ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣
شيوه برخورد انسان با دنيا و مظاهر آن را در رهگذر تعالى و تكامل، به خوبى بيان كرده است؛ هم دلبستگى به دنيا و هدف قرار دادن آن و تعلّقات بيش از حد به مظاهر و جلوههاى دنياى ناپايدار و زودگذر را عامل سقوط و انحطاط انسان مىداند و از اين منظر به تحقير و مذمّت دنيا و دلدادگى به آن پرداخته است و هم عزلت و رها كردن كه در تعبير قرآن به رهبانيّت از آن، نام برده شده را مورد نكوهش قرار مىدهد. در اين ميان، راه اعتدال و اقتضاى حكمت، آن است كه مظاهر و جلوههاى دنيا با همه فريبندگى و زيبايىاش را در برابر مقام و منزلت انسان و كمال انسانى، حقير و ناچيز بشمارد و آن را صرفاً ابزار و بسترى براى حركت و تكاپو به سوى كمال انسانى و رسيدن به سعادت جاودانه قرار دهد. پيامبر اكرم (ص) الگو و اسوه اين فضيلت انسانى است. بنابراين حضرت على (ع) در همه شئون زندگى و جهتگيرى صحيح در رفتار، ايشان را به عنوان اسوه معرفى مىكند: «همانا رسول خدا (ص) الگويى كامل براى توست كه راه و رسم زندگى را از او بياموزى و راهنماى خوبى است براى تو در شناخت بدىها و عيبهاى دنيا و زشتىها و رسوايىهاى آن. چه اينكه دنيا از هر سو بر پيامبر (ص) بازداشته و براى غير او گسترانيده شد و او را از دنيا چون طفلى از شير مادر بريده، از زر و زيورش دور گردانيد». در بيان ديگرى جهتگيرى پيامبر (ص) نسبت به دنيا و مظاهر آن را بيان مىكند و تحليل نموده كه چگونه دنيا را با جلوههاى فريبندهاش تحقير كرد و كمترين توجّهى به آن ننمود. «پيامبر اكرم (ص) دنيا را كوچك شمرد و در چشم ديگران، آن را ناچيز جلوه داد. آن را خوار و بىارزش شمرد و در نزد ديگران خوار و بىمقدار معرفى نمود و مىدانست خداوند براى كرامت و احترام به او، دنيا را از وى دور ساخت و به خاطر ناچيز بودنش، به ديگران بخشيد. آن حضرت از جان و دل به دنيا پشت پا زد و ياد آن را از دلش راند».
سپس حضرت خطاب به پيروان مكتب پيامبر (ص) مىفرمايد: «پس به پيامبر، پاكيزه و نيكوترين مردم، اقتدا كن كه راه و رسم او الگويى است، براى كسى كه در زندگى، سرمشق بطلبد و مايه فخر و بزرگى است، براى كسى كه خواهان بزرگوارى باشد و محبوبترين بندگان نزد خدا كسى است كه به پيامبر (ص) اقتدا كند و از پى او رود».
امام على (ع) در ادامه اين خطبه، نكتههايى تكاندهنده از شيوه زندگى زاهدانه پيامبر اكرم (ص) را بيان مىكند:
«رسول خدا (ص) از دنيا چندان نخورد كه دهان را پُر كند و به دنيا با گوشه چشم نگريست. دو پهلويش از همه فرو رفتهتر (كنايه از لاغرى پيامبر (ص)) و شكمش از همه خالىتر بود. دنيا را براى او عرضه كردند؛ ولى او نپذيرفت. چون دانست خدا چيزى را دشمن دارد، آن را دشمن داشت و چيزى كه خدا خوار شمرد، آن را خوار انگاشت. در زندگانى رسول خدا (ص) براى تو نشانههايى است كه تو را به زشتىها و عيبهاى دنيا راهنمايى مىكند؛ زيرا پيامبر (ص) با نزديكان خود گرسنه به سر مىبرد و با آن مقام و منزلت بزرگى كه داشت، زينتهاى دنيا از ديده او دور ماند. پس هر انديشمند بايد با عقل خود به درستى انديشه كند كه آيا خداوند، محمّد (ص) را به داشتن اين ويژگىها اكرام كرده، يا او را خوار نموده است؟ اگر بگويد خوار كرده، دروغ گفته و بهتانى بس بزرگ زده است و اگر بگويد او را اكرام كرده، پس بداند خدا كسى را خوار شمرد كه دنيا را براى او گسترانيد و از نزديكترين مردم به خودش دور نگه داشت.
او با شكمى گرسنه از دنيا رفت و با سلامت جسم و جان وارد آخرت گرديد. او سنگى بر سنگ نگذاشت (خانهاى مجلّل نساخت) تا جهان را ترك گفت و دعوت پروردگارش را پذيرفت و چه بزرگ است منّتى كه خداوند با بعثت پيامبر (ص) بر ما نهاد و چنين نعمت بزرگى به ما عطا فرمود! رهبر پيشتازى كه بايد او را پيروى كنيم و پيشوايى كه بايد راه او را تداوم بخشيم».