ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - امام عصر، عليه السلام از منظر پروفسورهانرى كربن
پيروان امام وابسته و راه آن چگونگى عمل آنان مىباشد.
البته انتقادى كه به كربن وارد است، غفلتى است كه از وجه مسلحانه و قيام بالسيف حضرت حجت از خود نشان داده است. ليكن اين حقيقت مورد اشاره او را هم نمىتوان انكار كرد كه: «جلوه يا عدم جلوه امام بر اشخاص، به شايستگى آنان بستگى دارد.»
كربن در تحليلى جالب توجه مىنويسد:
جلوه ظهور او بر مردم، همان مفهوم تهذيب و تجديد عالم روحى آنان است و بالنتيجه همان مفهوم عميق انديشهاى است كه شيعه از غيبت و ظهور امام دارد. مردم شايستگى خود را براى ديدن امام از بين مىبرند، آنگاه خود بين امام و خويشتن حجاب مىگردند، زيرا وسيله و آلت تجلى و مشاهده آن را؛ يعنى معرفتى را كه از راه قلب حاصل مىشود از دست مىدهند، يا آن را فلجساخته و از قدرت و كار مىاندازند. پس تا وقتى كه مردم مستعد شناسايى و معرفت امام نگردند، سخن گفتن از ظهور امام غايب هيچ معنى نخواهد داشت.
اگر گفته كربن را بپذيريم ديگر ظهور امام واقعهاى نيست كه روزى ناگهان به وقوع بپيوندد، بلكه امرى است كه روز به روز در ضمير و وجدان شيعيان مؤمن رخ مىدهد. در اين حالت عقيده به عدم تحرك و مخالفتبا ترقى كه در اسلام تشريعى- يعنى فقه- غالبا مورد نكوهش قرار گرفته است در هم مىشكند و معتقدان به آن امام همام، در جنبش صعودى دوره ولايت كشيده مىشوند.
در واقع كربن ظهور امام، عليهالسلام، را به معرفت قلبى شيعيان منوط مىداند. معرفتى كه از نوع معرفتشهودى و باطنى است. همو در جاى ديگر- رساله عالم مثال- به نوعى ديگر به همين حقيقت اشاره دارد.
موضوع بحث كربن در رساله «عالم مثال» جهان واسطهاى است كه مابين عالم مجردات تام و نفوس متعلق به ماده قرار مىگيرد. همان عالمى كه شهود عارفان و حكماى اشراق در آن عالم صورت مىگرفته است. او از جمله مىنويسد:
حكايات سهروردى و قصص موجود در سنتشيعى كه حكايت نيل به «سرزمين امام غائب» را باز مىگويد، هيچ يك خيال واهى، غير واقعى و تمثيلى نيستند؛ زيرا اقليم هشتم يا ناكجاآباد، همان چيزى نيست كه ما معمولا «اوتوپيا» مىناميم. اقليم هشتم به مثابه عالمى است كه از حيطه كنترل و نظارت تجربى علوم [جديد] خارج است. عالمى فرا حسى است كه تنها به مدد ادراك مخيل مىتوان آن را درك كرد و حوادثى را كه در آنجا به وقوع مىپيوندد، صرفا به يارى آگاهى مخيل مىتوان تجزيه نمود. اجازه دهيد بار ديگر به اين نكته تاكيد كنم كه مراد از خيال در اينجا همان اصطلاح رايج در زبان امروزى ما نيست، بلكه، مقصود، ديدار باطنى و خيال صادق است.
پس به گفته كربن براى مشاهده امام غايب در دوران غيبت نيز مىبايد در افق وجودى امام غائب قرار