ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - گزارش
امروزه بيش از يك و نيم ميليارد مسلمان در اقصا نقاط دنيا پراكندهاند كه به شهادت حاضران، در اوقات فريضه نماز، هنگامى كه بانگ زيباى اذان از مأذنهها بلند مىشود، به سوى محلّ عبادت، يعنى مساجد جمع مىشوند و با اتّحاد و عشق به خدا، در مسير رستگارى گام بر مىدارند.
اذان در اسلام مقدّمه اقامه نماز است و جنبه اعلامى دارد. كسى كه اذان را مىشنود، مثل اين است كه مژده وصل و اجازه ورود به حريم ذكر و ياد خدا را يافته است. به همين لحاظ اين آواى نيكو يكى از عوامل باز دارنده مؤذّن از گناه و بدى است و تأثير افزونتر اين عمل در ايجاد تحوّل در جوامعى ديده مىشود كه اين كلمات پرمعنا را مىشنوند. خانم مروى، اهل «انگليس» كه اينك زهرا نام دارد، نخستين عامل گرايش خود به اسلام را شنيدن نواى اذان از پنجره اتاقش مىداند و مىگويد: اين ندا در قلب و جان او نفوذ كرد و او را به سوى خدا فرا خواند.
اذان با نداى الله اكبر، ابتدا ما را به توحيد و يگانگى خداوند فرا مىخواند و يادآور مىشود كه همه خلق و فرمان آفرينش از آن خداوند است، مشيّت او سبب هستى است و او داراى بزرگترين صفات عاليه است. پس از آن گواهى به رسالت رسول خدا (ص) مىدهد كه دلسوزانه آموزههاى الهى را به مردم ابلاغ نمود. آنگاه يادآور مىشود كه نماز بهترين عمل است كه رستگارى را در پى دارد. از اين رو از مردم مىخواهد كه در اجابت اين دعوت شتاب كنند.
تاريخچه اذان در اسلام به زمان رسول خدا (ص) برمىگردد. در ابتداى ورود پيامبر اكرم (ص) به «مدينه» مسلمانان دور هم جمع شده بودند و براى چگونگى اطّلاع از اوقات نماز، چارهانديشى مىكردند. هر كسى نظرى مىداد؛ امّا چون ايدههاى آنها به نوعى تقليد از مذاهب ديگر بود، پذيرفته نشد تا اينكه جبرئيل بر پيامبر (ص) شعار اذان را ابلاغ كرد. رسول خدا (ص) نيز از على (ع) خواست كه كلمات اذان را به بلال بياموزد و از همان زمان بلال، غلام سياهپوست آزاد شده تازه مسلمان به صورت رسمى مؤذّن شد.
گزارش
به دليل اهمّيت اذان، مؤذّن نيز به سبب اينكه ذكر و ياد خداوند متعال را در قلبها زنده مىكند و انسان را به استفاده از آن ثمره و بهرهاى كه خداوند متعال براى مؤمنان در نماز قرار داده است، دعوت مىكند، ارزشى والا دارد؛ چنان كه امام رضا (ع) از پيغمبر (ص) نقل مىكنند كه فرمودند: «در قيامت مؤذّنان از همه مردم سرافرازترند.» مؤذّن بهترين ياور انسان است تا او بر فرايض خود تنبّه پيدا كند. چون گاهى اشتغالات زندگى و ابتلائات مادّى چنان انسان را سرگرم مىكند كه حتّى از انجام واجباتش نيز غفلت مىكند. در چنين شرايطى، كسى كه انسان را متوجّه غفلت خود مىكند، بر انسان حقوقى پيدا مىكند.
امام سجّاد (ع) حقّ مؤذّن را در رساله حقوق اين چنين بيان مىكند:
«و امّا حقّ اذانگو اين است كه بدانى او خدايت را به ياد تو