ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - يك اسكناس پانصد تومانى و هزاران آرزو!
شايد با كسب اجازه از محضر مبارك اميرمؤمنان (ع) كه خود آيه «برّ» و «طريق» نيل به سرچشمه ابرار و ساقى شراب گواراى ولايت و رحمت است، بتوان گفت:
«لَنْتَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»
هرگز به اين سرچشمه برّ و نيكى متجلّى شده در ولايت
اهل بيت (ع) نمىتوان نائل شد و از دست نازنين آنان نمىتوان جامى آكنده از شراب ولايت كه عين رحمت و رستگارى است، نوشيد؛ مگر آنكه مؤمنان اهلِ ولايت، جمله دوست داشتنىترين داشتهها را نثار قدوم مبارك آنان كنند، صميمانه و بى ما به ازاء در طريق قرب و حبّ الى الله؛ چنانكه آنان خود، چنين بودند و چنان كردند تا آنكه محلّ نزول آيات «هل اتى» شدند.
چنانكه در زيارات، خطاب به اين عزيزان مىگوييم:
چه شيرين است نامهايتان،
چه گرامى است جانهايتان،
چه بزرگ است مقامتان،
چه برجسته است منزلتان،
چه باوفاست عهدتان،
چه راست است وعدههاتان،
كلامتان نور است و فرمانهاتان رشد و رستگارى،
اعمالتان خير است و عاداتتان احسان و نيكى،
شيوههايتان كرم است و شأنتان حقّ و راستى و مدارايى.
گفتارتان حكم است و حتمى و رأيتان دانش و بردبارى و دورانديشى! ...
همانا شماييد روشنايى طريق خوبان و راهنماى ابرار و نيكان!
شماييد حجّتهاى خداى جبّار!
از اين روست كه خداوند به وجود شما باران مىباراند، آسمان را برقرار مىدارد و اندوه و سختى را مرتفع مىسازد! شماييد شاهراه راست و شاهدان دنيا!
شفيعان جهان آخرت شماييد و بازگشت جمله خلق روزگار به سوى شماست ...
«زيارت جامعه» را در وقت عرض ادب و زيارت جمله حضرات معصومان (ع) قرائت مىكنيم، چون آنان نور واحدند و در جميع صفات و كمالات صاحب و واجد كاملترين مرتبهاند، نسبت به جمله خلايق ملكى و ملكوتى. آنان، صاحبان نعمت و امان زمين و زمانند، واسطه فيض حضرت خداوندى و دستگير بندگان در همه امور اين جهانى و آن جهانى.
با اين توصيفات، چگونه است كه در معاملهاى از سر بىانصافى، به جاى آنكه در خدمت آنان درآييم و در اين باره چارهانديشى كنيم، آنان را با همه عظمت وجودى، از سر نادانى و جهالت در خدمت خويش مىطلبيم؟
چگونه است كه از بذل مال و اعتبار و آبرو درباره ايشان دريغ مىورزيم و در همان حال در خدمت تامّ و تمام فرومايگان چون خود وارد مىشويم و از بذل هر چه داشتههاى خدادادى است، دريغ نمىورزيم؟
راز بخش بزرگى از بنبستها و بحرانهاى عارض شده بر حيات فردى و اجتماعى ما، به معامله بىانصافانه ما با اهل بيت (ع) برمىگردد، به استغنا جستن ما از ايشان.
وجهى از راز تأخير طولانى در واقعه شريف ظهور كبراى حضرت صاحبالزّمان (ع) و ابتلاى عمومى ما به اضطرار و اضطراب عصر غيبت، به گسست عهد ما با امام زمان (ع) و در خدمت نيامدنمان بر مىگردد.
راز غالب آمدن فرزند خواندگان ابليس بر ساحات حيات فرهنگى و تمدّنى مستضعفان و مسلمانان، به مبنا و محور قرار ندادن رأى و حكم اهل بيت (ع) و ملاك عمل نشناختن قول ايشان در جمله امور مادّى و فرهنگيمان برمىگردد.
ما را- براى خروج از اضطرار و اضطراب آخرالزّمانى- راهى جز مراجعه به ايشان و درك اين معنا نيست.
براى ما مفرّى نيست، جز آنكه از ژرفاى جان اعلام كنيم:
اى برگزيدگان و اى عزيزان!
آنكه از شما روى برگرداند، از دين خارج گشته است.
آنكه ملازمت و همراهى شما را برگزيند، به حق رسيده است.
و آنكه در حقّ شما كوتاهى كند، نابود گرديده است.
زيرا كه؛ «والحقُّ معكم و فيكم و منكم و اليكم و انتم اهلُهُ و معدنُهُ» والسّلام.
بد نيست در پايان اين قطعه شاعرانه شهيد مجيد حدّاد عادل را هم بخوانيم. مردى كه سنگ گورش سند مدّعاى اوست.
مىنشينى بر كرانه، مىكشى از دل زبانه
او به ميدان در نبردى با ستمكار زمانه
مىشود ناگه به سويش تيرى از دشمن روانه
قامت سرو بلندش بشكند چون از ميانه
شكر خالق مىگزارى- بر لبت هست اين ترانه
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
ثواب اين مقاله را تقديم شهيدان طريق جهاد و مراقبت از امر امام عصر (عج) مىكنم.
پىنوشتها:
[١]. سوره بقره (٢)، آيه ١٧٧.
[٢]. همان.
[٣]. سوره انسان (٧٦)، آيات ٥- ١٢.
[٤]. مجمعالبيان، ج ١٠، صص ٦١١- ٦١٤.
[٥]. البرهان، ج ٩، ص ٣٢٠.
[٦]. بصائر الدّرجات، ص ٩٨، ح ٢.
[٧]. سوره انسان (٧٦)، آيه ٢٠.
[٨]. مناقب، ج ٣، ص ٩٩؛ البرهان، ج ٩، ص ٣٢٩.