ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - يك تصوير در دو آيينه
شما را دعوت مى كنم به آنچه پيامبر خدا دعوت فرمود.[١]
رفتار فاطمه (ع) ياد پيامبر را زنده مى كند و آنگاه كه از سياست بازان سياه دل، به ستوه مى آيد حجابى به سر مى بندد و در ميان گروهى از بانوان، خويشان و خدمتكاران به راه مى افتد، آن روز دامنه هاى چادرش به پايش مى پيچد اما آنقدر استوار قدم برمى دارد كه رفتارش از رفتار رسول خدا هيچ كم ندارد.
مهدى فاطمه نيز با يادگارهاى پيامبر مى آيد:
مهدى (ع) هنگام نماز عشاء ظهور مى كند در حالى كه پرچم رسول اللّه و پيراهن و شمشير او را با خود دارد و داراى نشانه ها و نور و بيان است.[٢]
و البته اين دادخواهيها به سبب بدعتها و تحريفهاى وارد در شريعت است كه نه زهرا تاب آن را مى آورد و نه مهدى (ع).
فاطمه جماعت را به آيين رسول اللّه (ص) فرا مى خواند و راه رستگارى را در پيروى از قرآن معرفى مى كند و چنين مى گويد:
آخر اين قرآن است كه فروزان تر از خورشيد مى درخشد پس چيست كه از حكمت و مصلحت كتاب اللّه سر مى پيچيد و به هوسها و شهرتها سر فرود مى آوريد؟ بدانيد كه جز اسلام دين ديگرى در پيشگاه خداوند مقبول نيست.[٣]
مهدى (ع) نيز آن گونه كه از روايات برمى آيد مبلغ كتاب خدا و سنت پيامبر است:
من شما را به خدا و رسول و عمل به كتاب خدا و ترك باطل و احياء سنت او دعوت مى كنم.
اى مردم! هر كه درباره كتاب خدا با من به بحث و مناقشه بپردازد من آگاه ترين مردم به كتاب خدا هستم.[٤]
فاطمه مى دانست كه انحراف از سنت پيامبر اكرم (ص) راهى به جز رسيدن به تيرگى و تباهى ندارد و آن كسى كه به طعم محنت تن دهد به روزگارى مى رسد كه جهان را از جور و ستم پر مى بيند و مى گفت:
به جان خودم سوگند، نطفه فساد بسته شده. بايد انتظار كشيد تا كى مرض فساد پيكر جامعه اسلامى را از پاى درآورد.
بشارت باد شما را بر شمشيرهاى كشيده و حمله ها و تهاجمات پى در پى و به هم ريخته شدن امور مسلمانان.
پس حسرت و اندوه بر شما! كارتان به كجا خواهد انجاميد.[٥]
و جهانِ لبريز از ظلم و جور و آشوب را تنها مهدى (ع) است كه به عدالت فرا مى خواند. او نيز با شمشير قيام مى كند و از شمشير او براى ستمكاران خون و مرگ مى بارد و براى ضعيف شدگان لطف و رحمت. شمشير مهدى، شمشير خداست كه براى انتقام برخاسته است.
فاطمه براى اعلام نارضايتى از حكومت غاصب، همراهى با خليفه را رد مى كند و مهدى نيز در حالى به پا خواهد خاست كه پيمان هيچ گردنكشى بر گردن او نيست.
و اين گونه است كه مهدى خود تجلى اى ديگر از فاطمه مى شود. او همان را مى گويد كه فاطمه گفت و همان حقى را مى طلبد كه فاطمه طلبيد و آنگاه كه اهل مكه را به يارى فرا مى خواند اشاره اى به سرآغاز ظلم و ستم دارد و رحلت پيامبر اكرم (ص) را مبدأ آن مى شمرد او مى گويد:
از آن زمان كه پيامبر ما به ملكوت اعلا پيوست تا امروز در حق ما ظلم شده بر ما ستمها رفت و حقوق مسلم ما پايمال گرديد اينك، از شما يارى مى خواهيم و شما ما را يارى نماييد.[٦]
سرانجام فرياد فاطمه به استحكام بنيادهاى شيعه انجاميد كه هسته مركزى حق طلبى را در همه ادوار تاريخ مى ساخت و فرياد مهدى (ع) به ايجاد دولتى كريمه به نام دولت مستضعفان صالح مى انجامد كه امير مؤمنان على (ع) آن را چنين توصيف كرده است:
بدى از بين مى رود و نيكى برقرار مى ماند و زنا از بين مى رود و ربا محو مى شود. مردم به عبادات و شرع و ديندارى و نماز جماعت روى مى كنند و عمرها طولانى مى گردد و امانتها ادا مى شود و درختان پربار مى شوند و بركتها چند برابر مى گردد و بدان نابود مى شوند و نيكان برقرار مى مانند.[٧]
پى نوشتها:
[١]. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٠٧.
[٢]. محمدتقى سجادى، فاطمه زهرا، ص ٢٩٥.
[٣]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٠٦.
[٤]. على كورانى، عصر ظهور، ص ٣١٦.
[٥]. جواد فاضل، معصوم سوم، ص ١١٨.
[٦]. عصر ظهور، ص ٣١٩.
[٧]. فرهنگ سخنان حضرت فاطمه (س)، ص ١١٣.
[٨]. عصر ظهور، ص ٣١٢.
[٩]. مصطفى دلشاد تهرانى، دولت مهدى سيرت مهدى، ص ٢٢.