ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - تربيت الهى و تكوّن شخصيّت پيامبر (ص)
آفريد.»
در كلام ديگرى مىفرمايد: «پيامبر، بهترين آفريدگان در خردسالى و طفوليّت و در سنّ كمال و پيرى، نجيبترين و بزرگوارترين مردم بود. اخلاقش از همه پاكان پاكتر و باران كرمش از هر چيزى بادوامتر بود.»
اميرالمؤمنين (ع) در بيان ديگرى درباره سرشت پاك و نسل مطهّر پيامبر (ص)، سخنى نويدبخش دارد كه مايه اميد و شادمانى دلدادگان و عاشقان پيامبر رحمت (ص) است.
سخن حضرت اين است: «قرارگاه پيامبر (ص) بهترين قرارگاه و خاندان او شريفترين پايگاه است. در معدن كرامت و بزرگوارى و مهدهاى عفّت و پاكيزگى رشد كرد. دلهاى نيكوكاران، شيفته او گشته و توجّه چشمها به سوى او گرديد. خداوند به بركت وجود او كينهها را مدفون و آتش خصومتها را خاموش نمود.»
اين جمله امام على (ع) كه مىفرمايد: «دلهاى نيكوكاران شيفته او گشته و توجّه چشمها به سوى او گرديد ...» بارقه اميد را در دل ما ايجاد مىكند. حالا كه خداوند به لطف و بزرگوارى خود بر ما منّت نهاده و محبّت و عشق آن حضرت را در دل ما قرار داده، شايد ما را از زمره ابرار و نيكان قلمداد فرموده و اين فضل و عنايت را بر ما ارزانى داشته كه دل مرده ما را به حيات محبّت او زنده و چشم دل را به جمال سيماى ملكوتىاش روشن سازد.
ابن ابىالحديد در شرح اين فراز از خطبه مىگويد: اينكه كلام را به صورت فعل مجهول بيان كرد (صُرفت)، قطعاً صارف و ميل دهنده خداوند است؛ يعنى خداوند دلهاى نيكوكاران را به سوى وجود پيامبر (ص) متمايل و مشتاق ساخت؛ امّا نه به صورت جبر و قهر، بلكه به توفيق و لطف، آن گونه كه علماى ما مىگويند. به عبارت ديگر ارباب دلها (خداوند) دلهاى ابرار را به پيامبر (ص) مشتاق گردانيد.
تربيت الهى و تكوّن شخصيّت پيامبر (ص)
اميرالمؤمنين (ع) در مورد چگونگى تربيت پيامبر اكرم (ص) و شكلگيرى شخصيّت آسمانى آن حضرت مىفرمايد: «از آن لحظهاى كه پيامبر (ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشته خود (جبرئيل) را مأمور تربيت پيامبر (ص) كرد تا شب و روز او را به راههاى كرامت و زيباترين اخلاق عالميان راهنمايى كند.»
از ويژگىهاى پيامبر اكرم (ص) در دوران چهل سال قبل از بعثت اين است كه در آن محيطى كه فقط محيط شرك و بتپرستى بود، او هرگز بتى را سجده نكرد. از اوّل كودكى تا آخر، هرگز اعتنايى به بت و سجده بت نكرد، نه تنها بتى را سجده نكرد، در تمام دوران كودكى و جوانى در «مكّه» كه شهر لهو و لعب بود به اين امور آلوده نشد. مكّه دو خصوصيّت داشت: يكى اينكه مركز بتپرستى «عربستان» بود و ديگر اينكه مركز تجارت و بازرگانى و سرمايهداران عرب عمدتاً در مكّه بودند. اينها بردهها و كنيزها را خريد و فروش مىكردند. در نتيجه مركز عيش و نوش اعيان و اشراف، همين شهر بود و انواع لهو و لعبها، شرابخوارىها و رقّاصىها در آن داير بود. پيغمبر اكرم (ص) در تمام عمرش هرگز در هيچ مجلسى از اين مجالس شركت نكرد. اين ناشى از همان تأييدات الهى است.
رسول خدا (ص) بعدها در دوره رسالت، از كودكى خودش فرمود: «من در كارهاى اينها شركت نمىكردم. گاهى هم احساس مىكردم كه گويى نيروى غيبى مرا تأييد مىكند.» مىفرمايد: «من هفت سالم بيشتر نبود، عبدالله بن جدعان كه يكى از اشراف مكّه بود، عمارتى مىساخت. بچّههاى مكّه