ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - كليد فهم سياست آمريكا
ارتش آمريكا، اعضاى كنگره (اعضاى سنا و نمايندگان)، فرماندهان ايالات و تمامى شخصيتهاى اجرايى و ذى نفوذ آشكارا و علنى توزيع مى گردد. لذا سياست خارجى ايالات متحده در خاورميانه بازتاب درك مسيحى انجيلى يهودى شده مى باشد.
قدرت نفوذ جنبش اصولگرا در تصميم سازى آمريكا، باعث شد كه طى موضعى كه توسط سنا و نمايندگان كنگره در روز سه شنبه ٢٤ اكتبر ١٩٩٥ اتخاذ گرديد، قدس پايتخت اسرائيل اعلام و دستور انتقال مقر سفارت آمريكا از تل آويو به آنجا صادر شود.
از آنچه گفتيم، آشكار است كه اصولگرايى انجيلى فقط به ارائه تفاسير معينى از مفاهيم مذهبى محدود نمى شود بلكه تلاش مى كند تا تحولات آينده را بر مبناى تفاسير اصولى خود رقم بزند. با توجه به موقعيت ممتازى كه در مركز تصميم سازى آمريكا (كه راجع به سرنوشت جهان تصميم گيرى مى كند) در اختيار اصولگرايان انجيلى قرار گرفته است، نمى توان تأثير و نفوذ محورى آن را ناديده انگاشت. لذا منافع آمريكا، موضع كنگره راجع به قدس را رقم نزد بلكه اين تصميم در چارچوب سياست آمريكا در خاورميانه و بر محور عقايد مذهبى اصولگرا، اخذ شد. اين تصميم، آمريكا را ناچار كرد كه همچون يك عطيه مقدس الهى، در آن مسير حركت و از الزامات آن پيروى نمايد. اين موضع محورى، بر پيوستگى ميان تحليل صهيونيستى عهد قديم، كه جنبشهاى مذهبى آمريكا بر آن تكيه دارند و تصميمات سياسى آمريكا در خاورميانه تأكيد مى كند.
پس از ملاحظه اين مبانى مذهبى در سياست آمريكا نسبت به جهان عرب، (صرفا) وارد كردن اتهام اتخاذ سياست دوگانه در برخورد با مقررات بين المللى، در خصوص محكوم كردن نقض حقوق بشر يا اعتراض به نقض قواعد بين المللى، به دولت آمريكا (دمكرات باشد يا جمهوريخواه) خام انديشى و ساده لوحى است؛ به دليل آن كه اسرائيل، اساسا ازاين معيارها خارج است و مافوق اين سازمانها و قوانين قرار دارد و در ايمان آمريكايى، صورت مجسم مشيت مقدس خداوند است و هرگونه برخورد با آن، آن طور كه در تعاليم اين كليسا آمده، هتك محرمات و مقابله با مشيت پروردگار است.
براى عملى شدن اين ايمان، در سال ١٩٨٥ (٨٨ سال پس از اولين كنگره صهيونيسم كه در سال ١٨٩٧ برگزار شد). در همان شهر بال سوئيس، در همان هتل، همان سالن و دقيقا همان ماه- آگوست- كنگره فوق العاده كليساى انجيلى كه ايجاد حكومت صهيون را مقدمه گريزناپذير بازگشت مسيح مى دانستند، برگزار شد.
دعوتنامه اى براى شركت در «كنفرانس صهيونيسم مسيحى» به دكتر داگلاس يونگ، رئيس دانش سراى آمريكايى مطالعات سرزمين مقدس، ارسال گرديد كه دكتر فان دير هوفين، رئيس كليساى انجيلى هلند، رياست آن را برعهده داشت. در اين كنفرانس تأسيسى، ٥٨٩ شخصيت مذهبى از ايالات متحده و اروپا، از كليساهاى مشابه در كشورهاى آفريقايى و آسيايى ديگر كه تعداد آنها به ٢٧ كشور مى رسيد، حضور داشتند. از آن هنگام تا كنون به طور سالانه در هر آگوست، دو كنفرانس برگزار مى شود كه كنفرانس اول در ادامه راه اولين كنگره جنبش صهيونيسم يهودى است كه توسط تئودور هرتزل، در سال ١٨٩٧ برگزار شد و كنفرانس دوم، متعلق به جنبش صهيونيسم مسيحى است كه داگلاس يونگ زمينه ساز تشكيل آن بود.
از درون كنفرانس ١٩٨٥، سازمان جديدى به نام «سفارت بين المللى مسيحيت» ايجاد شد كه وظيفه نفوذ معنوى و مادى در برخى از كليساهاى انجيلى آمريكا را به منظور تحقق پيشگوييهاى تورات، راجع به زمينه هاى بازگشت مسيح به عهده دارد كه مهم ترين زمينه آن را تشكيل حكومت صهيونيستى و اجتماع يهوديان مى داند تا آن كه (مطابق نقل پيشگوييها) مسيح، براى دومين بار، در ميان آنان ظهور يابد.
سفارت بين المللى مسيحيت، در راستاى اهدافى كه آنها را در سال ١٩٨٥ اعلام كرده بود، به فعاليت پرداخت كه شاخص ترين اهداف آن عبارت بود از:
١. انتقال يهوديان اتحاد جماهير شوروى (سابق) به اسرائيل؛
٢. پايان دادن به تحريمهاى ضد منافع اسرائيل؛
٣. كشاندن حكومتهاى كاتوليك مذهب واتيكان و اسپانيا به سوى قبول اسرائيل و تبادل نمايندگان ديپلماتيك با آن؛
٤. اعمال فشار بر كشورهاى اروپاى شرقى و مركزى به منظور عادى سازى روابطشان با اسرائيل؛
٥. فراخوان جهانى نسبت به پذيرش قدس به عنوان تنها پايتخت ابدى اسرائيل.
همچنين سازمان مذكور بارزترين نقش را در تلاش براى اتخاذ اولين تصميم كنگره آمريكا (سنا و نمايندگان) در آوريل ١٩٩٠، كه دولت آمريكا را به