ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - استوار بر دين
اين وجود روشن، وجود امام و حجت خداست، وجودى كه بر اساس لطف الهى بر عالم خاك عطا شد تا واسطه فيض خدا باشد در عالم ناسوت و محورى باشد براى تكيه عالمى به او.
خداوند عزوجل امام را ركن زمين قرار داد تا زمين اهل خود را نلرزاند و او را ستون پايدار اسلام و پاسدار راه هدايت قرار داد تا دين از ميان نرود.[١]
آرى، امام هميشه هست، حتى اگر چون خورشيدى از پس پرده غيبت به هستى نور بپاشد و زنده اش بدارد.
خورشيد مى آيد
سرماى كشنده جهل و غفلت و بيداد را تاب بياور. اميد را از دست مده. دلت را بگو كه نشكند، نلرزد و به تيرگى نوميدى ننشيند. سرما اگر هست، تاريكى اگر هست، ستم و بيداد و جهالت و غفلت اگر هست، با اين حال كوتاه و رفتنى است. خورشيد مى آيد و از پس پرده هاى تيره غيبت ظهور مى كند. او مى آيد، درست در آن لحظه كه جهان پر از تاريكى ستم و بيداد است و تو هنوز در ميان تاريكى، نور اميد به آمدنش را در دلت روشن نگاه داشته اى. او مى آيد:
در روزگارى كه آدميان به اختلاف و تزلزل افتند و زمين از جور و ستم لبريز شود، مى آيد و گيتى را از عدل و داد آكنده مى سازد».[٢]
در تاريكى غيبت خورشيد، پايدارى در دين از خرد كردن خار مغيلان با دست در شب تيره سخت تر از نگهداشتن آتش در كف دشوارتر است.[٣]
آرى، سخت است، ولى شيرين و آن كه اين دشوارى را بر خود آسان كند و در دين پايدار بماند، چراغ روشنى است در تاريكى كه خدا او را از هر فتنه غبارآلود و تيره، رهايى مى بخشد.[٤]
پس بمان، سرما و تاريكى را تاب بياور و دلت را بگو كه نشكند، فرو نريزد و استوار و پايدار به انتظار ظهور خورشيد بماند.
طعم تازه
انتظار طلوع خورشيد، هميشه شيرين است و جذاب و هميشه اميدبخش است و نشاط آور، هميشه دل پذير است و روح افزا، ولى گاهى اين انتظار طعمى تازه مى گيرد.
آن گاه كه تو شبى تيره و تار را در بيابانى پر خطر و پر آشوب، در سرما و وحشت گذرانده باشى، طلوع خورشيد برايت فقط شيرين و نشاط آور و روح افزا نيست، بلكه مايه حيات است، يگانه اميد زنده ماندن است؛ آخرين بارقه زندگى است. اينجا انتظار، رنگ و بوى ديگرى مى گيرد، همه وجود تو انتظار مى شود و تو فقط به آمدن خورشيد مى انديشى و ديگر هيچ. تنها تصوير زنده و روشن در دلت، تصوير اين طلوع است و يگانه آرزوى تو، رسيدن موعد اين طلوع و اكنون انتظار خورشيد است كه تو را زنده مى دارد و پايدارى ات مى بخشد.
و حال، من و تو در بيابان پر فتنه دنيا، در تاريكى جهل و غفلت كشنده و در سرماى ستم و بيداد، در انتظار خورشيد عدالتيم و اين انتظار، طلوع آن خورشيد است كه ما را پايدارى و استقامت مى بخشد و در راه دين، زنده مان مى دارد و از همين روست كه امام سجاد (ع) مى فرمايد:
انتظار فرج، خود، بزرگ ترين گشايش است.[٥]
و حضرت موسى كاظم (ع) نيز مى فرمايد:
انتظار فرج، نشانه فرج و گشايش است.[٦]
استوار بر دين
خدايا! زمين تنگ و آسمان تاريك است. دست هايمان از دامن باران رحمتت محروم مانده و چشم هايمان در حرمان عنايت خورشيد امامت، نزديك است كه به تاريكى خو كند.
الهى! مگذار كه از درك باران رحمتت تهى دست بمانيم و مخواه كه در طولانى ترين روزهاى غيبت خورشيد به تاريكى گراييم.
خدايا! با دلى سرشار از ايمان به تو و پر از اميد به آخرين حجت تو، دست به سوى تو برمى آوريم و از ميان همه تاريكى ها، دردمندى ها و گم گشتگى ها تو را صدا مى زنيم.
خدايا! تا لحظه ناب ظهور خورشيد، دل هامان را از ايمان و اميد روشن بدار، ابرهاى تيره غيبت را به نسيم رحمتت بران و چهره خورشيد را هويدا كن!
يا الله، يا رحمن، يا رحيم، يا مقلّب القلوب، ثبتّ قلبى على دينك.[٧]
خدايا، بخشايشگرا، مهربانا و اى دگرگون ساز دل ها، دل مرا بر دينت استوار ساز.
پى نوشت ها:
برگرفته از: گنجينه، انتشارات مركز پژوهش هاى اسلامى صدا و سيما، شماره ٥٤، مهر ١٣٨٤.
[١]. قسمتى از زيارت جامعه كبيره.
[٢]. محمد محمدى رى شهرى، ميزان الحكمة، روايت ٨٢١.
[٣]. همان، روايت ٨١١.
[٤]. همان، روايت ٩٢٤.
[٥]. همان، روايت ٨٠٩.
[٦]. سوره اسرا (١٧)، آيه ٧١.
[٧]. محمد محمدى رى شهرى، روايت ٨٢٦.
[٨]. همان، روايت ٨٢٩.
[٩]. همان.
[١٠]. سوره انبيا (٢١)، آيه ١٨.
[١١]. سوره نور (٢٤)، ايه ٥٥.
[١٢]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٥.
[١٣]. محمدمحمدى رى شهرى، روايت ٨٢١.
[١٤]. همان، روايت ٨٢٢.
[١٥]. همان، روايت ٨٢٣.
[١٦]. همان، روايت ١١٦٣.
[١٧]. همان، روايت ١١٨١.
[١٨]. همان.
[١٩]. همان، روايت ١١٩٦.
[٢٠]. همان، روايت ١١٩٧.
[٢١]. همان، روايت ١١٨٧.