ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - خلوتى با دوست
شنيده اى كه مولاى متقيان على (ع) در گفتارى خطاب به مردم[١] فرموده اند كه:
از جمله حقوق امام بر مردم، وفاى به عهد و پيمان، و بيعت خود با امام و پاسخ دادن بى درنگ به دعوت وى و گوش به فرمان او بودن است.
دلت مى خواهد گوش به فرمان امام زمانت باشى. دلت مى خواهد كارى كنى و برايش كم نگذارى، اما نمى دانى چگونه و چه كارى. با خود مى گويى: «درست است كه ما در عصر غيبت به سر مى بريم، اما آيا اين بدان معناست كه ديگر ما هيچ وظيفه اى نسبت به امام بر عهده نداريم، يا اينكه ايشان براى اين زمان برنامه و تكليفى براى ما معين كرده اند؟ ...»
اما خود آن حضرت گويى سال ها پيش مى دانسته اند كه تو چنين سؤالى خواهى پرسيد و پاسخ اين سؤالت را داده اند. و چه نيكو پاسخى است آنچه امام، با آن علم و دانش الهى تو را بدان راهنمايى فرمايد. آنجا كه در كتب كمال الدين، احتجاج، بحارالانوار و بسيارى ديگر از كتب شيعه از قول ايشان نقل شده كه خطاب به شيعيان فرمودند:
براى تعجيل در فرج و ظهور من بسيار دعا كنيد كه همانا گشايش كار شما در فرج من است.[٢]
آرى! انسان درمانده و بشريت خسته، چه كند جز آن كه دست طلب و نياز به سوى پروردگار خويش دراز كند. چه كسى از او تواناتر؟ چه كسى از او كريم تر؟ اصلًا مگر دادرسى جز او هم هست؟ مگر نه آن كه دعاى به معناى طلب كردن و خواستن است؟ مگر نه آن كه پيامبر (ص) را مردم يثرب طلبيدند، تا حكومت نبوى را در مدينه تشكيل دهد؟ مگر نه آنكه اميرالمؤمنين على (ع) پيش از آنكه تشكيل حكومت دهند، ٢٥ سال خانه نشين بودند، تا اينكه مردم گرداگرد ايشان حلقه زدند، و از قول ايشان در نهج البلاغه نقل شده است:
ازدحام جمعيت مرا به قبول خلافت واداشت. آنان از هر طرف مرا احاطه كردند. تا جايى كه چيزى نمانده بود كه دو نور چشمم، حسن و حسين (ع) زير پا بمانند و دو طرف ردايم پاره شد.[٣]
مگر نه آن كه امام حسين (ع) هم با دعوت مردم كوفه حركت خود را آغاز نمودند؟ شنيده اى كه آن عالم ربانى[٤] بارها در پاسخ به كسانى كه از ايشسان نصيحت و راهنمايى خواسته اند فرموده اند:
به آنچه مى دانيد عمل كنيد تا خداوند علم به آنچه نمى دانيد را به شما عطا كند.
پس بيا و از همين جمله امام زمان (عج) كه در وقع امر و دستورالعمل ايشان به دعا و طلب كردن ايشان مى باشد شروع كن. نماز امام زمان (عج)، دعاى فرج و ندبه، دعاى عهد، ذكر يكصد صلوات به همراه «وعجّل فرجهم» در هر روز، دعاى سمات، صلوات ضرّاب اصفهانى، دعاى عصر غيبت و ... چطور است از همين ها شروع كنى. از هر كدام كه خودت فكر مى كنى. هر كدام كه بيشتر و مداوم تر بر تو تاثير مى گذارند و تو را با او مرتبط مى كنند. اما به طور مستمر، نه يك خط در ميان. هر روز وقت معينى را براى او اختصاص بده. تنها رو به قبله بنشين و با او حرف بزن. بگو كه مى خواهى در راه او و براى تعجيل در امر فرجش كارى كنى. بخواه كه هدايتت كنند. بخواه كه قبولت كند. بخواه كه توفيقت دهد. بخواه، بخواه، بخواه ....
با رساندن پيام او به گوش ديگر مؤمنان و شيفتگان حضرت (عج) شروع كن، با صحبت درباره او با دوستان و آشنايان، آگاه نمودن و بيدارى بخشيدن به آنان، با مطالعه و معرفى كتاب هاى درباره شناخت آن حضرت مانند صحيفه مهديه و ... به ديگران، انجام كارهاى فرهنگى، برگزارى جلسات ذكر و دعا براى فرج حضرت، نذر كردن و خواست حاجت او همان طور كه براى حاجت هاى خودت از خدا مى خواهى، نوشتن مقاله، سخنرانى، تأسيس سايت هاى اينترنتى، يا از هر طريق ديگرى كه به فكرت مى رسد و از عهده ات برمى آيد و بدان كه مطابق فرمايش امام صادق (ع):
يك درهم هديه به امام [خرج در راه او]، اى يك ميليون درهم كه در امور ديگرى در راه خدا خرج گردد، بهتر است.[٥]
فقط توكل بر خدا كن و با يك «يا مهدى» شروع كن. اصلًا فكر كن با همين پيام امام (عج) مى خواهى عازم ميدان نبرد شوى. ميدان نبرد و جهاد مبارزه با نفس در راه امام زمان (عج)، به يادش، برايش و در سايه عنايت و محبتش. براى او كه دلش از گناهان ما خون است. تا جايى كه فرموده اند:
همانا چيزى شيعيان را از ديدار با معرفت و راستين ما محروم نمى كند، به جز اخبار ناخوشايند و ناروايى كه از (گناهان) آنها به ما مى رسد.[٦]
پى نوشت:
[١]. نهج البلاغه، خطبه شقشقيه.
[٢]. عبارات برگرفته از مفاتيح الجنان، زيارت حضرت فاطمه (ع) به معنى آن مظلومى كه حقش غصب شده.
[٣]. نعمانى، الغيبة، ص ٢٧٣، مجلسى، بحارالانوار، ج ٥١، ص ١٤٨.
[٤]. نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام، گفتار ٣٤.
[٥]. صدوق، كمال الدين، ج ٢، ص ٤٥٨؛ طبرسى، احتجاج، ج ٢، ص ٤٩٩؛ مجلسى، همان، ج ٥٣، ص ١٧٧٧.
[٦]. نهج البلاغه، خطبه ٣.
[٧]. مرجع معظم تقليد حضرت آيت الله بهجت.
[٨]. كلينى، فروع كافى، ج ٤، ص ١٦٠.
[٩]. طبرسى، همان، ج ٢، ص ٤٩٩، مجلسى، همان، ج ٥٣، ص ١٧٧، حديث ٨.