ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - جامعيّت شخصيّت پيامبر اعظم (ص) و ارتباط آن با جامعيّت قرآن
جامعيّت شخصيّت پيامبر اعظم (ص) و ارتباط آن با جامعيّت قرآن
عرفا با تعبيرات مختلف بر جامعيّت قرآن و ارتباط آن با جامعيّت شخصيّت پيامبر اكرم (ص) تأكيد مىكنند[١] و از خود پيامبر (ص) نقل مىكنند كه فرمود: «اوتيت جوامع الكلم؛[٢] به من پيام و سخن جامع داده شده است.» از آن رو كه قرآن، مظهر اسم شريف «الله» و از مظاهر و تجليّات مقام جامع احدى است، كاملترين كتاب است و به دليل مظهريتّش نسبت به اسم جمعى، تمامى اسماى ربوبى را منعكس مىكند و به همين دليل است كه شريعت قرآن، خاتم همه شرايع و ولايت مقيّده است. بنابراين، اولياى پيشين تابع اولياى محمّدى (ص) مىباشند. به همين دليل است كه حضرت اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايند: «كنت ولّياً و آدم بين الماء و الطّين»[٣] و نيز رسول گرامى (ص) در بيان شأن و منزلت ايشان مىفرمايند: «بعث على كلّ نبى سرّاً و معى جهراً.»[٤]
سيّد حيدر آملى در اين زمينه مىفرمايد:
در ميان كتب آسمانى پيش از قرآن، دو كتاب از برترى بيشترى برخوردارند و آن دو، تورات و انجيل است. بديهى است كه اين دو كتاب آسمانى همانند هم نبوده؛ بلكه تمايزات و تفاوتهايى با يكديگر دارند؛ زيرا در غير اين صورت هر كدام از ديگرى كفايت مىنمود. گفتهاند: بر حسب مقامات حضرت موسى (ع)، تورات مظهر ظاهر بوده و به جهانهاى ظاهرى و جسمانى بيشتر توجّه نموده و در مقابل، به مقتضاى مقام جناب عيسى (ع)، انجيل مظهر باطن بوده و به جهانهاى باطن و روحانى بيشتر نظر داشته است؛ ولى به تناسب جامعيّت مقام رسول خاتم (ص)، قرآن جامع كمالات ظاهر و باطن بوده و به هر دوى اين جهانها آنچنان كه شايسته و بايسته است، توجّه نموده و امور دنيا و آخرت را توأم بر عهده مىگيرد.[٥]
بر اين اساس، قرآن كاملترين كتابها و شريعت آن، شريفترين شريعتهاست، تمامى كلمات وجودى را در بر دارد و از اين رو، به «جوامع الكلم» تعبير شده است.[٦] به دليل آنكه قرآن داراى جميع مراتب كمالى است و به ديگر سخن، خلاصه كتب الهى كه بر انبيا نازل شده، بر قلب خاتم انبيا نازل شده است،[٧] عنوان «قرآن» نيز كه جامع همه مراتب و كمالات است، تنها بر وحى نازل بر خاتم انبيا اطلاق شده و بر ساير اقسام وحى كه بر انبياى پيشين نازل شده، اطلاق نگرديده است: «وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ؛[٨] يعنى قرآن كريم نه تنها معارف كتابهاى پيشين را تصديق مىنمايد؛ بلكه بر آنها هيمنه و سلطه و اشراف دارد[٩] و تا از لحاظ درجه وجود، حائز رتبه برتر، نسبت به كتابهاى گذشته نباشد، شايسته سلطه و نقض و ابرام و مانند آن نخواهد بود. از همين مطلب چنين استفاده مىشود كه تمامى مراتب كمال پيامبران پيشين در رسول خاتم (ص) جمع مىباشد.
پىنوشتها:
[١]. محمّد داوود قيصرى رومى، شرح فصوص الحكم، تصحيح و تعليق سيّد جلالالدّين آشتيانى، ص ٣٥٨.
[٢]. صدرالدّين محمّد شيرازى، اسرار آيات، صص ٨٢ و ٨٣.
[٣]. شيخ محمّد لاهيجى، مفاتيح الاعجاز فى شرح گلشن راز، ص ٢٤.
[٤]. همان.
[٥]. سيّد حيدر آملى، المقدّمات من كتاب نصّ النصوص، تصحيح و مقدمّه هنرى كربن، ص ٦١.
[٦]. امام خمينى، شرح دعاء السحر، مقدّمه سيّد احمد فهرى، ص ٦٨.
[٧]. محمّد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج ١، ص ٩٦.
[٨]. همان.
[٩]. شرح خصوص الحكم، صص ٨٦٥- ٨٧٠.
[١٠]. محيى الدّين بن عربى، فتوحات، ج ٣، ص ١٤٣.
[١١]. همان، ج ٣، ص ١٤٣.
[١٢]. سيّد حيدر آملى، جامع الاسرار، ص ٣٨٢.
[١٣]. همان.
[١٤]. سيّد حيدر آملى، المقدّمات من كتاب نصّ النصوص، صص ٧٢- ٧٤.
[١٥]. اسرار الشّريعه، تصحيح محمّد خواجوى، ص ٣٢.
[١٦]. سوره مائده (٥)، آيه ٤٨.
[١٧]. محى الدّين بن عربى، العباد تعليق القادر احمد، ص ٦٠.
[١٨]. صدرالدّين شيرازى، اسفار، ج ٧، ص ٢٣.