ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٢ - گفتگو درباره امام مهدى، عليه السلام
در مدت هفتاد سال واسطه ميان او و مردم بودهاند و هيچكس در هيچ زمينهاى خطايى از آنان نديده و نشنيده است.
شما را به خدا سوگند آيا تصور مىكنيد امكان داشته باشد يك دروغ هفتاد سال دوام بياورد و چهار نفر با هماهنگى كامل و يك صدا، يك نقش را بازى كنند؟
آنان با رفتار صميمانه خود چنان در مردم ايجاد اطمينان كرده بودند كه همه به گفتار و كردار آنان ايمان داشتند.
آيا مىشود اين چهار تن به گونهاى نقش بازى كنند كه هيچكس به حقيقت پى نبرد در حاليكه اين افراد هيچ رابطه خاصى با هم نداشتهاند تا بگوييم در اين قضيه تبانى كرده بودند.
از قديم گفتهاند: طناب دروغ، كوتاه است.
منطق نيز حكم مىكند امكان ندارد يك دروغ بتواند بدين شكل دوام بياورد و در تمام اين مدت و با همه بده و بستانها و روابط مختلف موضوع كشف نگردد و همه به درستى آن ايمان داشته باشند.
بدينسان در مىيابيم كه پديده غيبت صغرى مىتواند به عنوان يك آزموده علمى، دليل بر واقعيتخارجى يك موضوع باشد و آن وجود، زندگى و سپس غيبتحضرت مهدى، عليهالسلام، است. آن حضرت پس از غيبت صغرى، خود اعلان كرده است كه در پرده غيبت كبرى خواهد رفت و از نظرها پنهان خواهد گشت و هيچكس او را نخواهد ديد.
پى نوشتها:
[١]. شهيد صدر مىفرمايد: در اين زمينه كتاب «المهدى» كه عموى بزرگوار ايشان تاليف فرمودهاند، ملاحظه شود؛ ر. ك: مجله الجامعة الاسلامية شماره ٣، سال ١٩٦٩؛ المهدى الموعود المنتظر از شيخ نجم الدين عسكرى.
[٢]. شهيد صدر مىفرمايد: كتاب «منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر» از شيخ لطفالله صافى ملاحظه شود.
[٣]. ر. ك: معجم احاديث الامامالمهدى، مؤسسة المعارف الاسلامية، جزء اول احاديث نبوى.
[٤]. احمد و ابن ابى شيبه و ابن ماجه و نعيم بن حماد در باب فتن از على، عليهالسلام، روايت كردهاند كه: رسولالله، صلىاللهعليهوآله، فرمود: «مهدى از ما اهلبيت استخداوند كار او را در يك شب سامان مىبخشد».
ر. ك: الحاوى للفتاوى از سيوطى ج ٢، ص ٢١٣ و ٢١٥ در اين كتاب نوشته است: احمد و ابن ابى شيبه و ابو داود از على، عليهالسلام، روايت كردهاند كه پيامبر، صلىالله عليهوآله، فرمود: «اگر از دنيا بيش از يك روز باقى نمانده باشد خداوند فردى از اهلبيت مرا مبعوث مىكند تا دنيا را پر از عدالت كند چنانكه پر از ستم شده است».
ر. ك: صحيح سنن المصطفى، ج ٢، ص ٢٠٧؛ سنن ابن ماجه، ج ٢، شماره ١٣٦٧ و ٤٠٨٥.
[٥]. الحاوى للفتاوى از جلالالدين سيوطى، ج ٢، ص ٢١٤، كه گويد: ابوداود و ابن ماجه و طبرانى و حاكم از امسلمه روايت كردهاند كه گفت از پيامبر، صلىالله عليهوآله، شنيدم فرمود: «مهدى از عترت من و از فرزندان فاطمه است».
[٦]. حديث «المهدى من ذريةالحسين» در كتابهاى «الاربعون حديثا» از ابونعيم اصفهانى و در «الاوسط» طبرانى و در «السيرة الحلبية» ج ١، ص ١٩٣، و در «القول المختصر» ابن حجر، آمده است.
[٧]. رواياتى كه تصريح مىكند مهدى، نهمين فرزند حسين، عليهالسلام، است در كتابهاى زير آمده است: «ينابيعالمودة» از قندوزى حنفى، ص ٤٩٢؛ «مقتل الامام الحسين» از خوارزمى، ج ١، ص ١٩٦؛ «فرائد السمطين» از جوينى شافعى: ج ٢، ص ٣١٠- ٣١٥ شمارههاى ٥٦١ تا ٥٦٩؛ «منتخب الاثر» از علامه صافى.
[٨]. احاديثى كه بدين صورت آمده: «الخلفاء بعدى اثنا عشر كلهم من قريش» يا «لا يزال هذا الدين قائما ما وليه اثنا عشر كلهم من قريش».
اين حديث متواتر است، كتب صحاح و مسايند با طرق مختلف آن را نقل كردهاند گرچه در متن آن كمى اختلاف است و در تفسير آن نيز اختلاف وجود دارد.
[٩]. ر. ك: الغيبة الكبرى از سيد محمد صدر، ص ٢٧٢ به بعد.
[١٠]. ر. ك: التاج الجامع للاصول ج ٣، ص ٤٠؛ الامام المهدى از على محمد على دخيل كه به تحقيق درباره اين حديث پرداخته است.
[١١]. صحيح بخارى، ج ٣، كتاب الاحكام، باب استخلاف، دار احياء التراث العربى، بيروت.
[١٢]. ر. ك: التاج الجامع للاصول، ج ٣، ص ٤٠.
[١٣]. ر. ك: التاج الجامع للاصول، ج ٣، ص ٤٠.
[١٤]. ر. ك: التاج الجامع للاصول، ج ٣، ص ٤٠.
[١٥]. مسند امام احمد، ج ٥، ص ٩٣- ١٠٠.
[١٦]. المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ٦١٨.
[١٧]. اشاره استبه آيه شريفه «و ما ينطق عنالهوى ان هو الا وحى يوحى» (سوره نجم، آيه ٣- ٤).
[١٨]. علماى اهلسنت صحت روايت را پذيرفتهاند ولى در تاويل آن اختلاف دارند. مصاديقى كه براى دوازده نفر ذكر كردهاند براى ما قابل پذيرش نيستبلكه بعضى از اين مصاديق غير معقول است مانند: يزيد بن معاويه فردى كه تجاهر به فسق مىكرد و كسى كه متهم به كفر و خروج از دين است.
[١٩]. ر. ك: الغيبةالصغرى از سيدمحمد صدر.
[٢٠]. ر. ك: الغيبةالصغرى از سيدمحمد صدر.
[٢١]. اين جوابها معروف به «توقيعات» است؛ رجوع كنيد به احتجاج طبرسى.