ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - ميعادگاه منتظران
ميعادگاه منتظران
پرسش شما، پاسخ موعود
در پى درخواست جمعى از خوانندگان و دوستداران «موعود» از اين پس با گشودن صفحه «ميعادگاه منتظران» پاسخ گوى سؤالهاى مختلف شما درباره «موعود آخرالزمان» خواهيم بود. جمعى از علما و همچنين معاونت فرهنگى مسجد مقدس جمكران صميمانه پذيراى اين درخواست «موعود» شدند. ضمن آنكه در همين صفحه با دوستداران موعود از «ميعادگاه منتظران» سخن خواهيم گفت. ان شاءالله
سؤالهاى خود را به آدرس مجله ارسال داريد (تهران: ص. پ ٧٧١- ١٩٦١٥).
من دانشجو هستم و تا به حال اين حديث را زياد خوانده و يا شنيده ام كه مى فرمايد:
«من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية»
هر كس بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد به مردن جاهليت مرده است.
چندى قبل در صحبت با يكى از دوستانم، سؤالاتى در مورد همين حديث برايمان پيش آمد كه جواب قانع كننده اى برايش نيافتم. اولا مگر شهادت به توحيد و نبوت براى مسلمان بودن كافى نيست؟ چطور مى شود مسلمان باشيم ولى به خاطر نشناختن امام زمان مثل كافرهاى زمان جاهليت باشيم؟
ثانيا منظور از اين شناختن چيست؟ يعنى بايد او را كاملا بشناسيم؟ يا همين كه بعضى خصوصياتش را بدانيم كافى است؟
ثالثا ما كه در دوره غيبت امام زمان (ع) هستيم، چگونه مى توانيم او را بشناسيم؟
برادر شما رضا اسدى- از تهران
با تقديم سلام و آرزوى توفيقات روزافزون براى برادرمان آقاى رضا اسدى و ساير عزيزانى كه ممكن است سؤالاتى از اين قبيل داشته باشند، در ضمن چند نكته به پاسخگويى آنها مى پردازيم:
١. اين مضمون در روايات شيعه و سنى به شكلهاى مختلف وارد شده و از حيث كثرت تعداد روايات مربوطه، «متواتر معنوى» به حساب مى آيد. زيرا اگر چه الفاظ وتعابير در اين روايات يكسان نيست، اما همگى آنها بر مفهوم و مقصودى واحد دلالت دارند. به گونه اى كه صدور چنين مطلبى از ناحيه معصومين (ع) قطعى و غير قابل ترديد به نظر مى رسد.
٢. در كتاب شريف كافى (ج ٢، صص ٢٠٩- ٢٠٧) بابى در همين مورد وجود دارد كه در سومين حديث آن راوى گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم آيا رسول خدا (ص) فرموده است: «من مات لا يعرف امامه، مات ميتة جاهلية»؟ فرمود: آرى!
پرسيدم: جاهليت كامل يا جاهليت در همين حد كه امامش را نشناخته؟
فرمود: جاهليت كفر و نفاق و گمراهى
٣. شيعيان، مراد از امام زمان در اين روايات را مختص پيشوايان معصوم (ع) مى دانند و اهل تسنن آن را به هر حاكمى كه مورد تاييد «اهل حل و عقد» باشد، عموميت مى دهند.
٤. در بيشتر اين روايات اعتقاد به امامت، قبول ولايت و پذيرش رهبرى امام زمان (ع) به جاى معرفت او ذكر شده است. از اين رو ذكر معرفت و شناخت در اين روايت مشهور را نيز مى توان به عنوان مقدمه همان اعتقاد و پذيرش و اقتداى به امام زمان (ع) به حساب آورد.
٥. از آنچه ذكر شده پاسخ سؤال اول روشن مى شود، به اين ترتيب كه اعتقاد و اعتراف به «لااله الاالله» و «محمدرسول الله»، اگر چه موجب مسلمان بودن شخص و محفوظ ماندن مال و جان او خواهد بود، ولى از جهت انجام تكاليف عملى و سلوك فردى و اجتماعى، هيچگاه بى نياز از امام و پيشواى الهى نيست.