ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - يهود در دوران معاصر
پروتستان ها طرفدار «جمهورى خواه» ها، در حالى كه در انتخاب اخير اجماع پروتستان و كاتوليك به بوش پسر رأى دادند. بر اساس همين تفكر چون جهان كاتوليك بيش از پروتستان ها در حالت انتظار براى ظهور عيسى (ع) به سر مى برند، به همين دليل به ميدان آورده شدند، وگرنه بحث مسيحيت صهيونيستى، مسئله جديدى نيست.
\* اين نگاه تا چه اندازه در جريان هاى فكرى دنيا اثرگذار است؟
اثر مسيحيت صهيونيستى را در اقدامات آمريكا مى توانيم مشاهده كنيم كه امروزه جهان بين المللى تحت تأثير اين اقدامات قرار گرفته است. وقتى در آمريكا رئيس جمهورى برسركار مى آيد كه كشورى هزاران كيلومتر دورتر از كشور خودشان را دچار جنگ مى كند، نگاه مسيحيان صهيونيست مشخص مى شود. اسراييل يعنى جنگ، خونريزى و كشتار؛ زيرا اسراييل به دنبال حكومت نژادى است و غير از نژاد خود را- اگر با او همكارى نكنند- حيوانات موذى مى داند كه بايد از روى زمين برداشته شوند. مانند آفت هستند و در نبرد خود عليه انسانيت براى اينها رحم و سنگدلى معنا ندارد. اگر سنگدلى را داراى صد درجه بدانيم بالاتر از درجه صدم كسى است كه انسان ها را انسان نداند بلكه به شكل آفت به آنها نگاه كند. در اينجا نمى توان به سنگدلى او درجه اى اختصاص داد. اگر مكتبى فريب آنها را بخورد و در قالب اين مجموعه براى خود رفتار تعريف كند از رفتار او چيزى به جز جنگ نمى توان انتظار داشت. آمريكا نيز كه تابع اين تفكر شده است در دنيا ديگر كارى به غير از جنگ نمى تواند انجام دهد. هر كجا حضور پيدا كند جنگ و قتل و غارت و ... به دنبال دارد و به غير از اسراييل ديگران قادر به اين نوع قتل و غارت نيستند چون بالاخره ديگران معناى انسانيت را به نوعى ترجمه خواهند كرد؛ اگرچه گاه براى منافع خود انسانيت را زير پاى مى گذارند، ولى قبول مى كنند انسانيت را زير پا گذاشته اند ولى در مكتب اينها انسانيت معنا ندارد، و باقى را حيواناتى مى دانند كه اگر بار ندهند آفتند و بايد از بين بروند. به همين جهت تفكر مسيحيت صهيونيستى تابعى از صهيونيسم است. يعنى از تفكر مسيحيت صهيونيستى تنها مى توان انتظار جنگ، آتش افروزى و فساد داشت. اگر آمريكا هم بخواهد آرامش بيابد بايد اسراييل از بين برود. حضرت امام خمينى (ره) هيچ گاه شعار از بين رفتن آمريكا و از روى زمين محو شدن آمريكا را ندادند، اگر هم فرمودند آمريكا شيطان بزرگ است اشاره بر تفكر حاكميت آن دارد؛ ولى ايشان فرمودند: «اسراييل بايد از صفحه روزگار محو شود». گويا اين شيطان بزرگ عروسك خيمه شب بازى اسراييل است كه اگر از روى زمين محو شود، اين عروسك فرو مى ريزد. مقام معظم رهبرى نيز فرمودند: روزى كه مردم آمريكا بفهمند كه صهيونيست ها چگونه بر سرنوشتشان مسلط شدند و چه خيانتى در حق آنها كردند، به سختى از اينها انتقام خواهند گرفت.
\* چرا يهود و مسيحيان صهيونيست به اين اندازه بر روى مباحث آخرالزمان تكيه و تأكيد مى كنند؟
سازمان يهود و اسراييل به دنبال حاكميت جهانى است و حاكميت جهانى را آرزوى نهايى جهان مى داند و درون سازمان خود هدف اعلى را حاكميت خود معرفى مى كند. از نظر مسيحيت روز موعود اين عالم ظهور عيسى (ع) است. يعنى عيسى (ع) را ختم دنيا و زمان ظهور او را زمان سعادت مردم دنيا مى دانند، بنابراين اسراييل به دنبال جهانى شدن و روز پايانى است و اگر اينها بخواهند مسيحيت را به نفع خود نظام دهند، بايد به مسيحيان مژده روز پايانى را بدهند. مسلماً اين تفكر منحرف، جهان را به روز پايانى نزديك خواهد كرد، چون از ديدگاه اسلامى ظهور امام زمان (عج) وقتى فرا مى رسد كه آتش جهان را فرا گرفته باشد و آن حضرت (ع) براى فرو نشاندن اين آتش مى آيد. البته به صورت ناخودآگاه صهيونيسم جهان را به آتشى مى كشاند كه جريان را از دست صهيونيسم خارج مى سازد و اينها توان محار جريان حق را از دست خواهند داد.
\* جايگاه انتظار و توجه به موضوع آخرالزمان و وجود حضرت امام زمان (ع) را در روايات اهل بيت (ع) چگونه مى بينيد؟
به طور كلى ذات شيعه با انتظار عجين شده است. اين انتظار نه فقط در زمان ما بلكه از زمان اهل بيت (ع) بوده است. اصولًا رواياتى كه از ائمه باقى مانده است بيشتر در قالب سؤال و جواب است. طبيعتاً هر چه در مورد موضوعى روايت بيشتر باشد به اين معناست كه سؤال بيشترى وجود داشته است و براى مردم آن زمان نيز اين مسئله مطرح بوده است. ولى به دليل نزديك شدن بيش از حد دشمن تا درون ديوارخانه امام حسن عسكرى (ع) و بلكه درون خانه ايشان در قالب جعفر (كذاب) كه عموى حضرت (ع) بود و اخبار را به بيرون مى برد و به همين دليل به او جعفر كذاب مى گفتند، چون گزارش ديدن حضرت را مى داد ولى آنان كه براى جستجو مى آمدند، كسى را پيدا نمى كردند و طرفين به او جعفر كذاب مى گفتند. بنابراين اولين عامل ملموس قابل ذكر براى غيبت نزديكى دشمن است. بعد از آن حضرت [امام زمان] (ع) نماينده دارند و دشمن مى تواند از طريق اين نماينده حضرت را مورد تعقيب قرار دهد. در نتيجه بايد ارتباط با اين نماينده مخفى باشد. مردم از بردن نام مبارك حضرت (ع) منع مى شوند و با اشاره بايد در مورد ايشان صحبت كنند، يعنى تقيه اى بيش از حد معمول در مورد اين مسئله پيش مى آيد.