ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - حرف هاى معلّمى ساده
ميان مى آمد و هر لحظه سهو و اشتباه مى توانست موجب بروز تباهى در اركان اخلاقى و يا مالى رعاياى تحت امر شود.
در ازمنه كهن و در همين عصر هم مشاوران عالى مقام نقش «استراتژيست» ها را هم ايفا مى كردند. در واقع، اين مهم حكايت از اين دارد كه هيچ حركت كلى و جمعى تحت امر يك مدير و فرمانده بدون اتخاذ «استراتژى» اتفاق نمى افتاده است.
استراتژى، ضمن هماهنگ كردن و همراه ساختن همه قوا و همه عِدّه و عُدّه، مانع از حركت سينوسى مديران، تصميم گيرى هاى شتابزده، صدور فرمان هاى متكى بر احساس و غريزه، طرد و رد مردان مجرب و همراه و بازگشت به مدار صفر درجه شده و امكان سير اكمالى سازمان هاى اجتماعى را فراهم مى آورد.
گرچه تغيير روش ها و تاكتيك ها حسب مقدورات و شرايط امرى است بديهى و مطلوب، اما فرض كنيد سازمانى، هر چهارماه يك مرتبه تغيير استراتژى دهد؛ و يا جابه جايى هر مدير موجب تغيير استراتژى شود نتيجه معلوم است.
ضرورت اتخاذ «استراتژى» و درك موقعيت آن در عصر حاضر بسيارى از دول را ناگزير به تأسيس مراكز مهم مطالعات استراتژيك ساخته است. به همان سان كه مشاوران حامل «حكمت و علم و تجربه» اند، اين مراكز نيز محل تجمع نخبگان مجرب و دانا و اهل حكمت اند.
درك اين مهم چنان است كه جمله اقربا، دبيرخانه ها، رؤساى دفاتر و نمايندگى ها، با درك صحيح استراتژى مديران، بى هيچ ترديد، بى هيچ اختيارى براى اجتهاد و اخذ تصميم غايى، سعى در كشف اطلاعات و منابع مرتبط با استراتژى و انتقال صميمانه آن به مديران مى كنند. تا مبادا، پيرامون آنان از مردان فرهيخته، آراى صائب و رهنمودهاى مدبرانه خالى بماند، فرصت ها از دست برود و يأس زمينه هاى انفعال و وادادگى را سبب شود.
نبايد از خاطر برد كه جابه جايى و تغيير ميزها و عرض طول آنها به هيچ روى موجب تعويل و تغيير يكباره ميزان آگاهى و علم و تجربه و تدبيرگرى نمى شود و اين تحول، باعث استغنا از ديدار اخيار و شنيدن آراى آنها نيز نمى شود. اين مهم را بيش از همه صاحبان دفتر و ديوان مى بايست درك كنند تا مبادا ناخواسته صاحب نعمت خود را از آنچه بدانها نياز مبرم دارد محروم سازند و ناخواسته موجب بروز خلل در بناى امارت و مديريت شوند.
آنكه پنجاه دوست يكدست و يك شكل و يك رأى دارد، بيش از يك دوست ندارد. تفاوت استعدادها، سليقه ها و آرا، به خودى خود موجب تفرق و تشتت نمى شوند، صافى ذهن و روانى زبان و فرهيختگى رأى و تسلط صاحب تصميم و امضا بر دقايق است كه امكان پالايش آرا و انتخاب پخته ترين آنها را فراهم مى كند. در حالى كه اين گنجينه ظرفيت و پتانسيل گسترده اى را هماره چون يك گنجينه در اختيار حساب امضا قرار مى دهد، همراهى گروه ها و طبقات را سبب مى شود، وحدت رويه را ايجاد مى كند و بستر رشد نطفه هاى اعتزال و تفرق را از بين مى برد.
متأسفانه، ما در عصر «سوء تفاهم» بسر مى بريم. اقتضاى عصر دورى و غيبت حجت حى خداوند در بين مردم همين است. شايد از همين روست كه دانسته يا نادانسته تبارگرايى خط مشى عمومى ما در تنظيم مناسبات مى شود. اشباح و سايه ها كه گاه تعريفى دقيق از آنان نداريم ما را آزار مى دهد و براى مصون ماندن از آنان به آنچه كه «واقعى و حقيقى» مى پنداريم پناه مى بريم و تبار و قبيله را مأمن مى شناسيم. در حالى كه تنها طريق مصون بخشى صادقانه اين نيست. درجه اهميت مقصد و والايى و رفعت مأوايى كه «طرح كلى» آن را در ذهن داريم ما را در گستره انتخاب اشخاص، ادوات، مسيرها و تنظيم و تعريف «نحوه رفتن» مدد مى دهد. ضمن آنكه همين «اهميت مقصد» در صورتى كه ناظر و متكى به «طرحى استراتژيك» هم باشد، بيشترين انگيزه را براى خصم ايجاد مى كند تا از طريق همه آنچه ما «امن» مى شناسيم، عوامل خود را نفوذ دهد، برآنها مسلط شود، از طريق آنها كسب اطلاعات كند و حتى برميزان دقت و پيچيدگى اش در عملكرد بيفزايد. از كجا كه در ميان افرادى كه ما آنان را مى شناسيم جمله فاكتورهاى لازم براى تصدى امور وجود داشته باشد؟ مگر آنكه «روش سعى و خطا» را به عنوان شيوه حركت و پيش روى انتخاب كرده باشيم كه در اين صورت بايد منتظر پرداخت هزينه هاى سنگين اين روش هم باشيم. اين شيوه را هيچ «استراتژيست» فرهيخته اى در كشاكش ميدانى سخت و سنگين توصيه نمى كند. امّا، بايد پرسيد شيوه ديگرى هم وجود دارد؟
جواب اين پرسش را در واقع بايد مردانى بدهند كه بر مسند و منصب يك «استراتژيست» تكيه زده اند. كه بى گمان بنده نگارنده كه پيشه اى جز معلمى و نق و نوق هاى مخصوص آن ندارم در ميان آنان نيستم. حرف هاى معلمى ساده را هم كسى به دل نمى گيرد.
خداوند، همه مردان مرد را كه در طريق اصلاح و صلاح گام مى زنند به احسن وجه يارى دهاد و از آفات در امان دارد. ان شاءالله
سردبير