ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - يهود در دوران معاصر
تابع اينهاست. اين جمعيت، جمعيت روتارى به معنى چرخ دنده را تشكيل مى دهد. يعنى هر يك از اين حاكم ها يك چرخ دنده است كه به يكديگر متصلند و به وسيله موتور مركزى فراماسونرى به چرخش در مى آيند. آرى دنيا تحت سلطه يهود مى چرخد اما به شكل پنهان و نه آشكارا. شناسايى سازمان يهود در پيدايش جمعيت فراماسونرى و اداره آن، دخالت اين مجموعه را در سياست هاى چهارصد سال اخير به خوبى نمايان مى كند. و بالاخره در جنگ جهانى دوم براى دريافت اثرگذارى اين مجموعه بر سياست بين المللى بايد در پيدايش جنگ جهانى دوم دقت كنيم.
مطالعه مجدد بر روى شخصيت «هيتلر» و اين موضوع بسيار مهم كه نتيجه نهايى جنگ جهانى دوم چه بود و چه كسى از اين جنگ سود برد. اگر بخواهيم براى اين جنگ يك نتيجه ملموس ارائه دهيم مى توانيم به پيدايش كشور اسراييل اشاره كنيم و مشاهده مى كنيم، هيتلر بهترين خدمت را به جمعيت يهود كرد، ولى در اين ميان ناسزاهاى زيادى را به جان خريد كه براى يك مأمور درون سازمانى عادى به شمار مى آيد. در حقيقت با ايجاد كوره هاى آدم سوزى در اخبار و اطلاعات، و نه بر روى زمين، چون بر روى زمين كوره آدم سوزى وجود ندارد و اگر وجود هم داشته است، يهودى در آن سوخته نشده است.
در سازمان يهود اكثريت يك مجموعه اند، تنها يك اقليت مؤمن هستند كه به اين قضيه تن ندادند. ما ادله فراوانى بر دروغ بودن كوره هاى آدم سوزى وجود دارد. اولًا كوره هاى آدم سوزى شاهدى ندارند هر چه هست از عكس ها و فيلم هايى است كه نشان داده مى شود. آنچه هم از عكس ها ديده مى شود دروغ است. چون آنطور كه مى گويند، آنقدر در اين كوره ها آتش ريخته مى شود كه چيزى جز خاكستر باقى نمى ماند. در حالى كه در عكس ها اين كوره ها مملو از استخوان و جمجمه انسان است كه به شكل بچه گانه اى روى هم چيده شده است. در اينچنين كوره هايى كه آدم مى سوزانند ديگر نظمى وجود نخواهد داشت، در حالى كه در تصاوير جمجمه ها روى هم چيده شده است. با يك نگاه به اين تصاوير مى توان فهميد كه اين قضيه يك بازى اطلاعاتى و خبرى است. اصولًا در كشورى به بزرگى آلمان اقدام به سوزاندان يهودى ها نيازى را از هيتلر برطرف نمى ساخته است. هيتلر بحث نژاد را براى حكومت مطرح مى كند. مى گويد ما نژاد برتر هستيم و ديگران بايد به ما خدمت كنند، او مى توانسته يهود را مانند ديگران نگاه دارد تا به آنها خدمت كنند. به طور كلى هيتلر يكى از هنرمندترين فردها در پوشش دادن به اهداف در كل جنگ جهانى دوم است.
بنابراين مى توان گفت كه يهود در برابر اسلام نقش افسادى وسيعى را بر عهده داشتند در جهان معاصر نيز همان نقش را ادامه داده اند كه نقش افساد و تبهكارى است.
مردم دنيا هميشه جهود و يهودى ها را آتش بيار معركه ها مى دانسته اند، در حالى كه مردم كوچه و بازار تا وقتى كه دردى را با تمام وجود حسى نكنند نسبت به آن مسئله اعلان درد نمى كنند. پس چرا اين مجموعه آرام و بى سر و صداى بين المللى داد ملت ها را درآورده است. مشخص مى شود فساد و تبهكارى اينها براى مردم روشن گرديده است. چون مردم فتنه ها را بعد از گذشتن مى فهميده اند و امروز به دليل وجود دولت اسراييل، همه مى توانند اين قضيه را درك كنند.
شبكه هاى ضد انقلاب ايرانى كه در لس آنجلس و واشنگتن و كاليفرنيا پخش مى شود، هيچ كدام اعلام نمى كنند وابسته به سازمان صهيونيسم هستند. بلكه اعلام مى كنند مستقل هستند در حالى كه از آثارشان مى توان فهميد همگى از جانب اسراييل حمايت مى شوند. گاهى بعضى اتفاقات ماهيت آنها را افشا مى كند. اخيراً فيلم يك دختر فلسطينى كه يهود مى خواسته چشم او را از بدنش جدا كند تابه فرد ديگر پيوند بزنند در آمريكا پخش شد. اين فيلم عليه جريان صهيونيست ها بود. صهيونيست ها جمعيتى حدود چهار ميليون در اسراييل و در كل آمريكا حدود دو ميليون نفر دارند. در آمريكا اصطلاحى وجود دارد به معنى «درياى فيلم آزاد» يعنى فيلم عليه خدا، عليه آقاى بوش و ... آزادانه پخش مى شود. اما به محض اينكه اين فيلم پخش شد وزارت امور خارجه امريكا موضع گرفت. از اين موضع گيرى مى توان نتيجه گرفت اسراييل در هيئت حاكمه آمريكا حضور پنهان دارد. بلافاصله شبكه هاى فارسى زبان ضد انقلاب شروع به پخش فيلم هاى تبليغاتى در مورد آقاى «رون آرود» كردند؛ خلبانى كه ١٨ سال پيش در حالى كه مأموريت بمباران مردم لبنان راداشته است سقوط كرده است. و جالب اينكه «مونشه امير» در مصاحبه با اين تلويزيون ها مى گويد: اين هواپيما در حالى كه خاك لبنان براى دفاع از اسراييل پرواز مى كرده است سقوط مى كند. در حالى كه اين گونه سخن گفتن را هيچ منطقى قبول نمى كند. هواپيما براى دفاع از اسراييل چه كارى به لبنان داشته است. اين تلويزيون ها خط سير زندگى او را بيان مى كنند و بعد به سراغ خانواده اين خلبان مى روند و مى گويند، آقاى رون آرود در آن زمان دخترى يك ساله داشته است كه در اين زمان ١٩ ساله شده است و اين دختر به دنبال پدر خود مى گردد. فيلم اين دختر را در سنين مختلف نشان مى دهند، در حالى كه اشك مى ريزد و ... مطرح مى كنند كه مادر رون آرود از غم او از دنيا رفته است. در حالى كه مادر او هنگام سقوط هواپيما ٦٠ سال داشته و حال كه با سنى حدود ٨٠ سال مرده، مى گويد از غم پسرش مرده است. به هر صورت با ساخت فيلمى در مورد مظلوميت آقاى رون آرود و دخترش سعى بر مقابله تبليغاتى عليه فيلم دخترى فلسطينى