦٧)
سرداب سامرا
٤٨ ص
(٦٨)
سرداب غيبت
٤٨ ص
(٦٩)
جزيره خضرا
٥٢ ص
(٧٠)
الف) ديدگاه موافقان
٥٢ ص
(٧١)
ب) ديدگاه مخالفان
٥٣ ص
(٧٢)
مسجد سهله
٥٦ ص
(٧٣)
ردّ پا
٥٨ ص
(٧٤)
مسجد جمكران
٥٩ ص
(٧٥)
مسجدالاقصى
٦٢ ص
(٧٦)
نسبت بيت المقدس و امام عصر (ع)
٦٢ ص
(٧٧)
فتح قدس به وسيله امام (ع)
٦٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - هرى پاتر و مرگ خدا

در حقيقت، هزاران نوع مرگ خشن در اين هفت جلد وجود دارد كه معمولًا در اثر نبردهايى است كه شامل نفرين، جادو و زهر مى‌باشند. شمار شخصيت‌هاى انسانى و ديگر مخلوقاتى كه در اين مجموعه كشته مى‌شوند، از دست خواننده خارج مى‌شود و تا آنجايى كه من مى‌دانم، هيچ يك از آن شخصيت‌ها به مرگ طبيعى نمى‌ميرند. دنياى پاتر قلمرو مرگ است، پادشاهى مرگ و تنها با استفاده از ابزار مرگ مى‌توان بر حاكميت ابدى آن برترى يافت. در سراسر اين مجموعه، مرگ و قدرت، پيوندى ناگسستنى برقرار كرده‌اند. علاوه بر اين، مرگ تهديد نهايى و راه حل پايانى هر مشكلى است. براى مثال، در جلد شش، دامبلدور توسط سوروس اسنپ شيطان، كه براى تبهكار و شرير بزرگ، ولدمورت كار مى‌كند، كشته مى‌شود. در جلد هفت آگاه مى‌شويم كه اسنپ يك جاسوس دوجانبه بوده است كه به طور مخفيانه به دامبلدور و هرى وفادار بوده است. اين هم فاش مى‌شود كه دامبلدور از اسنپ خواسته است كه او را بكشد- مرگى آسان و بدون درد- و گفت‌وگوى آنها در اين مورد، به طور عجيبى مانند توجيه مرگ آسان و خودكشى به كمك پزشك است.

اينكه بدانيد چه كسى هستيد، در تفوق بر مرگ بسيار مهم است. شما به تدريج با تجربه و همراه با مطالعه دانش‌هاى محرمانه ممنوعه، كشف خواهيد شد و [خواهيد فهميد] كه بيشتر از آنى هستيد كه فكر مى‌كرديد؛ در حقيقت، شما حقّ دسترسى به اسرارى را داريد كه خودتان را برايتان مى‌نماياند و ارزش شما براى ديگران آشكار مى‌شود. تا زمانى كه همتايان حامى و شجاعى داريد، مورد عشق، نفرت، چاپلوسى و ترس قرار مى‌گيريد، ولى هرگز فراموش نمى‌شويد و قدرت‌هاى مخفى اضافى به شما داده مى‌شود. با افزوده شدن آگاهى، قدرت‌هاى جادويى ذاتى شما آزاد خواهد شد و با تمرين به نيروى جادويى فوق‌العاده نيرومندى تبديل خواهد شد. البته بايد از اين نيروها استفاده كرد، زيرا دشمنان واقعاً پستى در بيرون وجود دارند و اين شيطان و دشمن بزرگ، پس از شما در گذرگاه بزرگى قرار دارد و او هم مثل شما قدرت‌هايى دارد. از اين رو اگر مى‌خواهيد او را شكست دهيد، بسيار مهم است كه قدرت‌هايى به ترسناكى و وحشت‌آورى قدرت‌هاى او داشته باشيد. شما به نبرد خواهيد پرداخت، زمين خواهيد خورد و دوباره برمى‌خيزيد، امّا در پايان پيروز خواهيد شد. شما ناجى جهان مى‌شويد.

