ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - ١ پيمان عمومى با يهود
اقدام خطرناك ديگرى نيز زدند. آنان تصميم گرفتند شخص پيامبر (ص) را از بين ببرند؛ بدين اميد كه مسلمانان خود به خود از هم بپاشند. اين نقشه خطرناك را يهوديان بنى نضير مىخواستند، اجرا نمايند. آنان پس از جنگ احد، پيمانشكنى كردند. خبر پيمانشكنى آنان به پيامبر اعظم (ص) رسيد. ايشان براى آنكه از منويات و طرز تفكّر يهوديان بنىنضير آگاه گردد، همراه گروهى از افسران خود، عازم دژ آنها گرديد. رسول خدا (ص) در پاى قلعه و در سايه ديوار دژ با افسران خود نشستند[١] و با سران بنى نضير مشغول گفتوگو گرديدند. يهوديان با تعارفات و چرب زبانى، پيامبر را مشغول نگه داشته بودند تا يكى از آنان، عمرو بن حجاش نضرى از بالاى بام، سنگى بر سر پيامبر افكنده، آن حضرت را به شهادت برساند؛ امّا پيامبر (ص) به دليل رفت وآمدهاى بىشمار و مشكوك و چربزبانىهاى زياد، به توطئه پى برد يا اينكه فرشته وحى پيامبر (ص) را آگاه ساخت. پيامبر مجلس را ترك گفت و به مدينه بازگشت. ياران پيامبر (ص) نيز پس از مدّتى انتظار، وقتى مطمئن شدند كه پيامبر (ص) باز نمىگردد، در مدينه به محضر پيامبر شرفياب شدند و از توطئه يهود آگاه گرديدند.
يهوديان، چه به صورت گروهى و تشكيلاتى چه فردى، همواره در پى مخالفت و دشمنى با پيامبر بودند. يكى ديگر از توطئههاى يهود براى قتل رسول خدا (ص) اقدام زينب، دختر حارث، خواهر مرحب يهودى بود كه بزغاله بريانى را مسموم كرد و نزد رسول خدا (ص) آورد. پيامبر اعظم لقمهاى از آن برداشت كه ناگهان گوشت بريان شده به سخن در آمد و گفت: به زهر آلوده است.[٢]
برخورد مسالمتآميز پيامبر با يهود
پيامبر اكرم (ص) برخوردهاى گوناگونى با يهوديان داشت كه از اين ميان، تنها جنگهاى آن حضرت با بنى قينقاع، بنىنضير، بنىقريظه و خيبر شهرت يافته است؛ امّا درباره برخوردهاى مسالمتآميز ميان رسول خدا (ص) و يهوديان كمتر سخن به ميان آمده است. بنابراين، شايسته است برخوردهاى مسالمتآميز آن حضرت با يهود نيز مورد توجّه و بررسى قرار گيرد. برخى از مهمترين برخوردهاى مسالمتآميز پيامبر (ص) عبارت است از:
١. پيمان عمومى با يهود
مورّخان به پيمانهاى پيامبر با يهود اشاره كردهاند؛ امّا به متن آنها چندان توجّهى نشده است؛ مثلًا هنگام گزارش جنگهاى آن حضرت با سه گروه يهود، مىنويسند: پيامبر با آنان پيمانى داشت كه آنها ناديده گرفتند؛[٣] ولى موادّ اين پيمان را بيان نكردهاند. تنها دو مورد از اين قراردادها به طور كامل ثبت شده كه يكى مربوط به همه گروههاى مدينه است و به پيمان عمومى و موادعه يهود معروف شده و ديگرى مخصوص سه طايفه بنىنضير، بنى قريظه و بنى قينقاع است.
در قراردادى كه پيامبر (ص) ميان مهاجران و انصار منعقد نمود، در آن از يهود هم فراوان ياد شده است. تنها ابن هشام متن اين قرارداد را از ابن اسحاق روايت كرده و ابوعبيد- معاصر ابن هشام- نيز در كتاب «الاموال» آن را آورده است.[٤] از آن به بعد، برخى از تاريخنگاران آن را يادآورى نمودهاند؛ امّا متأسّفانه مورّخانى همچون ابنسعد، ابن خيّاط، بلاذرى، يعقوبى، طبرى و مسعودى به آن اشارهاى نكردهاند. متن اين پيمان طولانى است. در اينجا، تنها به بخشهايى از آن، كه مورد نظر است، توجّه مىكنيم:
بسم الله الرّحمن الرّحيم. اين نوشتهاى است از محمّد پيامبر، بين مسلمانان قريش و يثرب و كسانى كه به ايشان ملحق شوند ... هر يهودى از ما پيروى كند، يارى مىشود و با ديگر مسلمانان مساوى است، بر او ستم نمىشود و دشمنش يارى نمىگردد ... يهود هنگام جنگ، همراه مسلمانان هزينه جنگى را مىپردازند.
يهود بنى عوف و بندگانشان با مسلمانان در حكم يك ملّتند. يهوديان دين خود را دارند و مسلمانان دين خود را، امّا هر كه ستم كند خود و خانوادهاش را به هلاكت خواهد انداخت. براى يهوديان «بنى نجّار»، «بنىحارث»، «بنى ساعده»، «بنى جشم»، «بنى اوس»، «بنى ثعلبه»، «جفنه» و «بنى شطيبه» همان حقوق