ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - بيّنه طلايى
اميرالمؤمنين (ع) فرمودند:
آنها آل محمد (ص) هستند كه خداوند مهدى آنها را پس از تلاش فراوان برمى انگيزد و آنها را عزيز، و دشمنانشان را خوار و زبون مى سازد.[١]
در معارف اهل البيت (ع)، بيش از ١٨٠ اسم و لقب- كه هريك از آنها ناظر بر شانى از شئونات است- براى خلفا و حجج الهى ذكر شده است. هريك از اين اسماء و القاب و شئون بابى است كه پرده از كمالات متعالى آنان برمى گيرد. همين رتبه هاى كمالى است كه درجه وقوف و قرب آنها را درباره حقيقت توحيد و معارف الهى نشان مى دهد؛ تا آنجا كه در بسيارى از سلامها خطاب به آن ذوات مقدسه آمده است:
السلام عليك يا باب اللّه الذى لايوتى إلّامنه.
السلام عليك يا سبيل اللّه الذى من سلك غيره هلك.
سلام بر شما كه باب [ورود به ساحت قرب] خداوند هستيد كه جز از طريق او نمى توان وارد شد. سلام بر شما كه سبيل خدا هستيد، كه هر كه جز آن را بپيمايد هلاك مى شود.[٢]
بديهى است كه خداوند از روى «لطف» بابى، سبيلى و نورى را به عنوان اسوه، راه رسيدن و مصداق خارجى كمالات متعالى فراروى انسانها قرار مى دهد تا آنها امكان سير در مراتب را پيدا كنند و با مشاهده مابه ازاء خارجى آن واقعيت دست يافتنى و عملى آن را بپذيرند و در طريق از بند گمراهى برهند و از غلتيدن در آفتها و بلاها و بالاخره عذاب و قهر خداوند درامان مانند.
لذا اينان:
- ما به ازاء خارجى حق يا حقيقت مجسم و قرآن ناطق اند (در هيأت انسانى).
- اسوه واقعى و عينى هستند كه تعالى و تقرب در آنان آشكار است (لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ ...).
- طريق رفتن و تمثيل «نحوه بودن و رفتن» اند و اينهمه را در سيره و سنت آنان مى توان يافت (چنان كه سيره و سنت اينان از منابع و مصادر تشخيص حكم است و حضرت نبى اكرم (ص) اهل بيت را در كنار قرآن قرار داده است و ثقل و امانت مانده براى مسلمين پس از پيامبر).
- متضمن فلاح و رهايى و ايمنى بخش از عذاب قهر خداوندند.
- حجت بالغه اند كه حجيت آنان توسط خداوند اعلام شده است.
هيچ كس در پهنه هستى صاحب و حامل جمله اين شئون و مستحق به داشتن آن نيست چه حسب آيه كريمه:
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً.[٣]
خداوند اراده كرد تا همانا از شما پليدى را دور كند و شما را پاك نگه دارد.
تا در مقام «خليفة الهى» و امامت، در تربيت، هدايت و ارشاد بندگان كه جملگى در معرض لغزش، سهو، وسوسه شيطان، عمر كوتاه، مرگ ناگزير و ساير ابتلائات اند (حسب زندگى و سير در نشأ دنيا كه دار ابتلاء و امتحان است) خلل و نقصانى اتفاق نيفتد.
اين امر هم ناشى از لطف خداوند به بندگانست و «مصطفى و برگزيده»[٤] بودن حجج الهى نيز شايد ناظر بر همين معنا باشد. جمله رواياتى كه از حضرت رسول اكرم (ص) و ائمه دين (ع) در منابع روايى شيعى و اهل سنت وجود دارد ناظر بر اشاره مستقيم اين آيه به «خانواده رسول اكرم و اهل بيت ايشان» است.
ادامه دارد
پى نوشتها:
[١]. حضرت على بن ابيطالب (ع) از پيامبر اكرم (ص) ايشان از حضرت جبرئيل نقل مى كنند كه: شنيدم خداوند متعال مى فرمود: «كلمة لا إله الا اللّه» دژ (مستحكم) من است و هر كه آن را بگويد به دژ من وارد مى شود و هر كه (بتواند) وارد آن شود از عذابم ايمن خواهد بود.
قال على بن ابيطالب (ع): حدثنى اخى وابن عمى محمد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله قال: حدثنى جبرئيل (ع) قال:
سمعت رب العزه سبحانه و تعالى يقول: كلمة لا اله الا اللّه حصنى فمن قالها دخل حصنى و من دخل حصنى امن من عذابى.
(بحار الانوار، ج ٤٩، ص ١٢٧).
[٢]. سوره اعراف (٧) آيه ١٧٩.
[٣]. بحارالانوار، ج ٦٩، ص ٢٩٢.
[٤]. ما خلق نكرديم جن و انس را مگر براى عبوديت.
[٥]. سوره نساء (٤) آيه ١٥٠.
[٦]. بحارالانوار، ج ١٠، ص ٢٠ و ج ٢٤ ص ١٠٧.
[٧]. بحارانوار، كتاب امامت، حديث نورانيت، ص ٢٧٤ (ولايت كليه ميرجهانى، ص ٥٠).
[٨]. سوره هود (١١) آيه ٤٦.
[٩]. سوره اعراف (٧) آيه ١٧٩.
[١٠]. سوره قصص (٢٨) آيات ٥ و ٦.
[١١]. روزگار رهايى، ص ١٥١، الزام الناصب، ص ٢٢.
[١٢]. روزگار رهايى، ص ٤٥٠، الامام المهدى، ص ٢٦٧.
[١٣]. زيارت مخصوص حضرت صاحب الزمان (عج).
[١٤]. سوره احزاب (٣٣) آيه ٣٣.
[١٥]. السلام على اولياءاللّه و أصفيائه (زيارت جامعه).