ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - ويژگيهاى دولت مهدى (ع)
او حاضر مى شوند.
كوهها را مى بينى و آنها را ساكن و جامد مى پندارى، در حالى كه مانند ابر در حركت اند. اين صنع و آفرينش خداوند است كه همه چيز را متقن آفريد. او از كارهايى كه انجام مى دهيد، مسلما آگاه است.
«قيامت صغرا» كه آيات بدان اشاره دارد، بر اين انديشه استوار است كه به برپايى دولت عدل مطلق و بهره مندى انسان از امنيت و عدل و خودكفايى اقتصادى و اجتماعى كه از پرتو دولت مهدى به دست مى آيد، نبايد بسنده كرد؛ زيرا تنها هدف مورد انتظار، قيام مهدى (ع) و مسيح نيست، بلكه هدف ديگرى وجود دارد، كه گفت و گوى ميان اديان و مذاهب و ارزيابى آنها براساس شيوه هايى است كه واقعيتها و حوادث تاريخ را روشن مى كند، كه لازمه آن زنده كردن شهود و مردان تاريخ سازى است كه اساس مذاهب و انديشه ها بودند و خداوند، رسولش عيسى را ذخيره كرد تا شهود تاريخى را در پيشگاه حاكم والامرتبه، مهدى آل محمد (ص) زنده كند.
برخى نمى پذيرند كه شيعه به قيامت صغرا «رجعت» معتقد باشد، اما شيعيان باور دارند عيسى بن مريم (ع) بار ديگر به دنيا برمى گردد و به امام مسلمانان اقتدا مى كند، چنانكه در روايت بخارى است:
كيف بكم اذا نزل عيسى بن مريم و امامكم منكم.
چگونه خواهيد بود آن زمان كه عيسى پسر مريم، از آسمان فرو آيد و امام از شما باشد؟
آيا اينان نمى پرسند چگونه مردم مى فهمند اين شخص، عيسى بن مريم است اگر مردگان را زنده نكند و كور مادرزاد و مبتلايان به پيسى را شفا ندهد؟! آيا آنان مى پندارند عيسى كه مردگان را زنده مى كند، انسانى را كه تازه مرده است، زنده مى كند تا ساعتى زندگى كند، سپس بميرد؟ يا اين كه تأثير وى ماندگارتر و كارش مهم تر است؟ به اينكه شخصى را كه قرنهاست مرده است، زنده كند تا سالها زندگى كند.
مهم تر اين است كه شخصيتى مثل على بن ابى طالب (ع) زنده شود كه مسلمانان در موقعيت و جايگاه وى پس از رسول اللّه (ص) اختلاف نظر دارند. برخى مى گويند: موقعيت رسالت و نقش سياسى وى مانند رسول اللّه (ص) است، جز اين كه پيامبرى پس از رسول اللّه (ص) نيست و مخالفت با امام على روا نيست، چنانكه نافرمانى پيامبر را نمى توان كرد.
امام از قول پيامبر، كتابهايى را نوشت كه امامان بعدى به ارث بردند تا به مهدى (ع) رسيد. اما برخى منكر تمامى اين مطالب اند و امام را چهارمين شخص در فضيلت [پس از ابوبكر و عمر و عثمان] مى دانند، بلكه برخى فضيلتى براى امام قايل نيستند![١]
مهدى (ع) صحيفه جامعه اى را كه امام على (ع) بر پوست، به خط خود و املاى پيامبر نوشت، به مردم نشان مى دهد. اين كتاب را امامان- به بيان الهى- پس از پيامبر، يكى پس از ديگرى به ارث بردند و محتوايش را منتشر كردند. از اين طريق يگانه مورد اعتماد، سنت نبوى، به نقل از امامان، در كتب شيعه هست و معصوم به نقل از پيامبر مى نوشت و معصومى ديگر حديث را روايت مى كرد، چنانكه امام صادق (ع) مى فرمايد:
اگر ما به رأى و ميل خود، به مردم فتوا مى داديم، هلاك مى شديم. آنچه مى گوييم به نقل از رسول اللّه (ص) و دانشى است كه يكى پس از ديگرى، به ارث برده و ذخيره نموده ايم، چنانكه مردم طلا و نقره را ذخيره مى كنند.[٢]
اما برخى بر اعتقادى كه از پدران به ارث برده و بدان خو كرده اند، باقى مى مانند.
براى آن كه دليل حسى باشد و بهانه اى دست