رولينگ داستانى را به شكل درام انسانى درآورده است كه به كهنگى «ايلياد» است، امّا بدون بينش عميق هومر نسبت به انگيزه‌هاى انسانى. به كهنگى «بوولف» است، امّا با نقش‌هايى در هم و درس‌هايى منحرف؛ معاصر با «ارباب حلقه‌ها» مى‌باشد، امّا بدون تعريف تولكين از فروتنى و حكمت و پاكدامنى حقيقى. او از رنج و محنت استفاده كرده است تا داستانش را از يك سناريوى ساده خوب‌ها در برابر بدها، يا حتى سناريوى صرفاً تغييريافته خط مقدم خير و شر، پيچيده‌تر كند. او با هوشمندى و خلاقيت، تمامى مرزهاى داخلى و خارجى، عمودى و افقى را در هم ريخته است و تنها عامل درخشنده، تقدير ضمير پوياى شخصيت محورى داستان مى‌باشد. خواست اين شخصيت، بيشتر آرزو براى زنده ماندن است تا آرزو و ميلى- از نوع نيچه‌اى- براى قدرت و رفته رفته اين خواسته به سوى آرزويى براى يك هويت سوق پيدا مى‌كند كه در آن، قدرت، يك عامل تقويت كننده ضرورى براى اين خواسته است. امّا رولينگ شخصيت هرى را يك پسر دوست‌داشتنى و بازيگوش ساخته است. بسيارى از خوانندگان جوان با اين شخصيت آشنا هستند. او مانند بسيارى از جوانان زمان ما است كه به نحوى رها شده‌اند و خانواده‌هايى از هم گسسته و خواهران و برادران غايبى دارند كه به واسطه سقط چنين از بين رفته‌اند يا به طريقى ديگر، اين كودكان به علت روش‌هاى پيش‌گيرى از باردارى و عقيم‌سازى، تنها مانده‌اند. آنها به خاطر انواع گوناگون عدم توجه، كم‌ارزش شمرده شده، از تنهايى رنج مى‌برند و برخى نيز توسط بچه‌هاى قلدر تحقير مى‌شوند. (اين بچه‌هاى قلدر، كودكان بدبخت ديگرى هستند كه به خاطر نداشتن هويت، به كودكان ضعيف‌تر زور مى‌گويند تا از اين تنها راه در دسترس، بتوانند خودشان را ثابت كنند.) حياط مدرسه محلّه‌تان را نگاه كنيد. همه اين كودكان آنجا هستند؛ هرى‌ها و هرموينزها، دراكو مالفوى‌هاى شرير و گروه چاپلوسانشان. اين يك حالت انسانى مى‌باشد و از هر سنى به سن ديگر و هر فرهنگى به فرهنگ ديگر- هر جا كه انسان نيروى نگهدارنده بخشش را نپذيرد- تفاوت كمى دارد.

هرى بر شياطين گوناگونى كه با او روبه‌رو مى‌شوند پيروز مى‌شود، البته او اين كار را بدون بخشش و رحم انجام مى‌دهد. ما مى‌بينيم كه در حال تشويق او هستيم و سپس يا از روى بى‌ارادگى اين كتاب‌ها را مى‌پذيريم يا از آنها حمايت مى‌كنيم. اين كتاب‌ها مسير آزادى، راهى به دور از رنج، طرفدارى از زندگى، نفى ثروت، حلقه زنجير حصارها و محوطه‌هايى محصور شده كه كودكان محبوب ما يعنى همه كودكان را بى‌رحمانه محدود مى‌كنند، مى‌باشند. هرى راه را مى‌داند، اين كودك زيباى بازنده، حسّ ترحم غريزى ما براى مردم رنج ديده را برمى‌انگيزد؛ ما هرى را هنگام عبور از موانع، پيروز مى‌بينيم، درست همان‌طور كه همه ما آرزو داريم كه در زندگى خودمان اين‌گونه باشيم. بله، من و شما هرى هستيم. ما او را دوست داريم و چه بازيگر تمام عيارى براى اين نقش در فيلم انتخاب شده! صورتى شيرين، شجاع و آسيب‌پذير. يك پسر خوب و