ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - نقش مردم در نسبت با موعود آخرالزمان و ظهور منجى آخرين
بنابراين اساسى ترين وظيفه مسلمانان در عصر غيبت، ايجاد پيوند و ارتباط با نايبان حضرت است. حتى تكريم و احترام اين بزرگان، موجب بخشودگى گناهان مى شود. چون احترام به پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) چنين ارمغانى دارد. در سوره حجرات مى خوانيم:
«إِنَّالَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ»[١]
كسانى كه پيش پيامبر خدا صدايشان را فرو مى كشند، همان كسانى هستند كه خدا دلهايشان را براى پرهيزگارى امتحان كرده است آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است.
اين آيه در مورد احترام به پيغمبر (ص) است. احترام به مراجع هم به نوعى احترام و حرمت نهادن به پيامبر (ص) است. هر قدر كه مراجعه به ايشان بيشتر باشد، در واقع امام زمان (ع) مركزيت و محوريت بيشترى در جامعه پيدا مى كنند.
يك وظيفه مهم ديگر ما، ذكر دائم تاريخ مربوط به حضرت است. اين وضعيت خوبى نيست كه مردم- حتى اهل علم- اطلاعات دقيق و گسترده اى راجع به ايشان ندارند. ما بايد حتى از نواب ايشان هم كاملا آگاه باشيم. اسمهايشان، سيره، تاريخشان و ... هر چيزى كه به نحوى با حضرت مربوط مى شود بايد مورد مطالعه و دقت قرار بگيرد. از علماى بزرگى كه با دعاى امام متولد شده اند، مانند شيخ صدوق تا وقايع مربوط به مسجد جمكران. مثلا اينكه چرا شبهاى چهارشنبه مردم به جمكران مى روند؟ اينها همه يك ريشه هايى دارد كه به انديشه مهدويت كمك مى كند. طريقه ارتباط با حضرت، افرادى كه به حضورشان شرفياب شدند و عنايت خاصه ايشان به برخى از بزرگان در گذشته و حال، همه بايد مورد توجه قرار گيرند.
موعود: اگر كسى مدعى ملاقات با حضرت ولى عصر (ع) شد، وظيفه ما در رابطه با او چيست؟ آيا اصلا ملاقات باحضرت در زمان غيبت ممكن است؟ اگر امكان دارد. شيعيان براى درك حضور ايشان چه بايد بكنند؟
آيت الله گرامى: مسأله ملاقات با حضرتشان مثل ماجراى احضار روح نيست كه برخى معتقد به حرمت آن باشند و بعضى هم مانند حضرت امام قدس سره آن را سحر بدانند. يعنى اين طور نيست كه بشود با ورد و كلمات مخصوص حضور ايشان را درك كرد. حضرت بر همه اشراف دارند. در يكى از دعاها مى خوانيم كه «بيمنه رزق الورى»[٢] به يمن وجود ايشان است كه به موجودات روزى مى رسد. «وراء» يعنى همه آفريدگان، اختصاصى به موجودات طبيعت، مسلمانان و يا شيعيان ندارد «رزق» هم اعم از رزق مادى و معنوى است حتى جبرئيل هم روزى خوار ايشان است. و از بركت وجودايشان استفاده مى كند. بنابراين ملاقات با حضرت به عنوان يك «رزق معنوى» با عنايت و توجه ايشان صورت مى گيرد و صلحا، اوليا و وابستگان مى توانند ديده به ديدار ايشان بگشايند. هر كسى به اندازه شايستگى خود به نوعى ايشان را مى بيند. كسى ممكن است ايشان را ببيند اما نشناسد، كسى ديگر مى بيند و مى شناسد، بعضى ها هم نمى توانند با چشم سر ببينند، بايد چشمهايشان را روى هم بگذارند تا بتوانند، تمثال ايشان را نظاره كنند. بعضى ممكن است كه ايشان را ببينند، اما فقط حس مى كنند، كه اين شخص از اهل بيت است و نفهمند كه خود آقاست. گاهى افراد بسيار معمولى و ساده محضر امام را درك مى كنند. همه كم و بيش شنيده ايم كه چه كسانى به شرف ملاقات با امام زمان نايل شده اند. بعضى از اين ملاقات كنندگان، خيلى انسانهاى ساده و معمولى هستند.
من خودم در نوشته هاى مرحوم حاج عبدالحسين حائرى ديدم كه نوشته اند يك روز رفتم در مغازه عطارى بوى خوشى به مشامم خورد، خيلى بوى عجيبى بود. نگاهى به عطار كردم و پيش خودم گفتم كه اين بو نمى تواند طبيعى باشد. عطار به من اشاره كرد كه ساكت باش و بمان. وقتى همه مشتريها رفتند، به من گفت امروز آقا اينجا تشريف داشتند.
بايد لياقت حضور داشت، با ورد و الفاظ پى در پى نمى شود به چنين سعادتى نايل شد.
ديدن روى تو را ديده جان بين بايد وين كجامرتبه چشم جهان بين من است مى گويند اويس قرنى هرگز پيغمبر را نديد اما چهره حضرت را بخوبى توصيف مى كرد. اما روايتى كه مى گويد مدعيان ملاقات را تكذيب