ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - خدايا، برادران مرا به ديدار من برسان
نبوت و سوم امامت. آنگاه در ميان انبياء و اولياء (ع) يك فرد استثنايى هست كه هم امامتش غيب است و هم شخص وجود مباركش. و او وجود اقدس امام حجت بن الحسن المهدى (عج) است. ساير انبيا و اوليا (ع) نبوت و امامتشان غيب بود ولى شخص خودشان محسوس و در مرئى و منظر مردم بود، اما حضرت امام دوازدهم (ع) هم امامتش غيب و هم شخص خودش غيب است و از نظرها پنهان. ايمان به غيب با تمام مصاديقش از مختصات و ويژگى هاى متقيان است كه قرآن كريم در اولين آيات از سوره مباركه بقره اولين صف از صفات متقيان را ايمان به غيب معرفى كرده و فرموده است:
الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ.[١]
[متقين] كسانى [هستند] كه به غيب ايمان مى آوردند.
در تفسير اين آيه از امام (ع) نقل شده است كه:
«متقين» شيعه على [بن ابيطالب] هستند و «غيب» حجت غائب است [يعنى از مصاديق غيب آن امام غائب است].[٢]
ما خدا را شاكريم كه اين توفيق را شامل حال ما كرده كه بتوانيم هم معتقد به امامتش باشيم و هم معتقد به ولادت و حيات و عمر و غيبت طولانيش باشيم و بدانيم آن وجود اقدس هم اكنون روى اين زمين زنده است و از همين هوا تنفس مى كند، ولى به اراده و خواست خدا غايب و از چشم ها پنهان است تا روزى كه خدا بخواهد ظاهر شود و دست به اصلاح عالم بگشايد و اين غيبت طولانى امام (ع) نيز يك صحنه امتحانى بسيار بزرگى است كه خدا براى بشر پيش آورده است. رسول خدا و ائمه هدى (ع) براى مردم زمان غيبت اظهار نگرانى ها مى كردند و احياناً ناله ها و گريه ها داشتند. از جمله به اين جريان توجه فرماييد:
از سدير صيرفى از اصحاب امام صادق (ع) منقول است كه گفته است:
روزى من با مُفَضّل بن عمر و ابوبصير و ابان بن تَغْلِب به حضور امام صادق (ع) شرفياب شديم. ديديم امام (ع) روى خاك نشسته و همچون مادر فرزند مرده ناله و گريه مى كند و اين جملات را مى گويد:
سيدى غيبتك نفت رقادى و ضيقت على مهادى و ابتزّت منّى راحة فؤادى.
اى آقا و اى سرور من، غيبت تو خواب از چشمم ربوده، آسايش از جانم برداشته و زندگى را بر من تنگ كرده است.
از اين قبيل جملات مى گويد و سيل اشك بر رخسارش فرو مى ريزد. ما از ديدن آن وضع و حال و شنيدن اين جملات تعجب كرديم! آتش بر جانمان افتاد و هوش از سرمان پريد كه چه مصيبت جانكاهى بر امام وارد شده كه اين چنين ناراحت شده است. پرسيدم: مولاى من، چه حادثه ناگوارى پيش آمده كه اينگونه غمگينتان ساخته است؟ امام (ع) آهى از اعماق دل بركشيد و فرمود: امروز به فكر زمان غيبت فرزندم مهدى (ع) افتادم كه مردم آن زمان چه گرفتارى ها خواهند داشت و بر اثر طول غيبت او شك و ترديد در دل ها به وجود مى آيد و بسيارى از دين خارج مى شوند و منكر اصل ولايت و امامت مى گردند. از اين فكر امواج غصه و غم بر دلم فرو ريخت و اشكم جارى شد.[٣]
برادران رسول اكرم (ص) در آخرالزمان
چهارده قرن قبل، امام صادق (ع) از انديشه وضع زمان فعلى ما آنچنان دگرگون مى شود كه مثل مادر جوان مرده مى نالد و مى گريد. پس ما كه هم اكنون امواج سهمگين آن طوفان را در سراسر درياى زندگى خويش احساس مى كنيم، چگونه بايد بشويم. منتهى ما آن درك امام صادق (ع) را از سنگينى موضوع غيبت و پيامدهاى هلاك انگيز آن نداريم و لذا آنگونه احساس حزن و اندوه فراوان نمى كنيم وگرنه از شدت پريشان حالى از زندگى بيرون رفته و سر به بيابان مى گذاشتيم. آن امام بزرگ مى فرمود:
متوجه باشيد، قسم به خدا امام شما سال هايى از روزگارتان را در غيبت خواهد بود و شما مورد آزمايش سخت قرار خواهيد گرفت تا آنجا كه گفته مى شود، او از دنيا رفت، كشته شد، به هلاكت رسيد. به كدام دره اى وارد شد در حالى كه ديدگان مؤمنان بر آن امام اشك مى ريزد و شما همچون كشتى هايى كه دستخوش امواج دريا شده و سرنگون مى شوند دگرگون خواهيد شد.[٤]
روزى پيامبر اكرم (ص) در ميان اصحابشان چنين دعا كردند:
خدايا، برادران مرا به ديدار من برسان
حضرت اين جمله را دوبار فرمودند. اصحاب گفتند، اى رسول خدا! مگر ما برادران شما نيستيم. فرمود: «نه، شما اصحاب و همراهان من هستيد. برادران من كسانى هستند در آخرالزمان كه به من ايمان مى آورند در حالى كه مرا نديده اند. هر يك