ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - ١ بهره گيرى از اصول اسلامى در تبشير
متوجه اين خطر جدى نسازد يا برخاسته از توهماتى است كه افراد بىخبر از همه جا، آن را تكرار مىكنند و متوجه توطئههاى خطرناكى كه هم اينك در آفريقا بهطور كلى و شمال آن به طور اخص، تدارك مىشود و آنچنان آشكار و رسواست كه جز بر آدمهاى سادهلوح يا احمق، بر كسى پوشيده نمانده، نيستند.
تاريخ، حكايت از آن دارد كه بسيارى از كشورهاى اسلامى، با تبشير و تبليغات مسيحيت، تبديل به كشورهاى مسيحى شده و هويت اسلامى خود را گم كردهاند و مسلمانان باقى مانده در آنها، گرفتار پتك تبشير داخل از يك سو و سندان توطئههاى خارجى از سوى ديگر گشتهاند.
به عنوان مثال مىتوان از فيليپين نام برد كه در آغاز، عبارت از مجموعه مملكتهاى اسلامى بود و مسيحيان تنها اقليتى را در آن تشكيل مىدادند، ولى اكنون، كشورى مسيحى است كه اكثريت شهروندان آن مسيحى هستند و مسلمانان تبديل به اقليتى با چنان بدبختىهايى شدهاند كه نياز به تكرار بيان آنها و سياه كردن كاغذ نيست و به اصطلاح آنچه عيان است، چه حاجت به بيان است! و در مورد بسيارى از قبايل آفريقايى كه ابتدا مسلمان بوده و سپس مسيحى گشتهاند، هرچه بگوييم كم است.
به علت وجود مسلمانان مغربى مقيم اروپا، كار تبشير و تبليغ مسيحيت در مغرب عربى [شامل كشورهايى چون الجزاير، مراكش، تونس، ليبى و موريتانى]، روال خطرناكى به خود گرفته و پيروزىهاى چشمگيرى به دست آورده است و كار به جايى رسيده كه آنها در پى ايجاد اقليتى مسيحى در اين منطقه هستند. معلوم است كه چنين اقليتى در صورت تحقق اين هدف، چه خواستهايى را مطرح خواهند كرد و اين خواستها مسلماً داراى پيامدهاى وخيمى است.
بنابراين، ما وظيفه داريم اين مسئله را در چارچوب توجه هر چه جدىتر به شيوههاى جديد تبشير [مسيحى كردن ديگران] كه از سوى اعراب مسيحىشده مقيم اروپا و فعالان در شمال آفريقا در حال اجراست، مورد بحث و مطالعه قرار دهيم. در بررسى پيش رو، به برخى راههاى خطرناكى اشاره خواهيم كرد كه از طريق آنها حركت تبليغى مسيحيت، تلاش پىگيرى را در شمال آفريقا در پيش گرفته و متأسفانه حكايت از ناكامى طرحهاى اسلامى در رويارويى با اين يورش ددمنشانه دارد. مسلمانان در اين گير و دار بيشتر به درگيرىهاى بيهوده ميان يكديگر، تلاشهاى بىثمر و پخش انديشهها و افكارى مىپردازند كه به جاى خدمت به امت و وحدت و تحكيم و تقويت آن، جز تفرقه مسلمانان و پراكندگى هرچه بيشتر آنها، حاصلى ندارد.
راههاى پيش گفته از اين قرارند:
١. بهرهگيرى از اصول اسلامى در تبشير،
٢. استدلال مبلغان تبشيرى به قرآن كريم،
٣. پنهان شدن با نامهاى اسلامى در اين رويكرد،
٤. ايجاد شك و ترديد در آيات قرآن كريم،
٥. بهرهگيرى از ارسال كتاب و اعطاى جايزه،
٦. دعوت به بازديد و ديدارهاى حضورى،
٧. پافشارى در نامهنگارى.
١. بهرهگيرى از اصول اسلامى در تبشير
از جمله برنامههاى برملا شده تبشيريان مسيحى، آن است كه مبلغان تبشيرى، از كاستىهاى تمدنى و ضعفهاى فرهنگى مسلمانان سوءاستفاده كرده، از اصول اساسى اعتقادات مسلمانان به منظور ورود به عرصه باورهاى اسلامى، بهرهگيرى مىكنند تا پايههاى آن را متزلزل، اساسش را ويران و كانالى براى نفوذ عقايد مسيحى- كه منطق سليم، آن را رد مىكند و خردمندان آن را نمىپذيرند- با پوششهاى آشنا براى مخاطب عرب و مسلمان، فراهم كنند.
چند مثال، موضوع را روشنتر مىكند؛ يك مركز تبليغى- تبشيرى مسيحى وجود دارد كه خود را «انستيتو بينالمللى پژوهش و تبليغ» مىنامد و انجيل مرقس را بدون كمترين اشاره به اينكه «انجيل» است و تنها به عنوان «داستان حضرت عيسى» به صورت جزوه كوچكى منتشر و از راه نامهنگارى به ويژه به مقصد شمال آفريقا و آدرس مغربىهاى مقيم كشورهاى اروپايى، به طور رايگان، پخش مىكند. در پيشگفتار اين جزوه با عبارتهاى جذابى چون «اى برادر عرب!» و «برادران عرب!» برخورد مىكنيم. ولى از همه خطرناكتر اينكه اين پيشگفتار با عبارت «بِسْمِاللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» شروع مىشود و با دعايى كه براى مسلمانان آشناست و در نماز و ادعيه خود آن را تكرار مىكنند. يعنى: «لا إله إلّا الله له الحمد و منه الانعام و الجود و الهداية» همراه مىشود و با عبارت مألوف اسلامى يعنى: «آمين يا رب العالمين»، ختم مىگردد.
از آنجا كه نام «يسوع» بيانگر محتواى مسيحى آن است،